روزنامه کائنات
5

گزارش

1404 شنبه 4 بهمن - شماره 5000

کائنات شرایط جامعه امروز را از نگاه جامعه شناسان بررسی می کند

هم باید بگوییم، هم باید بشنویم!

 سجاد آقا رضایی- طبقه متوسط ایران هنوز به‌طور کامل حذف نشده است هرچند دیگر نمی‌تواند به ایفای نقش کلاسیک خود بپردازد. این خانوارها نه آنقدر درآمد دارند که بتوانند خود را در برابر تورم بیمه کنند و نه آنقدر فقیر هستند که از حمایت‌های مستقیم و پایدار برخوردار شوند.
در نتیجه جایی میان بقا و سقوط در خلاء معلق مانده‌اند و عملاً کمتر احساس رفاه و امنیت اقتصادی می‌کنند. خیلی از آنها بابت تحمل یک شوک اقتصادی دیگر نگران هستند و می‌دانند افزایش دوباره نرخ ارز، جهش قیمت انرژی، بیماری، بیکاری یا حتی یک تصمیم سیاستی ناگهانی باعث می‌شود به دهک‌های پایین‌تر سقوط کنند.
نجات طبقه متوسط بدون مهار تورم مزمن، بازتعریف حمایت‌های اقتصادی و همسان‌سازی واقعی درآمد با هزینه زندگی امکان‌پذیر نیست. کاهش شوک‌های ناگهانی و ثبات نسبی در سیاست‌های اقتصادی نیز ستون‌های دیگر بازسازی وضعیت این طبقه هستند. اگر چنین تغییرات زودتر اجرایی نشوند، برنامه نجات در آینده پرهزینه‌تر از هر زمان دیگری خواهد بود. در حال حاضر داده‌های اقتصادی نشان می‌دهند طبقه متوسط هنوز نفس می‌کشد اما فاصله‌اش با سقوط از همیشه کمتر است.
شرایط موجود برای مردم قابل تحمل نیست
جامعه‌شناس و استاد بازنشسته دانشگاه تهران گفت: شرایط کشور منجر به وضعیتی شده که اکنون با توده‌های عظیم و ناتوانِ در جستجوی تغییر، اما در شرایطی درماندگی مواجه هستیم.
«سعید معیدفر» جامعه‌شناس و استاد بازنشسته دانشگاه تهران در تحلیل خود از اعتراضات اخیر مردم به ایلنا گفت: ما مسیر دشواری را پشت سر گذاشتیم. کشور که پیش از این در دوره اصلاحات وضعیت نسبتاً قابل قبولی داشت، به‌تدریج به سوی تجمع بحران‌ها در تمامی حوزه‌ها پیش رفت. شرایطی که در اواخر دوره اصلاحات، به ویژه در دولت هشتم، کشور را به سمت تکامل و پیشرفت می‌کشاند؛ به‌طوری‌که اگر همان روند ادامه می‌یافت، امروز می‌توانستیم جزو بیست اقتصاد برتر جهان باشیم، ما را به حل مشکلات در سطح بین‌المللی و تشویق به رشد و توسعه داخلی سوق داد. در این مسیر، جوانان نیز امید خود را به دست می‌آوردند. اما در نهایت آن مسیر حفظ نشد و از دوره احمدی‌نژاد فقر، بدبختی، بن‌بست و بحران تجربه کردیم و مسیر پیش‌رو به‌جای بازی برد‑برد، به بازی باخت‑باخت تبدیل شد.
آرمان‌های طبقه متوسط به‌تدریج ذوب شد
وی ادامه داد: در این شرایط پیش‌بینی می‌شد که طبقه متوسط، که پیشگام توسعه و تغییرات اجتماعی از دوره قبل بود، به‌تدریج نقش خود را از دست بدهد. می‌توان گفت که در سال ۱۳۸۸، حتی برای به دست آوردن آراء خود، راهپیمایی‌های بزرگی در چند شهر کلان، از جمله تهران، برگزار شد، اما به‌نتیجه نرسید. در سال‌های ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ نیز تلاش‌هایی صورت گرفت تا وضعیت موجود بهبود یابد، اما این امکان فراهم نشد و عملاً طبقه متوسط از کارایی خارج شد؛ در واقع آرمان‌های آن‌ها به‌تدریج ذوب شد. علاوه بر این، شرایط اقتصادی باعث تضعیف روزافزون این طبقه شد.
معیدفر یادآور شد: از سال ۱۳۹۸ پیش‌بینی می‌کردم که ما دیر یا زود با اعتراضات جامعه‌ای از نیازمندان، بیکاران و محزونان مواجه خواهیم شد که در صورت وقوع این‌چنین اتفاقی، جامعه ما از یک جامعه جنبشی به یک جامعه شورشی بدل می‌شود.
او در ادامه به اعتراضات اخیر اشاره کرد و افزود: در این دوره، به‌ویژه اوایل دی ماه، به‌دلیل نوسانات شدید ارز و طلا، محافظه‌کارترین بخش جامعه—بازاریان—متوجه شدند که شرایط زندگی دیگر قابل تحمل نیست. تلاش‌های آنان برای حفظ وضعیت موجود به‌تدریج از بین می‌رود و در پی این امر، اقدامات اعتراضی آغاز می‌شود. با توجه به بسترهای فراگیر فقر که در سراسر کشور، به ویژه در حاشیه شهرهای بزرگ و جنوب تهران، به شدت مشهود است، پیش‌بینی می‌شد که این جرقه اعتراضات به‌سرعت به آتشی بزرگ تبدیل شود؛ به‌طوری‌که دیگر هیچ نیروی کنترل‌کننده‌ای نخواهد یافت.علاوه بر این، به‌نظر می‌رسید که این خیزش به‌صورت گسترده‌ای در سراسر کشور رخ می‌دهد؛ از مناطق محروم ایلام تا نقاطی که بیکاری بسیار هست و قطع برق به‌طور مداوم در آنها مانند کرمانشاه رخ می‌دهد، جرقه‌ها به تدریج شعله‌ور می‌شوند.
اعتراضات از کنترل خارج شد
به گفته وی در اوایل برخی اعتراضات خشونت‌بار رخ داد و متأسفانه وضعیت از کنترل خارج شد. در واقع، هنگامی که «گروهی به‌کنار رفته» که به‌صورت کنایه‌ای «پهلوی» نامیده می‌شود، به میانه صحنه آمد و با وجود اینکه این خاندان جز تخریب در تاریخ ایران کاری نکرده‌اند، نقش پیش‌روِ یک خیزش مردمی را بر عهده گرفت! در ادامه حاکمیت نیز به دلیل اعمال قهری و عدم وجود راه‌حل‌های جایگزین، دیگر توان گفت‌وگو با مردم را نداشت. این امر منجر به وضعیتی شد که ما اکنون با توده‌های عظیم و ناتوان در جستجوی تغییر، اما در شرایطی درماندگی مواجه هستیم. طبقه متوسط نیز که آرمان‌هایش به‌تدریج تضعیف شده و درگیر روزمرگی شده است، اگرچه هنوز علاقه‌مند به تحول است، اما صدای او شنیده نمی‌شود.
رسانه‌ها دیگر فرصتی برای بیان نظرات معتدل و سازنده ندارند
این جامعه‌شناس اظهار کرد: ما وارد وضعیتی شده‌ایم که هر گونه اشاره به اصلاحات یا تغییرات مسالمت‌آمیز، به‌سرعت مورد رد و طرد قرار می‌گیرد. در این شرایط، اگر شخصی از اقشار محروم یا طبقات پایین‌دست که به‌طور شدید در وضعیت بحرانی قرار گرفته‌اند، نظراتی را درباره اعتراضات مسالمت‌آمیز مطرح کند، بلافاصله مورد انتقاد قرار می‌گیرد. رسانه‌ها نیز دیگر فرصتی برای بیان نظرات معتدل و سازنده ندارند؛ تنها صدای خشونت و تنش در فضای عمومی به گوش می‌رسد. حتی افرادی که در نگاه عموم به‌عنوان شخصیت‌های روشنفکر و مشهود شناخته می‌شوند، هنگامی که درباره اصلاحات یا تغییرات مسالمت‌آمیز سخن می‌گویند، با واکنش‌های تند مواجه می‌شوند.
چرا کسی نمی‌گوید به چه دلیل تروریست‌ها در اعتراضات، نقش‌آفرینی کرده‌اند؟!
به گفته معیدفر مسئولان فعلی نه می‌توانند مشکلات اقتصادی کشور را حل کنند و نه می‌توانند مصادیق و ادعاهای مطرح‌شده توسط رئیس‌جمهور را برآورده سازند. با توجه به وضعیت پیش‌آمده، می‌دانیم که پتانسیل خشونت در برخی از مناطق وجود دارد که این مسأله می‌تواند آینده‌ای بسیار نگران‌کننده برای ملت به‌ همراه داشته باشد.  بحران‌های کنونی ناشی از عملکردهای اشتباه آن است. برخی تفسیرها می‌گویند تروریست‌ها وارد عمل شده‌اند، یا می‌گویند آمریکا یا اسرائیل مداخله کرده‌اند؛ اما هیچ‌یک نمی‌گویند که چه اقداماتی انجام داده‌ایم که این عوامل توانسته‌اند امکان نقش‌آفرینی در کشور داشته باشند.
چرا اعتراف نمی‌کنیم حوادث اخیر ناشی از عملکردمان است
وی گفت: به‌ راستی نباید اعتراف کنند که حوادث اخیر ناشی از عملکرد ناقص‌مان و مسیر نامناسبی است که اتخاذ کرده‌ایم، از طرفی ما از سوی جامعه بین‌المللی تقریباً به‌مرور زمان حذف شده‌ایم؛ تنها چند کشور باقی مانده‌اند که آنها نیز همچنان ما را در چارچوب استراتژیکی، محدود کرده‌اند.
این جامعه‌شناس در ادامه اظهار کرد: در داخل کشور، مردمی وجود دارند که روزانه از این وضعیت رنج می‌برند و با فشارهای مستمر مواجه‌اند. بر اساس نظرسنجی‌ای که دولت در سال ۱۴۰۲ انجام داده بود، بیش از نود درصد مردم بر این باورند که شرایط موجود نیاز به اصلاحات بنیادی و اساسی دارد. در مقابل، کمتر از ده درصد از مردم گفته بودند، وضعیت فعلی مطلوب است.
نقش مؤثری در حل و فصل بحران‌های داخلی نداریم
 وی تاکید کرد: در  این میان، ما خود به‌عنوان نیرویی که به‌طور مستقیم در صحنه حضور دارد، نقش مؤثری در حل و فصل بحران‌های داخلی نداریم. به‌خصوص وقتی‌که گفته می‌شود آمریکا، اسرائیل و گروه‌های تروریستی در این کشور نقش‌پذیری دارند، نقش واقعی ما محدود به برخوردهای قهری می‌شود. به‌دلیل این وضعیت، پیش‌بینی می‌شود که شرایط اقتصادی کشور به‌مراتب دشوارتر شود و در صورت  تداوم این وضعیت، مردم، دیگر امیدی به بهبود نخواهند داشت.
معیدفر با بیان اینکه در این شرایط، بسیاری از مردم به دلیل‌ عدم توانایی در تحمل فشارها و ناآرامی‌ها، ناگزیر می‌شوند تا به گونه‌ای سر و صدای خود را بلند کنند، گفت: برخی ممکن است حتی شعاری در حمایت از پهلوی بکار برند؛ هرچند این واژه تاکنون نقش خاصی در تاریخ کشور نداشته و پیشینیان آن نیز جز تخریب و بی‌حاصلی کاری در این سرزمین نکرده‌اند. ما با عملکردمان در داخل کشور مسیر اصلاحات را مسدود کردیم. اگر مسئولان با درایت عمل می‌کردند اتفاقات اخیر رخ نمی‌داد و فردی مانند پهلوی با  آن نقش مُخربی که این خاندان در تاریخ ایران داشته‌اند، رهبر و پرچمدار جریان مخالف نمی‌شد!
اهمیت شنیدن صدای مردم
سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران می گوید:صدای مردم را اگر به موقع می‌شنیدیم و برای پاسخ دادن به مطالبات و نیازهای مردم اهتمام لازم را به‌کار می‌گرفتیم، شاید شاهد این نوع اعتراضات و اتفاقات نبودیم. باید به دنبال پشتوانه‌سازی باشیم و کاری کنیم که سرمایه اجتماعی در ایران بالا برود.
این روزها که شاهد این اعتراضات در سطح شهر بودیم و از بازار شروع شد و بعد جنبه‌های دیگری پیدا کرد، مجددا این موضوع مطرح شد که صدای مردم را باید بشنویم. آقای رئیس‌جمهور می‌خواهد صدای بی‌صدایان باشد. این بی‌صداها، الزاما افراد فقیر نیستند، هرچند بخش عمده‌اش می‌توانند باشند. برای اینکه صدای کسی را بشنویم، باید فرصت گفت‌وگو و بیان آزادانه نیازها و مشکلات و مطالبات و سوالات داده شود. یعنی پرسشگری و مطالبه‌گری هزینه نداشته باشد و در گفت‌وگو شنیدن حرف طرف مقابل هم مهم است.
یعنی فقط «گفت» نیست، هم باید بگوییم و هم باید بشنویم. این ماهیت یک گفت‌وگوست. آنچه این روزها دوباره مطرح شد این است که وقتی عده‌ای اعتراض دارند، دیدگاه و اعتراض خود را کجا باید مطرح کنند؟ اگر قرار است صدای مردم را نشنویم، طبیعی است که هر مردمی در هر کشوری وقتی نتوانند پاسخ سوالات خود را بگیرند یا خواسته و مطالبات بحق آنها برآورده نشود، تریبون و فرصتی برای بیان آزادانه نداشته باشند، اینکه راه دیگری را انتخاب کنند، خیلی هم غیر طبیعی نیست. ما اگر به موقع صدای مردم را می‌شنیدیم و برای پاسخ دادن به مطالبات و نیازهای مردم اهتمام لازم را به‌کار می‌گرفتیم، شاید شاهد این نوع اتفاقات نبودیم.
از آنطرف بحث این است که منابع کم است، اما همچنان برخی دایره‌ها و نهادهایی که به جایی پاسخگو نیستند، بودجه دریافت می‌کنند. از این رو رئیس‌جمهور اعلام کرد که بودجه نهادهای غیر پاسخگو باید قطع شود. وقتی لایحه بودجه ۱۴۰۵ ارائه شد افزایش حقوق کارمندان ۲۰ درصد در نظر گرفته شده بود ولی همان نهادها که اثری از عملکردشان دیده نمی‌شود، نه تنها کاهش بودجه نداشتند بلکه در مواردی افزایشی هم بوده است. کم بودن منابع و تخصیص بودجه به موارد مبهم تناقضی مهم است و می‌تواند تا نشنیدن صدای کارگران، بازنشستگان، فقرا و نیازمندان امتداد داشته باشد. مدت‌هاست تورم صعودی بوده، بورس و صنایع کوچک گرفتار تلاطم شده‌اند ولی خبر خوب این است که این بار صدای بازاریان شنیده شد.
صنف بازار قدرت دارد و بازاریان ذی‌نفوذ بوده‌اند. آنها مغازه‌ها را بستند و اعتراضات شروع شد. درواقع ما باید اول با خودمان روراست باشیم اینکه آیا واقعا می‌خواهیم صدای مردم را بشنویم؟ اگر صدای واقعی را نشنویم و پاسخ درست و منطقی به حقوق حقه مردم ندهیم احتمالا فاصله بعدی اعتراض خیلی طولانی نخواهد بود. درحقیقت این امر می‌تواند اعتراضات را تکرار کند به‌گونه‌ای که شدت و گستردگی آن بیشتر شود. اینجا وظیفه دولت برجسته می‌شود که باید مشکلات را ببیند و مطالبات مردم را بشنود. در چنین شرایطی بود که افزایش قیمت بنزین، ارز و مالیات‌ها اتفاق افتاد و باید به این سوال پاسخ داد که مردم آیا می‌توانند این بار سنگین را بر دوش داشته باشند؟ تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی وجود دارد و آثارش در زندگی مردم هویداست. اگر برآورد این است که تورم ۴۰ درصد است، چرا حقوق کارمندان ۲۰ درصد و مستمری افراد نیازمند تا ۳۰ درصد در لایحه پیش‌بینی می‌شود؟ آیا این به معنای نشنیدن و ندیدن نیست؟ طبیعی است که اینها عوارض دارد و بارها هشدار داده بودم. وقتی می‌خواهیم تصمیم بگیریم باید همه جوانب را بررسی کنیم و در آن صورت احتمال وقوع برخی وقایع قابل پیش‌بینی می‌شود. در این بین وقتی اعتراضات گسترش پیدا می‌کند، دود آن به چشم همه می‌رود. تخریب‌ها و هزینه‌های نیروی انسانی که بر کشور تحمیل شد در کنار کاهش اعتماد، دولت را از سرمایه عمومی خود محروم می‌کند.
باید به دنبال پشتوانه‌سازی باشیم و کاری کنیم که سرمایه اجتماعی در ایران بالا برود. شعار ۱۴۰۵ مددکاران اجتماعی ایران (سرمایه اجتماعی) انتخاب شده است، چون این نگرانی را داریم و کاهش سرمایه اجتماعی می‌تواند تبعاتی گوناگون داشته باشد. اگر اتفاقی در کشور بیفتد باید به سمت افزایش سرمایه اجتماعی برویم. افزایش سرمایه اجتماعی، مستلزم اقداماتی است که اعتماد را بیشتر و مشارکت را افزایش دهد.
جغرافیای اراده ؛ کالبد شکافی یک آزمون ملی
چالش‌های داخلی، بخشی جدایی‌ناپذیر از پویایی اجتماعی هر جامعه‌ای هستند، اما آنچه در شرایط کنونی اهمیت مضاعف یافته، نحوه معنابخشی به این تحولات و مرزبندی روشن میان نقد درون‌زا و روایت‌سازی برون‌مرزی است؛ مرزی که می‌تواند مسیر حل مسائل را هموار کند یا زمینه مصادره آن‌ها را توسط بازیگران خارجی فراهم آورد.
وحیده نعیم آبادی عضو هیات علمی دانشگاه ادیان و مذاهب قم در یادداشتی ، نوشته‌است: در مواجهه با چالش‌های داخلی، عمق استراتژیک یک جامعه نه در نبود بحران، که در کیفیت مواجهه و معناسازی برای آن مشخص می‌شود.
رخدادهای اخیر بار دیگر این آموزه کلیدی را به یاد آورد که پویایی اجتماعی همواره با اصطکاک و مطالبه همراه است، اما سرنوشت‌ساز، جایی است که این اصطکاک‌ها در کدام چارچوب تفسیری قرار می‌گیرند. آنچه در نهایت ثبات و تاب‌آوری یک نظام را تعیین می‌کند، توانایی آن در مدیریت هندسه ادراکی بحران‌هاست.
برخی نیروهای فراتر از مرزها، با سرمایه‌گذاری سنگین رسانه‌ای و روانی، در پی آنند که هر ناهمواری گذرای داخلی را به نشانه‌ای از یک گسست بنیادین تبدیل کنند. هدف، نه همراهی با حل مسئله، که تعمیق شکاف و القای حس ناگزیریِ تغییر از مسیرهای غیرمولد است.
کارکرد چنین رویکردی، دامن‌زدن به یک دوگانگی تخریبی است؛ القای این انگاره که منافع ملت در تقابلی ذاتی با ساختار حاکمیت قرار دارد و با بزرگ‌نمایی موانع تلاش می‌کند فضای عمومی به سمتی سوق یابد که گفت‌وگوی منطقی و اصلاح تدریجی، ناممکن و نافرجام جلوه کند. در این فضا، حتی اعتراضات برخاسته از دغدغه‌های مشروع نیز ممکن است به سرعت محملی برای پیش‌برد این روایت کلانِ فروپاشنده شوند. آنچه در این میان از اهمیت حیاتی برخوردار است، حفظ مرز روشن بین «نقد داخلی» و «بهانه‌جویی خارجی» است. مسائل و مطالبات داخلی، هرچه که باشند، در حوزه حاکمیت ملی این کشور تعریف و باید توسط نخبگان و مردم حل و فصل شوند. هیچ‌یک از این موضوعات نباید بهانه‌ای برای فضولان منطقه‌ای و جهانی شود تا با عنوان مداخله بشردوستانه ، دکمه روایت‌پراکنی خود را فشار دهند. حافظه تاریخی این مرز و بوم به یاد دارد که مداخلات خارجی حتی با پوشش حمایت از مردم در نهایت به تاراج منابع ملی و تقویت منافع قدرت‌های بیگانه می‌انجامد. مقاومت در برابر این مداخلات، دفاع از حق تعیین سرنوشت است.
جامعه هوشمند، جامعه‌ای است که بتواند هیاهوی جنگ شناختی را کنار بزند و مسائل خود را در چارچوبی کلان‌تر ببیند. امروز جمهوری اسلامی ایران در کانون تحولات ژئوپلیتیک جهانی قرار دارد. موضوعاتی مانند حفظ استقلال در برابر هژمونی غرب، همکاری‌های راهبردی جهانی و منطقه‌ای، پیشبرد علمی و فناورانه تحت شدیدترین تحریم‌ها و الگوسازی مقاومت مبتنی بر خردورزی ، موضوعاتی است که سرنوشت نسل‌های آینده را رقم می‌زند. اجازه دادن به اینکه مسائل داخلی که ویژگی هر جامعه پویایی ست ، او را از این اهداف راهبردی منحرف کند، به معنای شکست در عرصه شناختی و بازی در زمین مقابل است.
در چنین شرایطی، رسالت اصلی، ارائه تحلیلی متوازن است که هم مشکلات را به‌درستی ریشه‌یابی کند و هم بر ظرفیت‌های درونی نظام، انسجام ملی و راه‌حل‌های بومی تأکید نماید و گفتمان امیدواری فعال و آگاهانه جایگزین روایت یأس تقدیرگرایانه شود.
در میانه این تلاطم‌های گذرا، عرصه نبرد، آزمایشگاهی است که در آن اراده جمعی در تبدیل تهدید به میدان تمرین برای بلوغ سنجیده می‌شود. تاریخ نه برندگان لحظه، که پیروزان نهایی را به یاد می‌آورد؛ آنانی که هر آشفتگی را به راهی برای تقویت بنیان‌های عمیق‌تر اتحاد ملی، و هر فشار را به محرکی برای کشف ظرفیت‌های خفته درون بدل کردند. وظیفه ما این نیست که صرفاً از طوفان عبور کنیم، بلکه این است که ناخدایانی شویم که از هر موج، هنر جدیدی از کشتی‌رانی می‌آموزند. این انتخاب، و تنها این انتخاب، سرنوشت‌ساز است.
قطع اینترنت خشم عمومی را رادیکال‌تر می‌کند
یک جامعه‌شناس با انتقاد از رویکرد محدودسازی فضای مجازی هشدار داد که قطع اینترنت نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه خشم تلنبار شده جامعه را به سمت رفتارهای رادیکال‌تر سوق می‌دهد.
یک جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی با تحلیل وضعیت کنونی جامعه و اعتراضات اخیر، نسبت به پیامدهای خطرناک رویکرد‌های سلبی هشدار داد. سیمین کاظمی معتقد است که راهکار حاکمیت در مواجهه با بحران‌ها، از جمله توسل به قطع اینترنت، نه‌تنها آبی بر آتش خشم عمومی نیست، بلکه به مثابه بنزینی است که نارضایتی‌های پنهان را شعله‌ورتر می‌کند. به گفته او، مشکلات امروز ایران بسیار عمیق‌تر از آن است که با خاموش کردن مودم‌ها و مسدودسازی پلتفرم‌ها برطرف شود.
جراحی سیاسی؛ پیش‌نیاز اصلاحات اقتصادی
این عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران با نقد عملکرد دولت در ماجرای «جراحی اقتصادی» تأکید کرد که دولت‌ها معمولاً بدون در نظر گرفتن عوارض اجتماعی، دست به تیغ جراحی می‌برند. کاظمی تصریح کرد که جامعه ایران پیش از هرگونه تغییر اقتصادی، نیازمند یک «جراحی سیاسی» عمیق بود. وقتی اولویت‌های سیاست داخلی و خارجی با واقعیت‌های کف جامعه و مطالبات مردم همخوانی ندارد، حتی طرح‌های اقتصادی نیز به ضد خود تبدیل می‌شوند. مردم انتظار دارند در سیاست خارجی منافع ملی در صدر باشد و در داخل، فضایی باز برای نقد فساد و رانت‌خواری فراهم شود؛ اما وقتی این پیش‌زمینه‌ها مهیا نیست، جراحی اقتصادی تنها به خونریزی بدون درمان منجر می‌شود.
بن‌بست فیلترینگ و تشدید نارضایتی‌ها
کاظمی با اشاره به تداوم قطعی اینترنت بین‌الملل، این اقدام را نشان‌دهنده فقدان راه‌حل‌های منطقی در میان تصمیم‌گیران دانست. به باور او، وقتی شهروندان از ابتدایی‌ترین حقوق ارتباطی و امکانات روزمره محروم می‌شوند، احساس نادیده گرفته شدن در آن‌ها تقویت می‌شود.
این جامعه‌شناس تصریح کرد: «مشکلات ما ریشه‌دارتر از آن است که با قطع ارتباطات حل شود. برخی مسئولان شاید تصور کنند سکوت ناشی از قطعی شبکه به معنای آرامش است، اما واقعیت این است که این سکوت، فریادی است که در گلو خفه شده و پتانسیل انفجار دارد.» استفاده از ابزار فیلترینگ به عنوان یک مسکن موقت، تنها پاک کردن صورت‌مسئله است و نمی‌تواند جایگزین پاسخگویی شفاف به مطالبات انباشته‌شده باشد.
خطر همگرایی طبقات در رفتارهای رادیکال
نکته نگران‌کننده در تحلیل‌های این پژوهشگر، تغییر ماهیت اعتراضات است. برخلاف سال‌های گذشته که اعتراضات معمولاً به یک طبقه خاص (متوسط در سال ۸۸ یا فرودست در سال‌های ۹۶ و ۹۸) محدود می‌شد، اکنون شاهد همگرایی طبقه متوسط و فرودست هستیم. کاظمی هشدار داد که خشم عمومی در حال تلنبار شدن است. وقتی به مطالبات معیشتی و آزادی‌های اجتماعی پاسخ روشنی داده نمی‌شود، این انرژی متراکم راهی برای تخلیه می‌جوید. اگر حاکمیت همچنان به جای شنیدن صدای مردم، راهکار را در محدودیت جستجو کند، این خشم در آینده‌ای نزدیک به شکلی بسیار رادیکال‌تر و غیرقابل‌کنترل‌تر آزاد خواهد شد.

 

 واکنش به مداخلات دونالد ترامپ در امور داخلی کشورمان
بلوف سیاسی یا اقدام واقعی؟
 دو فعال سیاسی،اظهارات مداخله جویانه و تهدیدات نظامی ترامپ را نماد لمپنیسم در عرصه جهانی و طرح صریح موضوع تغییر رژیم و تهدید مقام های عالیرتبه در ایران را کاملاً مغایر با اصول و قوانین بین‌المللی خواندند و این رفتارها را ناشی از بی‌ثباتی و رفتارهای غیرعقلانی ترامپ دانستند. «امیررضا واعظ آشتیانی» در واکنش به مداخلات دونالد ترامپ در امور داخلی کشورمان و یاوه‌گویی‌های او درباره رهبری ایران، گفت: ترامپ با یاوه‌گویی‌هایی که مطرح می‌کند، دچار نوعی توهم شده و تصور می‌کند همه‌کاره دنیا است. رفتارهای او نشان‌دهنده ترویج نوعی لمپنیسم در فضای بین‌المللی است.
ایران نسخه‌ای منحصر به‌فرد دارد
وی افزود: ترامپ تلاش می‌کند اقدامات خود را از مسیر تهدید پیش ببرد؛ جایی را زخمی می‌کند و سپس می‌خواهد القا کند که قادر است عمق این زخم را بیشتر کند. درحالی که خود او نیز می‌داند نسخه‌ای که برای ونزوئلا، سوریه یا برخی کشورهای دیگر بکار برده شده، با نسخه ایران کاملاً متفاوت است. عضو اسبق شورای شهر تهران با بیان اینکه ایران نسخه‌ای منحصر به‌فرد دارد که هیچ‌کس آن را به‌درستی نمی‌شناسد، تصریح کرد: اگر اندکی تعقل به خرج دهند، متوجه خواهند شد تفاوت ایران با بسیاری از کشورهای جهان در این است که مردم آن از وحدت و انسجام برخوردارند و پای سرنوشت، سرزمین و انقلاب خود ایستاده‌اند.
روش‌های ماکیاولیستی در قبال ایران پاسخگو نیست
واعظ‌آشتیانی بیان کرد: با این حال، آنها هنوز نمی‌خواهند این واقعیت را بپذیرند که ایران کشوری متفاوت است. رویکردی ماکیاولیستی برای خود ترسیم کرده‌اند و به نظر می‌رسد گویی شب‌ها کتاب ماکیاولی را زیر بالش می‌گذارند و می‌خوابند، با این تصور که این روش‌ها می‌تواند در قبال ایران پاسخگو باشد.
ایران؛ کشوری مستقل و مقتدر
این فعال سیاسی با بیان اینکه ایران کشوری مقتدر است که روی پای خود ایستاده و بدیهی است هر کشوری برای دستیابی به استقلال باید هزینه‌هایی بپردازد، خاطرنشان کرد: ملت ایران طی ۴۷ سال گذشته در مقابل توطئه ها و دسیسه های متعدد دشمنان، این هزینه‌ها را برای استقلال خود پرداخت کرده و امروز با اتکا به توان داخلی، استوار و مستقل ایستاده است.
یاوه‌گویی‌های ترامپ نماد لمپنیسم در عرصه جهانی است
این فعال سیاسی، یاوه‌گویی‌های اخیر ترامپ را نماد لمپنیسم در عرصه جهانی دانست و با بیان اینکه پیش از او نیز چهره‌هایی به‌مراتب قدرتمندتر در دولت آمریکا آمده و رفته‌اند و برخی حتی به بن‌بست و شکست رسیده‌اند، گفت: ترامپ بیش از آنکه یک سیاستمدار باشد، در نقش یک هنرپیشه خشن ظاهر می‌شود که با لبخندها و رفتارهای تصنعی و اظهارات متناقض به خیال خود می‌کوشد انسجام ملت ایران را خدشه‌دار کند. واعظ‌آشتیانی یادآور شد: مردم ایران اما این واقعیت را پذیرفته‌اند که تنها در سایه یکپارچگی، انسجام و وحدت ملی می‌توان پایدار ماند و همین عامل، رمز موفقیت و استمرار ملت ایران به شمار می‌رود. وی بیان کرد: امروز ایران در حوزه‌های مختلف به خودکفایی رسیده است؛ چه در عرصه‌های علمی و فنی ـ مهندسی و چه در حوزه‌های موشکی و دفاعی، کشوری مستقل و متکی به توان داخلی است.
جنگ ۱۲روزه پیام روشنی برای آمریکایی‌ها
و درس عبرت برای اسراییل داشت
عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه جنگ ۱۲روزه برای رژیم صهیونیستی و کشورهای اروپایی به یک درس عبرت تبدیل شد و برای آمریکایی‌ها نیز پیام روشنی داشت، اظهار کرد: اما با این حال همچنان گمان می‌کنند می‌توانند بار دیگر این مسیر را بیازمایند؛ گویی می‌خواهند «درس عبرت» را با «آزمون مجدد» همراه کنند. آنها از ابتدای انقلاب تاکنون انواع شیطنت‌ها و رفتارهای خصمانه و مشمئزکننده را علیه ایران به کار گرفته‌اند، اما هیچ‌گاه به نتیجه‌ای نرسیده‌اند. واعظ آشتیانی با اشاره به اینکه با نگاه به آشوب ها و ناآرامی های، مشاهده می‌شود که رئیس‌جمهور آمریکا عملاً در جایگاه سردمدار این تحرکات قرار گرفته است، عنوان کرد: این وضعیت بیش از هر چیز موجب تأسف برای جایگاه حقوق بین‌الملل است؛ حقوقی که به نظر می‌رسد دیگر در جهان ارزشی ندارد، چرا که آمریکایی‌ها آن را تنها برای خود قائل هستند. از نگاه آنها، هر آنچه خود می‌گویند، مصداق حقوق بین‌الملل است و سایر کشورها باید بی‌چون‌وچرا از آن تبعیت کنند.
بی‌اعتباری حقوق بین‌الملل در رفتار آمریکا
وی ادامه داد: وقتی دیوان کیفری بین‌المللی، نتانیاهو و وزیر جنگ او را به‌عنوان جنایتکار جنگی معرفی می‌کند و آمریکا در واکنش، قضات این دادگاه را تحریم می‌کند، این اقدام نشانه‌ای آشکار از وقاحت دیپلماتیک و تلاش عامدانه برای بی‌اعتبار کردن حقوق بین‌الملل است. عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی گفت: امروز حتی اروپایی‌ها نیز به این واقعیت پی برده‌اند که ترامپ و دولت آمریکا هیچ اهمیتی برای حقوق بین‌الملل و قواعد دیپلماسی سیاسی قائل نیستند. واعظ‌آشتیانی عنوان کرد: آمریکایی‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که سازمان‌ها و کنوانسیون‌های بین‌المللی دیگر کارکردی برای آنها ندارد؛ به همین دلیل تلاش می‌کنند نظم جهانی را بر هم زده و نظام جدیدی مطابق منافع خود طراحی کنند. وی افزود: نمونه روشن این رویکرد را می‌توان در رفتار قلدرمآبانه آمریکا در موضوع جزیره گرینلند و نحوه مواجهه آن با کشورهای اروپایی مشاهده کرد؛ موضوعی که به آزمونی بسیار مهم برای اروپا تبدیل شده است.
آمریکا برای رهبران اروپا و ملت‌های اروپایی،
 احترام و اعتباری قائل نیست
عضو اسبق شورای شهر تهران با بیان اینکه در واقع، اروپایی‌ها اکنون در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارند: یا باید در مقابل زیاده‌خواهی‌های آمریکا تسلیم شوند، یا با قاطعیت در برابر آن بایستند، تاکید کرد: وقتی رئیس‌جمهور آمریکا با کمال وقاحت حتی به رئیس‌جمهور فرانسه می‌گوید «مکرون هم رفتنی است»، این پیام را منتقل می‌کند که آمریکا نه برای رهبران اروپا و نه حتی برای ملت‌های اروپایی، احترام و اعتباری قائل نیست. واعظ‌آشتیانی تصریح کرد: ترامپ باعث شده است عملکرد آمریکا در افکار عمومی جهان به‌شدت زیر سؤال برود و موجی از انزجار نسبت به سیاست‌ها و رفتارهای این کشور، به‌ویژه شخص ترامپ، در سطح بین‌المللی شکل بگیرد.
پشتیبانی ملت ایران از رهبری و نظام
وی با اشاره به اینکه مردم ایران همواره پشت سر رهبری و نظام ایستاده‌اند، گفت: از ابتدای انقلاب اسلامی، از دوران حضرت امام خمینی(ره) تا رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مردم همواره پشتیبان ولایت بوده‌اند. امام راحل فرمودند «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور آسیبی نرسد» و این فرمایش به‌عنوان نصب‌العین در ذهن و باور مردم ایران باقی مانده است.
مردم ایران بر این باورند
که ولایت فقیه ضامن امنیت و ثبات کشور است
این فعال سیاسی با بیان اینکه مردم ایران بر این باورند که ولایت فقیه ضامن امنیت و ثبات کشور است و نمونه روشن آن را در جنگ ۱۲روزه مشاهده کردیم، اضافه کرد: زمانی که دشمنان با هدف قرار دادن برخی سرشاخه‌های نظامی تصور می‌کردند کشور دچار خلأ مدیریتی خواهد شد، اما دیدیم که در کمتر از ۲۴ ساعت، رهبر انقلاب با تدبیر و شجاعت، اوضاع را ساماندهی کردند، فرماندهان جدید را منصوب کردند و با اقتدار، آمریکا و رژیم صهیونیستی را وادار به عقب‌نشینی کردند. واعظ‌آشتیانی با بیان اینکه ازاین‌رو، ترامپ دست به گنده‌گویی و یاوه‌گویی زده است و اطرافیانش و رسانه‌های وابسته به آنان در پی راه‌اندازی جنگ روانی‌اند و تمام ادبیاتی که به‌کار می‌برند صرفاً برای ایجاد فشار روانی و تحریک افکار عمومی است، عنوان کرد: در عین حال، این رفتار ناشی از نادانی آنان است؛ چراکه گمان می‌کنند با چنین جنگ‌های روانی می‌توانند به مقاصد شوم خود دست یابند.
ترامپ و رویکرد «مرد دیوانه» براساس نظریه برژینسکی
«حسین کنعانی‌مقدم» نایب رئیس خانه احزاب نیز در گفت‌وگو با ایرنا، در واکنش به مداخلات دونالد ترامپ در امور داخلی ایران و یاوه‌گویی‌های او درباره رهبر ایران، گفت: آقای ترامپ براساس نظریه برژینسکی با عنوان «Bad Man» یا «مرد دیوانه» رفتار می‌کند؛ یعنی خود را فردی غیرقابل پیش‌بینی نشان می‌دهد که هیچ چارچوب مشخصی ندارد و ممکن است هر اقدامی انجام دهد. این همان رویکردی است که نیکسون در دوران جنگ سرد علیه شوروی در پیش گرفت.
شباهت‌ تهدیدهای ترامپ
 با رویکرد نیکسون در دوران جنگ سرد
وی افزود: نیکسون مرتب ادعا می‌کرد که آماده جنگ نظامی است و هر لحظه ممکن است دستور شلیک موشک‌های اتمی را صادر کند. این تهدیدها باعث می‌شد فشارها و تحریم‌ها علیه شوروی سابق افزایش یابد تا در نهایت آن کشور به مذاکره وادار شود. نایب رئیس خانه احزاب تصریح کرد: امروز ترامپ نیز همین مسیر را دنبال می‌کند؛ یک روز می‌گوید گرینلند متعلق به آمریکاست، روز دیگر از حمله به ونزوئلا سخن می‌گوید، روزی ادعا می‌کند مکزیک مال اوست و روز دیگر کانادا را جزئی از آمریکا می‌داند.
کنعانی‌مقدم با بیان اینکه بسیار قابل توجه است که ترامپ اخیراً در مصاحبه‌ای اعلام کرده افرادی که در ایالت مینه‌سوتای آمریکا به خیابان‌ها آمده‌اند و شعار «ما پادشاه نمی‌خواهیم» سر می‌دهند، شورشیان حرفه‌ای و خرابکار هستند، عنوان کرد: این در حالی است که او دقیقاً با نگاهی ۱۸۰ درجه متفاوت، درباره افرادی که در ایران با حمایت و سازماندهی موساد و سازمان سیا بسیج شده و به‌صورت مسلحانه علیه ملت ایران اقدام کردند، از تعبیر «انقلابی» استفاده می‌کند، اما مردم کشور خودش را «شورشی» می‌نامد.
تهدیدهای ترامپ؛ بلوف سیاسی یا اقدام واقعی؟
وی ادامه داد: این رویکرد نشان می‌دهد رئیس‌جمهور یاوه‌گوی آمریکا از ثبات عقلی و سیاسی برخوردار نیست. تهدیدهای اخیر او مبنی بر اعزام ناو هواپیمابر به منطقه خلیج فارس و انتقال هواپیماهای باربری و سوخت‌رسان، که با ادعای آمادگی برای درگیری نظامی با ایران مطرح می‌شود، بیش از آنکه واقعی باشد، به نظر یک بلوف سیاسی است. این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: از آنجا که ترامپ فردی با اظهار نظرهای متناقض است، حداکثر اقدامی که ممکن است انجام دهد، تلاش برای اخلال در صادرات نفت ایران یا در دست گرفتن کنترل آن است، یا اینکه با انجام مانورهای نظامی فضاسازی سیاسی و نظامی ایجاد کند. کنعانی‌مقدم یادآور شد: کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس اعلام کرده‌اند که پایگاه‌های خود را در اختیار آمریکا قرار نخواهند داد، زیرا به‌خوبی می‌دانند در صورت انجام چنین اقدامی، این پایگاه‌ها بلافاصله در تیررس موشک‌های بالستیک ایران قرار خواهند گرفت. وی افزود: رژیم صهیونیستی نیز عنوان کرده که به هیچ وجه آمادگی انجام عملیات نظامی را ندارد، چراکه آنها هم آگاهند هرگونه اقدام علیه ایران، با شلیک هزاران موشک به سمت سرزمین‌های اشغالی پاسخ داده خواهد شد.
ترامپ و ژست تهدیدآمیز برای جلب توجه داخلی و جهانی
نایب رئیس خانه احزاب با بیان اینکه به نظر می‌رسد آقای ترامپ با ذهنیت متوهمی که دارد، بیش از آنکه به‌دنبال اقدام واقعی باشد، قصد دارد ژست تهدیدآمیز بگیرد، اظهار کرد: از یک‌سو به آشوب‌طلبان داخلی ایران القا می کند که برای کمک به آنها تلاش کرده اما موفق نشده و از سوی دیگر، به افکار عمومی جهان نشان دهد که فردی قلدر است و می‌تواند هر کاری بخواهد انجام دهد. در مجموع، به نظر می‌رسد این همان سناریوی «Bad Man» یا «مرد دیوانه» است که امروز جهان با آن مواجه شده است.
حضور مردمی قدرت و انسجامی بیشتر تکرار خواهد شد
کنعانی‌مقدم با اشاره به اینکه مردم ایران پشت سر رهبری ایستاده‌اند، گفت: اگر آقای ترامپ اندکی واقع‌بین بود، راهپیمایی ۲۲ دی را می‌دید و متوجه می‌شد که این حضور مردمی، انشاالله در ۲۲ بهمن نیز با قدرت و انسجامی بیشتر تکرار خواهد شد. در آن صورت درمی‌یافت که رهبر ایران برخاسته از متن ملت و در قلب مردم کشور است و ترامپ هرگز نخواهد توانست نسبت به رهبر معظم انقلاب، که هم رهبر سیاسی، هم رهبر مذهبی و معنوی و هم رهبر انقلاب است، تعرض یا تعدی داشته باشد.
تهدید رهبری ایران مغایر با اصول و قوانین بین‌المللی است
وی افزود: طرح صریح موضوع تغییر رژیم، تهدید و سخن گفتن از تغییر رهبری در ایران، بدون پایبندی به هیچ قاعده و قانونی، کاملاً مغایر با اصول و قوانین بین‌المللی است و به نظر می‌رسد این رفتارها ناشی از بی‌ثباتی و رفتارهای غیرعقلانی اوست.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه