صفحه اول
سال پیش بود که مقام معظم رهبری، در دیدار جمعی از شاعران گفتند: "امروز در دنیا چالشها و درگیری ها، رسانهای است. بیش از آنچه که موشک و پهپاد و هواپیما و ابزارهای جنگی و اینها تأثیر بگذارند در عقبراندن دشمن، رسانهها هستند که تأثیر میگذارند و دلها را تحت تأثیر قرار میدهند، ذهنها را تحت تأثیر قرار میدهند. جنگ، جنگ رسانهای است." اما براستی تا چه حد به این موضوع توجه شده است. بودجه سال آینده و تبعیضلت گسترده در بخش رسانه و فرهنگ، نمای کاملی از وضعیت رسانه ای کشور در اختیارمان قرار میدهد.بودجه ای که سهم رسانههای مستقل و تلاش آنها برای بازگشت مرجعیت رسانه ای به داخل کشور در آن بسیار ناچیز است. یار دوازدهم واقعی حاکمیت نه صدا و سیمای فرسوده و نه خبرگزاریهای منفعل که رسانههای مستقل و پویایی هستند که همیشه نادیده گرفته میشوند. تحقق عدالت انهم در اختصاص بودجه فرهنگی و رسانه ای از چالشهای همیشگی دولتها بوده است. موضوعی که سبب شده است مرجعیت رسانه ای را حتی با اعمال با هزینههای هنگفت و نابجا در داخل کشور از دست بدهیم و متاسفانه بر صحت مسیر خود در بودجه بندی اصرار میورزیم. بر طبق گزارش باشگاه روزنامه نگاران سهم رسانههای دولتی و حاکمیتی از بودجه سال آینده به این شرح است: در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ کل کشور، حدود ۳۹ هزار میلیارد تومان (همت) از محل بودجه عمومی برای دستگاههای رسانه ای در نظر گرفته شده است که این مبلغ نسبت به سال گذشته، ۲ درصد افزایش داشته و با این احتساب سهم اعتبارات رسانه ای از مصارف عمومی دولت در این لایحه حدود ۰٫۶ درصد برآورد میشود. اعتبارات پیش بینی شده برای دستگاههای رسانه ای در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ به شرح زیر است: ▫️حدود ۳۸ هزار میلیارد تومان برای سازمان صدا و سیما ▫️حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برای خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) حدود ۱۷۵ میلیارد تومان برای خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ▫️حدود ۳۰ میلیارد تومان برای شورای نظارت بر صدا و سیما ▫️حدود ۲۰۰ میلیارد تومان برای شورای اطلاع رسانی دولت. این تبعیض آشکار که صدا و سیما، خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)، خبرگزاری ایسنا در یک طرف گود و سایر رسانهها در طرف دیگر قرار میگیرند و عمدتا سرشان بی کلاه میماند ، ریشه رجوع مردم به رسانههای خارجی است، چرایش جای بحث بسیار دارد و امید که دولت محترم چاره جویی کند! به روایتی درواقع، مسئله اصلی نه حجم بودجه، بلکه نحوه تخصیص و استفاده از این منابع است که از مدل کهنهای نشأت میگیرد؛ مدلی که رسانه را صرفاً «بلندگوی قدرت» میداند و از ظرفیتهای تعاملی و اعتمادساز آن غافل مانده است.