صفحه آخر
جوانان خصوصاً فارغالتحصیلان دانشگاهی، با موانع ساختاری متعددی در مسیر تحقق چشماندازهای فردی خود مواجهاند که مهمترین این چالشها عبارتند از بیکاری ساختاری، محدودیت دسترسی به فرصتهای شغلی کیفی و فقدان اطمینان بنیادین نسبت به آینده. این شکاف نه تنها مادی، بلکه هویتی است؛ کارشناسان تأکید دارند که اولویتهای این نسل مانند امید به آیندهای قابل پیشبینی و زندگی عادی بهطور معناداری با محورهای اصلی تمرکز نظام اجتماعی همسو نیست، که این عدم تطابق، زمینهساز عاملیت فعال سیاسی در میان جوانان شده است. کرامتالله راسخ با اشاره به اینکه بخش عمده معترضانی که در خیابانها بودند زیر ۲۲ یا حتی ۲۰ سال سن داشتند، اظهار داشت: ورود فعالانه جوانان در این سنین به حوزه سیاست و مطالبه تغییر در نظام اجتماعی، نیازمند بررسی و تحلیل دقیق جامعهشناختی است. میزان و نوع تحولاتی که این جوانان در نظر دارند، موضوعی است که باید با دقت مورد بحث قرار گیرد. وی ادامه داد: جوانان تصویری از تغییرات اجتماعی در ذهن دارند و احساس میکنند نظام اجتماعی موجود با خواستههای آنها سازگار نیست؛ هرچند میزان و ماهیت این مخالفت ممکن است متغیر و فاقد تعریفی مشخص باشد. اولویتهای جوانان با اولویتهای نظام اجتماعی همسو نیست این جامعهشناس با تأکید بر اهمیت موضوع، تصریح کرد: مسئولان باید بررسی کنند که چرا جوانان، حتی در سنین پایین، با نظام اجتماعی موجود احساس عدم سازگاری دارند. عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم اظهار داشت: به نظر میرسد اولویتهای جوانانی که در خیابانها حضور دارند با اولویتهای نظام اجتماعی فاصله گرفته است. جوانان مسائلی مانند از بین رفتن امید به آینده را در صدر اولویتهای خود قرار میدهند. وی افزود: بررسی مسائل از طریق رسانهها اغلب بر موضوعاتی متمرکز است که برای طبقه صاحب قدرت مهم است. اما جوانان بهدنبال زندگی عادی و قابل پیشبینی هستند؛ شغلی مناسب، آیندهای روشن و چشماندازی امیدوارکننده. آنها خواستار یک زندگی معمولی و بدون دغدغه هستند و متأسفانه، چشماندازی که در اختیارشان قرار گرفته، اغلب ناامیدکننده است. این جامعهشناس با اشاره به وضعیت جوانان، بر اهمیت بیکاری، فقدان چشمانداز و رویکرد سنتی به مسائل تأکید کرد و گفت: جوانان امروز با معضل بیکاری دست و پنجه نرم میکنند و در سنین پایین مجبور به روی آوردن به مشاغلی مانند کارهای اینترنتی میشوند. این در حالی است که بسیاری از جوانان تحصیلکرده با نگاه به نسلهای بعدی خود، احساس ناامیدی میکنند. راسخ در ادامه بیان کرد: مشکل دیگری که وجود دارد، رویکرد سنتی به مسائل است. برای مثال، بر اهمیت ازدواج تأکید شده و تسهیلات و وامهای ویژهای برای آن ارائه می شود، اما شرایط کلی زندگی که امکان ازدواج و تشکیل خانواده را فراهم سازد، مهیا نیست. در دنیای امروز، ازدواج یک انتخاب شخصی است و فراهمسازی شرایط لازم برای آن اهمیت دارد. وعدههای عملناشده و عدم تغییر در زندگی جوانان عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم خاطرنشان کرد: من سالهاست که از روشن بودن شعلههای گاز در مناطق مختلف ایران عصبانی هستم. هر سال مقامات مسئول وعده میدهند که این شعلهها خاموش خواهند شد، اما این وعدهها عملی نمیشود. راسخ افزود: وضعیت جوانان نیز مشابه این است. من سال ۱۳۸۲ کتابی در حوزه جامعهشناسی جوانان ترجمه کردم و در مقدمهاش نوشتم که جوانان امروز از نسل ما بهترند و ما آیندهای روشن برایشان ترسیم میکنیم. متأسفانه این تصور محقق نشده است. اگر امروز آن کتاب را بازچاپ کنم، نوشتههای ۲۱ سال پیش همچنان معتبر باقی میماند زیرا تغییری در زندگی این جوانان رخ نداده است. این جامعهشناس با اشاره به مهاجرت تعداد اندکی از جوانان بااستعداد به کشورهای پیشرفته، اظهار داشت: اکثر آنها در ایران باقی میمانند، اما هر بار که وضعیتی مشابه پیش میآید، مسئولان تنها به صحبتهای کوتاهی در رسانهها بسنده میکنند. مشکل ریشهای عدم سرمایهگذاری و بیتوجهی به نیازهای شغلی جوانان راسخ بر ریشهای بودن مشکل عدم سرمایهگذاری و بیتوجهی به نیازهای شغلی جوانان تأکید کرد و گفت: اساس مشکل، عدم سرمایهگذاری در بخشهای مختلف و ناتوانی در ایجاد شغل برای جوانان است. این امر نیازمند حضور سرمایهگذاران و خلق فرصتهای شغلی جدید است. وی ادامه داد: راهحلهای پیشنهادی مانند سازمانهای دانشبنیان تنها برای تعداد محدودی از جوانان با استعداد و ظرفیت ذهنی بالا قابل اجرا هستند. بسیاری از جوانانی که در اعتراضات شرکت میکنند، حتی توانایی راه اندازی یک شغل معمولی را ندارند و نیازمند حمایت و هدایت هستند. جامعه باید آنها را جذب کرده و سرمایهگذاران را ترغیب کند که فرصت شغلآفرینی را برایشان فراهم سازند. این استاد دانشگاه با اشاره به فاصله سنی میان مسئولان و جوانان، بیان داشت: متأسفانه در بسیاری از موارد،مسئولان کشور درک دقیقی از نیازها و مشکلات جوانان ندارند. حضور نمایشی جوانان در مراکز تصمیمگیری تأثیر چندانی در حل مشکلات واقعی ندارد. تصمیمگیران اغلب برای حفظ امنیت شغلی خود، ترجیح میدهند از افراد مسن و صاحبنفوذ حمایت کنند. اصلاحات ساختاری کلید تغییر وضعیت جوانان است این جامعهشناس با تأکید بر ضرورت اصلاحات ساختاری، اهمیت تغییر در سیاست خارجی و ساختار اقتصاد داخلی کشور را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: به نظر من، بقای جامعه منوط به اصلاحات ساختاری بنیادی است که عمدتاً در دو حوزه سیاست خارجی و ساختار اقتصاد داخلی متمرکز است. راسخ افزود: اگر سیاستمداران کشور در این دو حوزه تغییر ایجاد کنند، این تحولات بهتدریج به حوزههای دیگر، از جمله وضعیت جوانان، سرریز خواهد شد. با ایجاد شغل، سرمایهگذاری و فرصتهای جدید، جوانان نیز میتوانند در توسعه کشور سهیم شوند. وی با ابراز نگرانی از تداوم وضعیت موجود، گفت: متأسفانه با شرایط کنونی به نظر میرسد بهجای حل مشکلات اساسی، شاهد تکرار همان مسائل و بازگشت مجدد این نارضایتیها در سالهای آینده خواهیم بود که موجب فرسایش بیشتر جامعه میشود. راسخ با اشاره به پایداری اعتراضات و تأثیر آن بر افکار جوانان، بر اهمیت یافتن راهکارهای ماندگار تأکید کرد. وی گفت: اگر اعتراضات برای مدت طولانی ادامه یابد، جوانان بهدلیل نداشتن فعالیتهای دیگر، دچار سردرگمی فکری شده و از تفکر درباره راهحلهای پایدار بازمیمانند. تمرکز صرف بر این موارد میتواند به یک سرگرمی تبدیل شود و مانع رشد فکری و کشف راهکارها شود. راسخ افزود: حتی پرداخت مبلغی بهعنوان کمک به این افراد، تغییر اساسی در وضعیت شان ایجاد نمیکند. آنها همچنان بدون شغل باقی مانده و ذهنیت شان نیز بهدلیل عدم فعالیت، دچار رکود میشود. این استاد دانشگاه ابراز امیدواری کرد که راهی برای حل این مشکلات و ایجاد فرصتهای مناسب برای جوانان پیدا شود تا بتوانند با فعالیت و تلاش خود، آیندهای روشن برای خود و کشورشان رقم بزنند.