صفحه اول
حمید ونوسی- در نتیجه تحولات در عرصه بین المللی و جابجائی در مراکز قدرت، همه دولتها در صدد هستند تا نقش بیشتری در شکل گیری تحولات ایفا نموده و جایگاه شایسته ای در صحنه جدید بین المللی بدست آورند. دولت چهاردهم در حالی شروع بکار نمود که این تحولات سرعت بیشتری نسبت به گذشته را تجربه میکرد که همچنان و بی وقفه تداوم دارد. مسائل حل نشده ای در سیاست خارجی کشورمان در طول دو دهه، روند توسعه را با کندی و برخورد با موانعی رو به رو کرده که پیامد مهم تحریم ها و اثر آن بر وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم بوده است. اما آنچه هم بر تصمیم سیاست گذار اثر گذاشته و هم مسیر روسای جمهور را تغییر داده، دو متغیر رویدادهای داخلی و خارجی است. رویدادهای داخلی مانند میزان مشارکت در انتخابات، میزان رای رئیس جمهور، کارشکنی افراد و نهادهای تاثیرگذار در روند تصمیم سازی های حاکمیتی، تخریب رسانه های وابسته به نهادهای انتصابی و... از یک سو و رویدادهای خارجی از جمله انتخابات ریاست جمهوری امریکا، جنگ های منطقه ای و جهانی، تصمیم بازیگران قدرتمند کشورهای توسعه یافته و کنشگری کشورهای همسایه و...، متغیرهایی بودند که در دهه هشتاد و نود شمسی بر تصمیمات سیاست گذار کلان اثر گذاشته اند. این در حالی است که کشورهای همسایه ایران از عربستان تا افغانستان، از ترکیه تا امارات و از جمهوری آذربایجان تا بحرین، نقشه و راهبرد توسعه کشورشان را بدون تحریم های غرب پیگیری کرده و هر سال تجربه و اندوخته ای جدید از رشد اقتصادی دارند. زندگی بدون تحریم برای ایرانیان از آنجا اهمیت دارد که ایران در دو سال اخیر حتی با عضویت در پیمان های شانگهای و بریکس هم نتوانسته تاثیر مثبتی بر اقتصاد کشور داشته باشد و متاسفانه بیش از هر زمانی ایران را به کشوری با بیشترین میزان واردات از این کشورها تبدیل کرده که نتیجه آن تراز منفی تجاری ایران بوده است. به قول دکتر سریع القلم ،در سال2050 جهان چگونه خواهد بود؟ احتمالا در آن موقع، ثروت امارات 15میلیون نفری از 2تریلیون دلار فراتر خواهد رفت و گستردگی و تکثر Hedging آن، دهها بلکه صدها برابر خواهد شد. همین طور در آن موقع، عربستان با جمعیت 50میلیون نفری از تولید ناخالص داخلی 3تریلیون دلاری بهرهمند خواهد بود. با این ثروت و تنوع عربستان، امارات و قطر یا Leverage آنها در فناوری، انرژی و قدرت مالی، بسیاری از کشورهای کوچک و بزرگ منطقه از جمله مصر قابل تصور 160میلیون نفری در آن موقع یا پاکستانی که جمعیت آن به 370میلیون نفر در سال 2050خواهد رسید، تحت نفوذ ساختاری ریاض، ابوظبی و دوحه خواهند بود. کشوری که ثروت تولید نکند و به فکر 30سال آینده نباشد، چگونه میتواند صرفا خود را مدیریت کند؟ قدرت و نفوذ در مرحلهای بالاتر و به مراتب چالشیتر هستند. سیاست خارجی ایران با توجه به تحولات سریع فناوری و تولید ثروت منطقهای و جهانی، نیازمند یک استراتژی Hedging است که تمام شاخههای اقتصادی، نظامی، مالی، سیاسی و فناوری را داشته باشد. با توجه به حساسیت وضع موجود و مشکلات جاری، تردید نیست که دولت ناچار به اتخاذ تدبیرات مهم برای تغییرات مثبت و گره گشایی از امور جاری است. لازم است برخی سخنگویان و وزرای دولت متوجه باشند که مردم به تحولات کارگشا و بهبود امور توسط همین دولت، با عنایت به حمایت همه جانبه قوای دیگر و نهادهای بالاتر امید بسته اند. دولتهای سابق و سیاستها و مسایلی که مطرح بوده، دیگر نمیتواند علت و بنیاد مشکلات مردم قلمداد شود. بارها