کائنات سناریوهای پیش روی سیاستخارجی ایران را بررسی می کند
جاده ناهموار دیپلماسی متوازن
آبسالان غنیمی- سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مقطع کنونی در نقطهای قرار دارد که میتوان آن را «ترکیب بازدارندگی فعال و دیپلماسی هدفمند» توصیف کرد. از نگاه جمهوری اسلامی، شرایط منطقهای پس از تشدید بحرانهای امنیتی در غرب آسیا و سیاستهای خصمانه آمریکا و برخی دولتهای غربی، ایجاب میکند که ایران ضمن حفظ آمادگی دفاعی و افزایش قدرت بازدارندگی، در مسیر گفتوگو و تعامل نیز حرکت کند؛ اما تعاملی که بر پایه احترام متقابل، تضمین منافع ملی و عدم عقبنشینی از خطوط اصلی باشد.
در این چارچوب، تهران معتقد است که معادلات منطقه بدون حضور و نقشآفرینی ایران قابل مدیریت نیست؛ بنابراین تداوم حمایت از محور مقاومت، امنیت خلیج فارس و مقابله با تلاشها برای تغییر ژئوپلیتیک منطقه، ستونهای ثابت سیاست خارجی محسوب میشوند. همزمان، ایران بر توسعه روابط با قدرتهای غیرغربی، از جمله کشورهای آسیایی و همسایگان، تأکید دارد تا فشارهای تحریمی و سیاسی خنثی شود.
از نگاه جمهوری اسلامی، پنجره دیپلماسی بسته نشده است؛ بلکه توپ در زمین طرفهای مقابل قرار دارد. ایران آمادگی دارد در صورت وجود اراده واقعی برای توافق و احترام به حقوق ملت، مسیر گفتوگو را ادامه دهد. در عین حال، اگر فشار و تهدید افزایش یابد، جمهوری اسلامی خود را ملزم به تقویت بازدارندگی و پاسخ متناسب میداند.
باید از بیتعادلی استراتژیک خارج شویم
یک استاد روابط بینالملل گفت: غرب و آمریکا ما را در بیتعادلی استراتژیک نگه داشتهاند. شما وقتی در یک بیتعادلی قرار بگیرید، نمیتوانید اهدافتان را مشخص کنید و حتی نمیتوانید تاکتیکهای خوبی اتخاذ کنید. ما باید از این بی تعادلی استراتژیک خارج شویم و به فکر روابط با چین و آمریکا باشیم. روابط خارجی ما روزمره شده است، اگر فردا بتوانیم به آمریکا نفت بفروشیم که حاضر نیستیم با همین تخفیف به چینی ها نفت بدهیم. حتی چین هم اگر در موضوع تایوان با آمریکاییها کنار بیاید، آیا حاضر است به حمایت از ما ادامه دهد؟ این مسائل مباحث پیچیدهای هستند.
محسن جلیلوند استاد روابط بینالملل ، در رابطه با ارزیابی خود از مناسبات حاکم بر روابط بین ایران و چین و امکان توسعه ارتباطات با پکن گفت: بهطور کلی روابط ایران و چین به سمت یک سری روابط استراتژیک و راهبردی پیش میرود. با توجه به راهبرد سیاست خارجی ایران که دیگر به « نه شرقی، نه غربی» نگاه نمیکند و موضوع نگاه به شرق را مطرح کرده است، طبیعتاً چین به عنوان یک قدرت جهانی برای ایران فرصتی است که بتواند به هر صورت یک متحد پیدا کند. البته هنوز چین بهعنوان متحد ما محسوب نمیشود، اما روابط گستردهای با ما دارد. در مورد چین این پتانسیل وجود دارد که به عنوان متحد ما مطرح شود. ایران روابط بازرگانی خوبی با چین دارد و روابط سیاسی هم تحت تأثیر متغیرهای مختلف است.
ایران همیشه در حوزه قدرت غرب تعریف میشود
وی در گفت و گو با ایلنا در رابطه با دغدغه چینیها نسبت به همراهی ایران با سیاست های بینالمللی پکن و احتمال چرخش ایران به سوی غرب، اظهار کرد: بحث بر سر این نیست که اساساً ما چه نوع روابطی با چین داریم و چه اتفاقی در حال وقوع است. بحث این است که کشورها بر اساس منافع ملی خود پیش میروند. منافع ملی هر کشوری متفاوت است و اینکه چینیها این حرفها را میزنند، به هر حال در بدهبستانهای سیاسی مطرح میشود. اما یادتان باشد که ایران همیشه در حوزه قدرت غرب تعریف میشود و بنابراین، علیرغم تمام این مباحث، ایران در حوزه غرب تعریف میشود. یعنی خاورمیانه اصولاً تحت تأثیر قدرتهای غربی تعریف شده است.
این کارشناس روابط بینالملل افزود: اگر چینیها بخواهند وارد حوزه خاورمیانه شوند، با مشکل مواجه خواهند شد، زیرا اولاً پتانسیل لازم را ندارند و دوم اینکه حتی اگر پتانسیل داشته باشند، زمان زیادی طول میکشد تا بتوانند در اینجا جا بیفتند. غرب نزدیک به ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال گذشته در خاورمیانه حضور داشته است.
معمولا کشورها از روابط بین قدرتها استفاده میکنند
جلیلوند در پاسخ به این سوال که آیا ایران میتواند از اختلافات میان آمریکا و چین بهرهبرداری داشته باشد، تصریح کرد: این طبیعی است که شما از قدرتهای بزرگ بهرهبرداری کنید. اکنون عربستان را ببینید که آمریکا به آنها فشار آورده به همین دلیل به چین روی آوردهاند و قراردادهای بلندمدت بستهاند. بخشی از سهام آرامکو را به چین دادهاند و اکنون با چین قراردادهای بازرگانی خوبی بستهاند. کشورهای دیگر هم همینطور عمل کردهاند؛ امارات و حتی عراق هم در این مسیر گام برداشتهاند. بنابراین، معمولاً از رقابت بین قدرتها بهرهبرداری میشود.
ما نمیتوانیم یک راهبرد بلندمدت داشته باشیم
وی درباره امکانهای ایران برای بهرهبرداری از این فرصت جهانی و نزاع میان غرب و شرق در جهت پیشبرد اهداف خود، عنوان کرد: ما در یک بیتعادلی استراتژیک به سر میبریم. یعنی ما اکنون نمیتوانیم راهبرد خاصی داشته باشیم و تنها باید زندگی روزمره خود را اداره کنیم. نمیتوانیم یک راهبرد بلندمدت داشته باشیم، کشورهایی میتوانند راهبرد بلندمدت داشته باشند که دارای تعادل استراتژیک باشند. اما ما در حال حاضر در بیتعادلی هستیم و حتی نمیتوانیم یک سیاست خارجی تدوین کنیم. ما فقط روابط خارجی داریم و نمیتوانیم سیاست خارجی را جایگزین روابط خارجی کنیم.
باید از بیتعادلی استراتژیک خارج شویم
این استاد روابط بینالملل تاکید کرد: غرب و آمریکا ما را در بیتعادلی استراتژیک نگه داشتهاند. شما وقتی در یک بیتعادلی قرار بگیرید، نمیتوانید اهدافتان را مشخص کنید و حتی نمیتوانید تاکتیکهای خوبی اتخاذ کنید. ما باید از این بی تعادلی استراتژیک خارج شویم و به فکر روابط با چین و آمریکا باشیم. روابط خارجی ما روزمره شده است، اگر فردا بتوانیم به آمریکا نفت بفروشیم که حاضر نیستیم با همین تخفیف به چینی ها نفت بدهیم. حتی چین هم اگر در موضوع تایوان با آمریکاییها کنار بیاید، آیا حاضر است به حمایت از ما ادامه دهد؟ این مسائل مباحث پیچیدهای هستند.
غرب با لایف استایلش جهان را رهبری میکند
این تحلیلگر مسائل بین الملل در مورد برنامه چینیها برای ارائه راهحلهای جهانی در برنامه پنج ساله توسعهای که جدیدا ارائه کردهاند، گفت: چین هرگز نمیتواند جهان را رهبری کند اگر غرب جهان را رهبری میکند، نه به خاطر اقتصادش، نه به خاطر قدرت سیاسیاش و نه به خاطر قدرت فرهنگیاش است بلکه به خاطر لایفاستایلی است که به جهان عرضه کرده است. لایفاستایلی که غرب ارائه میدهد، مورد قبول جهان است. شما اکنون اگر به سینماهای چین بروید، ۸۰ درصد فیلمهای غربی نمایش داده میشود و تمام تاکسیها موزیکهای غربی پخش میکنند. آن چیزی که غرب را قدرتمند کرده، نه قدرت سیاسیاش و نه قدرت اقتصادیاش، بلکه لایفاستایل غرب است که مورد قبول جهان قرار گرفته است.
اگر چین بخواهد به سطح غرب برسد زمان زیادی میبرد
وی ادامه داد: این مفاهیم معنوی مانند آزادی و دموکراسی در غرب و همچنین شرایط اقتصادی که شما مشاهده میکنید، عواملی هستند که باعث شدهاند غرب هژمون شود. چین تا بخواهد به آن سطح دست یابد، زمان زیادی خواهد برد. خود من و شما اگر به چین برویم، حاضریم سوسک بخوریم یا مکدونالد بخوریم؟ چند فیلم چینی در جهان اسکار بردهاند؟ در ایران نیز هنوز بسیاری به موزیکهای دهه ۸۰ آمریکایی گوش میکنند.
یک نظریهپرداز سوسیالیست چینی وجود ندارد
این کارشناس سیاست خارجی با بیان اینکه بحث غرب فراتر از دیپلماسی فرهنگی است و به یک پارادایم لایفاستایل مربوط میشود، بیان کرد: ما یک کشور فرهنگی قدرتمند در جهان بودیم و اندکی مقاومت کردهایم اما ما هم موزیک غربی گوش میکنیم و هیچ مشکلی هم نداریم. آیا موزیک چینی به اندازه غرب تاثیرگذار بوده است؟ ۸۸ میلیون نفر عضو حزب کمونیست چین هستند شما یک نظریهپرداز سوسیالیست چینی به من معرفی کنید که بتوانم کتابش را تدریس کنم. بهترین نظریات نظریهپردازان کمونیست یا آلمانی یا آمریکایی در آمریکا وجود دارد، حتی نظریهای در مورد کار خودشان و اداره دنیا ندارند.
سناریوهای پیشر روی سیاستخارجی ایران
کیومرث یزدان پناه درباره سناریوهای پیشر روی سیاستخارجی ایران گفت: به نظر می رسد در شرایط فعلی دستگاه سیاست خارجی ایران متأثر از 2 عامل اصلی تلاش می کند که به گونه ای موضوع مربوط به بن بستهای پیش رو در مذاکره با کشور آمریکا را مدیریت کند.
وی در گفتگو با نامه نیوز با بیان اینکه دستگاه سیاست خارجی ایران مطمئن است آمریکایی ها تمایلی برای مذاکره جدی با ایران ندارند، افزود: با توجه به حوادث و رخدادهای برق آسا و پیچیده ای که در سال 1404 اتفاق افتاد آمریکا اینگونه ارزیابی می کند که ایران توان لازم را برای دستیابی به فعالیت های هسته ای مجدد ندارد و همچنین فشارهای متعددی که روی دوش ایران از طریق تشدید تحریم های فلج کننده، جنگ 12 روزه، هدف قرار گرفتن تأسیسات هسته ای، زدن تمام بازوهای حمایتی ایران در منطقه و همچنین فعال شدن مکانیزم ماشه توسط تروئیکای اروپایی اعمال می شوند، به اندازه کافی دارد حلقه محاصره را برای ایران تنگ می کنند.
وی افزود: در واقع آمریکایی ها معتقدند این فشارها در کوتاه مدت اثرات خود را می گذارند و تهران را وادار به پذیرش یک مذاکره دستوری و تحمیلی می کنند بنابراین الان تمایلی از خود برای مذاکره جدی با ایران نشان نمی دهند. از این رو به دستگاه سیاست خارجی ایران به این جمع بندی رسیده که آمریکایی ها تمایلی برای مذاکره در شرایط فعلی براساس احترام متقابل ندارند.
این استاد دانشگاه یادآور شد: نکته دوم این است که وزارت خارجه ایران با توجه به تجربیات مذاکرات گذاشته به ویژه بعد از روی کارآمدن دولت آقای پزشکیان، این ترس را دارد که اگر باب مذاکره جدیدی را با آمریکا باز کند، این مذاکره در واقع ایران را سرگرم می کند و احتمالا این اتفاق مقدمات برخورد بعدی نظامی با ایران را فراهم می کند بنابراین دستگاه سیاست خارجی ایران شرایط بسیار سختی را دارد سپری می کند نسبت به آن چه که در قالب موانع بزرگ بر سر راه کشور در نظام بین الملل قرار گرفته و ایران را در دایره سفت و سخت انزوای بین المللی و انزوای ژئوپلتیک برده است.
وی افزود: با وجودی که ایران اصرار دارد و هم از طریق دستگاه سیاست خارجی و هم از طریق دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و سایر تریبون های رسمی برای مذاکره تمایل نشان می دهد اما به نظر می رسد آمریکایی ها به این رویکرد مقامات ایرانی، واکنش مثبتی نشان نمی دهند و تمایلی هم ندارند که با ایران مبتنی بر گفتمان عادلانه و احترام مقابل پشت میز مذاکره بنشینند.
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی یادآور شد: آمریکایی ها انتظار دارند یک منوی تعیین شده از قبل را رو به روی ایران بگذارند و ایران بر آن اساس با آنها حرف بزند. در واقع گفتمان آمریکایی ها مبتنی بر گفتمان قدرت و دیکته است اما ایرانی ها این را نمی پذیرند و مدام اعلام می کنند گفتمان حاکم بر مذاکره باید مبتنی بر احترام متقابل، منافع مشترک و مبتنی بر عدالت دوسویه باشد که همین مسئله کار را خیلی سخت کرده است.
وی افزود: به نظر می رسد سیاست خارجی ایران الان در حساس ترین نقطه ممکن خود قرار دارد چون از یک طرف نمی خواهد تسلیم زیاده خواهی های آمریکا شود و از طرف دیگر احساس می کند شرایط داخلی به گونه ای است که انتظار دارند سیاست خارجی این گره کور را باز و از این گردنه سخت کشور را عبور دهد.
یزدان پناه گفت: ایران یک راهبرد موثر استراتژیک را می تواند دنبال کند. اول آنکه از این پیغام و پسغام های رسانه ای فاصله بگیرد و در یک اقدام رسمی از مقامات مذاکره کننده آمریکا به ویژه وزیر خارجه آمریکا یا نماینده آمریکا یعنی ویتکاف بخواهد پشت مذاکره مستقیم بنشیند؛ چه بسا خروج از گفتمان رسانه ای و تبدیل آن به گفتمان رسمی بتواند کمک کند این گره کور باز شود.
وی افزود: نکته بعدی این است که ما نمی توانیم همین جوری دست روی دست بگذاریم و تجربه هم نشان داده که این وضعیت قطعا به ضرر ما تمام خواهد شد، با این وجود باید رویکرد انتخاب رویکرد و مسیر مناسب اهمیت دارد. هم اکنون برخی کشورها تمایل دارند بن بست مذاکرات بین ایران و آمریکا پیدا کند. اما به نظر من این کشورهای ثالث به صورت تک ساختی قادر به این کار نیستند یعنی عربستان گرچه تمایلات شدیدی را نشان می دهد اما اقدام ریاض به تنهایی کافی نیست بلکه باید همزمان کشورهایی مثل ترکیه و مصر هم در این فضا قرار بگیرند. همچنین در صورت امکان ایران در قالب رایزنی با یکی از کشورهای متحد استراتژیک آمریکا یک فضا و پنجره جدیدی را برای مذاکره باز کند تا شرایط برای خروج از وضعیت موجود و شکل گیری گفتگوهای مقدماتی فراهم شود.
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی یادآور شد: هر چند اصرار ایران بر مواضع خود قابل احترام است اما به هر حال باید توجه داشت نظام بین الملل بسیار پیچیده است و صرف اتکا بر مولفه های داخلی و یک گفتمان مصرانه مبنی بر پذیرش مذاکره با گفتمان برابر کافی نیست. اگر قرار بود این رویکرد گره ای را باز کند تا حالا باز می کرد. طرف مقابل در حال حاضر سکاندار قدرت جهانی است و به هیچ وجه تمایل ندارد که از این فضا خارج شود. وی افزود: سیاست خارجی ایران نیاز به محرک های جدید، دیدگاه های جدید و انعطاف پذیری دارد. آنچه مسلم است همیشه در میدان های جنگ و نبرد انعطاف در سیاست خارجی و حتی کوتاه آمدن نسبت به برخی مواضع و مطالبات می تواند بسترهای خروج یک کشور را از شرایط خاص فراهم کند و ما هم الان در این زمینه به شدت نیاز به انعطاف پذیری تاکتیکی هستیم.
این استاد دانشگاه بیان کرد: اینجا لازم است وزارت خارجه، شورای عالی امنیت ملی و سایر نهادها تصمیم گیر با تشکیل کمیته های ترکیبی و چند منظوره و استفاده از تمام ظرفیت صاحب نظران در عرصه سیاست خارجی و نظام بین الملل و حوزه ژئوپلتیک در سریع ترین زمان ممکن به راه حل های ممکن برسد وگرنه صرف اتکا به رویکردهای رسانه ای و پاسخ دادن به دیدگاه های مقامات آمریکایی کمکی به حل و فصل این موضوع و این شرایط نمی کند.
وی افزود: باید شرایط حساس کنونی را به خوبی درک کرد و از این دو راهی که الان سیاست خارجی در آن گیر کرده، خارج شد چون اگر این وضعیت همین طور ادامه پیدا کند به سه راهی خطرناک خواهد رسید. تنها چیزی که می تواند منجر به بازشدن پنجره جدید در دیپلماسی کشور شود یکی اتخاذ تاکتیک های جدید و درنظر گرفتن همه جوانب است و دوم اتکا به متحدانی که صداقت آنها برای ایران اثبات شود. چون به هر حال در شرایط فعلی اینکه کشوری تمایل به حل و فصل مشکلات ایران و آمریکا داشته باشد اما اطمینان نداشته باشد که متحد قابل اعتماد است کار را سخت می کند.
یزدان پناه گفت: باید ایران در این مسئله جدی باشد و تا دیر نشده از طریق دیپلماسی عمگرایانه و متمرکز بر حل مسئله و پرهیز از جدال ها و کشمکش های لفظی و غیرلفظی راه را برای خروج از وضعیت موجود فراهم کند. طرف مقابل کشوری است که بسیاری از سیاست های خارجی خود را حتی نسبت به رقبای همسطح خودش از طریق گفتمان زور و قدرت پیش می برد و ابایی هم از بکارگیری این رویکرد ندارد؛ پس انتظار اینکه ما در این شرایط یک دیپلماسی برابر را از طرف مقابل طلب داشته باشیم انتظاری غیر معقول است و باید به هر حال در شرایط فعلی براساس انطاف در سیاست خارجی و استفاده از تاکتیک های موثر و کاربردی و اثرگذار در مدت زمان کوتاه شرایطی را برای خروج از وضعیت موجود فراهم کنیم وگرنه آنچه مسلم است متأسفانه شرایط برای ایران خوب پیش نخواهد رفت و این ممکن است در آینده نزدیک ما را با چالش های بین المللی جدی تری مواجه کند و اگر کشور انزوای بین المللی گرفتار انزوای ژئوپلتیک تمام عیار شود، آن وقت ممکن است با خطر بحران ژئوپلتیکی مواجه شویم.
وی افزود: نباید غفلت کرد، الان گسل های متعدد ژئوپلتیک علیه ایران در سطح منطقه ای، جهانی و ملی فعال شده است و این وضعیت اگر به درستی مدیریت نشود حتما کار را برای ایران در کوتاه مدت سخت خواهد کرد و شاید دیگر هیچ فرصتی برای ما باقی نماند که بتوانیم زمان بخریم و مسئله را حل کنیم. لذا اتکا به یک روش مستقیم و رسمی در شرایط فعلی بسیار موثرتر و مهمتر از رویکردی است که صرفا در رسانه ها در مقام پاسخگویی، جنگ لفظی و رجزخوانی با طرف مقابل قرار بگیریم. هرچه ما در عرصه رسانه گارد بگیریم به نفع طرف مقابل است و شرایط را برای ما سخت تر خواهد کرد.
یزدان پناه اظهار کرد: نکته حائز اهمیت دیگر فهم درست نظام بین الملل در عرصه حاضر است. در نظام بین الملل عصر حاضر اتکا به یک گفتمان به هیچ وجه جواب نمی دهد بلکه منجر به ناکامی های پرهزینه هم می شود. نظام بین الملل امروز نظام انعطافی است و باید با استفاده از روشهای ترکیبی و موثر متناسب با مولفه های ژئوپلتیک مکان و زمان کار را پیش برد.
وی افزود: در حال حاضر تمام گفتمان سیاست خارجی ایران متکی بر یک اصل است و آن هم تقابل به هر قیمت است که باید از این موضوع پرهیز کرد و الگوهایی مثل تعامل سازنده و رقابت های مثبت و اثرپذیر و اثرساز و از همه مهمتر الگوهای عبور از بحران را مدنظر قرار داد تا از این شرایط پیچیده عبور کنیم.
این استاد دانشگاه یادآور شد: به نظر می رسد بخشی از آنچه امروز در گفتمان رسانه ای و تریبونی ایران درباره سیاست خارجی به ویژه با آمریکا دنبال می شود پمپاژ شده از طریق خود آمریکاست که ما را در یک تله گرفتار کرده است بنابراین ما هم نباید شیوه آنها را دنبال کنیم. در عوض ما باید با در پیش گرفتن اصول انعطافی در سیاست خارجی و پرهیز از یک عامل تک ساختی به نام تقابل، شرایط را برای مرتفع ساختن وضعیت موجود فراهم کنیم تا بتوانیم با عبور از این بحران بسیار سنگین و ترکیبی و همه منظوره، شرایط را برای عادی سازی روابط کشور با دنیای پیرامون فراهم کنیم. این موضوعی است که بخش قابل توجهی از ملت ایران صرف نظر از هر دیدگاهی، از حکمرانی سیاسی کشور به ویژه سیاست گذاران و فعالان عرصه سیاست خارجی انتظار دارند.
سیاست خارجی کشور آلوده به نگاه «مانوی» خیر و شر است
استاد روابط بینالملل گفت: در ایران به نگاههای «مانوی» به روابط بینالملل عادت شده است و حتی ممکن است به نوعی در برخی موارد به سیاستگذاری هم منجر شده باشد اما واقعیت این است که سیاست خارجی کشور در عرصه عملی نیازمند فکر همکاری بوده و است.
محمدکاظم سجادپور، استاد روابط بینالملل دانشگاه در نشست بررسی کتاب «نگرشی نو به تاریخ روابط بینالملل» نوشته و تالیف «حسین سلیمی» استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی به بررسی این کتاب با توجه به واقعیات روابط بینالملل امروز پرداخت.
مشروح سخنرانی «محمدکاظم سجادپور» استاد روابط بینالملل دانشگاه به شرح زیر است: اهمیت تاریخ در روابط بینالملل بسیار بالاست؛ زیرا بدون توجه به تاریخ، فهم مناسبات بینالمللی امکانپذیر نیست. یک استعاره جالب در این زمینه وجود دارد و معتقد است آنچه شما از جوامع بینالملل به شمول جوامع بینالمللی، محلی و ملی، میبیینید مثل آن بخش از کوههای یخی است که در قطب شمال، میبینید؛ یک نهم آنها برآمدگیهای روی سطح زمین هستند و ۹ دهم آن زیر یخ و آب پنهان است و آن بخش پنهان تاریخ است. بدون فهم تاریخ امکان شناخت فرد، جوامع و روابط بینالملل وجود ندارد. متاسفانه با وجود اینکه ما یک ملت تاریخی هستیم، توجه به تاریخ و مسائل و فهم تاریخی با اهمیتی که تاریخ و کارهای علمی مربوط به آن دارد، برابری نمیکند. لذا اهمیت تاریخ باید جدی گرفته شود. در رشته روابط بینالملل، طی دو دهه گذشته رشتهای به نام «تاریخ بینالمللی» (International History) شکل گرفته و در برخی دانشگاههای معتبر جهان، مانند دانشگاه ژنو و چند مرکز دیگر، در مقطع دکترا ارائه میشود.
همچنین برخی دانشگاهها، دورههای کارشناسی ارشد این رشته را ارائه میدهند. رشتههای جدید دیگری نیز شکل گرفتهاند که صرفاً به دولتها توجه ندارند. همچنین برخی رشتهها به تاریخ تحولات اقتصاد بینالمللی، برای مثال تاریخ کنش و واکنشهای اقتصادی و تاثیر آن روابط بینالملل بر مسائل مرتبط میپردازند. این رشتهها اهمیت تاریخ را بهروشنی نشان میدهند و بر این نکته تأکید دارند که ریشهها و سابقه جایگاه مهمی در فهم روابط بینالملل دارند.
بنمایه تاریخ روابط بینالملل و توری که سلیمی اشاره کردند، مهم است. باید تاریخ را تنها بهصورت وقایع نبینیم؛ بلکه باید معنا و اندیشه را نیز در آن درک کنیم. استنباط من این است که اندیشه و فکر و رفتو آمد این فکر با واقعیت و نهاد، حائز اهمیت است که این نهادسازی مبتنی بر اندیشه و این اندیشه مبتنی بر واقعیات بوده است و برخلاف نظریاتی که همه چیز را صرفاً مبتنی بر قدرت مادی یا نظامی در تاریخ جهان نگاه میکنند، اندیشههایی که به این تحولات منجر شده مهم است و نگاه اندیشه محور با یک چارچوب فکری و تحلیلی باید مورد بررسی قرار گیرد.
روابط بینالملل را چه از منظر تحلیلی و چه عملی، نمیتوان تنها با نگاه به قدرتهای مادی یا نظامی بررسی کرد و به دیگر ابعاد توجه نداشت. بهعنوان مثال، در حال حاضر همه تحت تاثیر شخصی شدن سیاست در جهان، به دلیل اقدامات دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده هستند اما همزمان نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل حتی با وجود مخالفت ترامپ و محافظهکاران همچنان به کار خود ادامه خود ادامه میدهند و حتی خود ترامپ هم برای تصویب طرح غزه خود محتاج سازمان ملل و شورای امنیت این سازمان است.
یا مثال دیگر در افریقای جنوبی است که شاهد برگزاری اجلاس کشورهای گروه ۲۰ بودیم که ترامپ آن را بایکوت کرد و حتی برای تحویل ریاست دورهای که این بار بر عهده آمریکاست یک دیپلمات دونپایه رفت. با این همه گروه بیست به کار خود را ادامه داد و بیانیه نهایی کنفرانس را در ۱۲۲ ماده به تصویب اعضا رساند. این موضوع بسیار جالب بود که با وجود اینکه آمریکا از پایه اصلی گروه ۲۰ بود، نمیتواند این گروه را رها کند.
سازمانهای بینالمللی به ویژه سازمانهای فنی و تکنیکی به قدری مهم هستند که هیچ کشوری، حتی ایالات متحده با همه مخالفتهای خود نه تنها این سازمانها را ترک نکرده بلکه نمیتواند ترک کند. برای مثال سازمان هوانوردی بینالمللی از این دست است. این سازمانها از نظر تحلیلی و عملی اهمیت بسیاری دارند و برای ایران نیز مهم هستند، در ایران به نگاههای «مانوی» به روابط بینالملل عادت شده است (روابط بینالملل را به شکل دوگانه، سیاه و سفید، خیر و شر میبینیم) و حتی ممکن است به نوعی در برخی موارد به سیاستگذاری هم منجر شده باشد اما واقعیت این است که سیاست خارجی کشور در عرصه عملی نیازمند فکر همکاری بوده و است و جالب است بدانیم اولین سازمان بینالمللی که ایران به آن پیوست، «سازمان بینالمللی تلگراف» در سال ۱۸۶۵ در دوره ناصرالدین شاه، بود و نیاز ایران به همکاریهای تلگرافی، کشور را به سمت عضویت در این سازمان سوق داد.
این سازمان هنوز فعال است و امروز با تغییر نام فعالیت میکند و شماره تلفنهای کشوری توسط همین سازمان تصویب شده است و این سازمانها برای ایران اهمیت بسیار بالایی دارد.
نقش پنهان نفت در سیاست خارجی ایران
نفت خام همچنان یکی از مهمترین ابزارهای تعامل ایران با کشورهای منطقه است؛ ابزاری که حتی در دوره تحریم توانسته روابط اقتصادی را پایدار و کانالهای گفتوگو را فعال نگه دارد. نفت و گاز برای ایران تنها منابع درآمدی یا اقلام صادراتی نیستند؛ این دو کالای راهبردی در طول صد سال اخیر به تدریج به یکی از مهمترین پایههای سیاست خارجی کشور تبدیل شدهاند. از دورهای که خطوط لوله ایران نخستین بار به ترکیه و سپس به عراق رسید تا دوران کنونی که swap منطقهای و توسعه میادین مشترک به ابزارهای نفوذ اقتصادی بدل شدهاند، انرژی همواره زبان مشترک ایران با همسایگان بوده است. در دهه اخیر نیز به دلیل دگرگونی نظم انرژی جهان، اهمیت این مزیت ژئوپلیتیک بیشتر شده و دستگاه سیاست خارجی و وزارت نفت را به سمت نوعی همافزایی عملی سوق داده است؛ همافزاییای که هدف آن افزایش عمق راهبردی، تثبیت روابط اقتصادی پایدار و تقویت جایگاه ایران در غرب آسیا است.
نفت؛ ابزار کلاسیک اما همچنان
تعیینکننده در روابط ایران با همسایگان
صادرات نفت خام هرچند از نظر ساختاری قدیمیترین ابزار دیپلماسی اقتصادی ایران محسوب میشود، اما همچنان ستون اصلی تعاملات انرژی کشور به شمار میآید. حتی در دورههایی که فشارهای بیرونی محدودیتهای جدی ایجاد کردهاند، ایران توانسته شبکهای از مشتریان منطقهای و آسیایی را حفظ کند و نشان دهد که در تأمین پایدار انرژی شریک قابل اعتمادی است. این پایداری نهفقط پیام اقتصادی، بلکه پیام سیاسی روشن دارد؛ کشورهایی که به ثبات بازار نفت خود اهمیت میدهند، خواهان رابطهای متوازن با تهران باقی میمانند. همین مسئله باعث شده فروش نفت – حتی در قالبهای کمتر رسمی – به یک ابزار مدیریت روابط خارجی و وزنآفرینی در مذاکرات منطقهای تبدیل شود. در بسیاری از موارد، استمرار صادرات نفتی مسیر را برای شکلگیری همکاریهای غیرنفتی نیز باز کرده و بستر گفتوگوهای سیاسی را فراهم ساخته است.
گاز؛ سرمایه ژئوپلیتیک ایران
و ستون جدید دیپلماسی انرژی
اگر نفت ابزار سنتی قدرت ایران بوده، گاز ابزار راهبردی آینده است. ایران بهعنوان دومین دارنده ذخایر بزرگ گاز جهان، در همسایگی کشورهایی قرار دارد که اغلب با کسری انرژی مواجهاند و به واردات پایدار نیاز دارند. صادرات گاز به عراق، ترکیه و ارمنستان در سالهای اخیر نهتنها امنیت انرژی این کشورها را تأمین کرده، بلکه نقشی تعیینکننده در مدیریت روابط سیاسی و اقتصادی ایفا کرده است؛ بهویژه در عراق که شبکه برق و صنایع سنگین آن بدون ورود گاز ایران با اختلال جدی روبهرو میشود. همین وابستگی ساختاری باعث شده روابط تهران و بغداد از سطحی صرفاً سیاسی فراتر رود و به نوعی شراکت پایدار انرژی تبدیل شود.
ایران همچنین با گسترش طرحهای انتقال گاز به پاکستان و توسعه swap گازی با ترکمنستان، آذربایجان و حتی روسیه، تلاش کرده جایگاهی فعالتر در جریانهای انرژی منطقه به دست آورد. این روند اگرچه با چالشهای فنی و مالی همراه است، اما جذابیت ژئوپلیتیکی آن باعث شده که بسیاری از کشورهای منطقه جایگزینی همسنگ برای همکاری انرژی با ایران پیدا نکنند.
swap و ترانزیت؛ دیپلماسی انرژی
بدون فروش مستقیم
یکی از جدیترین مزیتهای ایران که در سالهای اخیر دوباره احیا شده، ظرفیت swap و ترانزیت انرژی است. موقعیت جغرافیایی کمنظیر ایران – اتصال آسیای مرکزی و قفقاز به خلیج فارس و آبهای آزاد – فرصتی ارزشمند برای تبدیلشدن به کریدور انرژی ایجاد کرده است. در مدل swap، ایران محموله نفت یا گاز دریافتی از کشورهای شمالی را در جنوب تحویل میدهد؛ اقدامی که هم درآمد ترانزیتی ایجاد میکند و هم ایران را به بازیگری برهمزننده موازنه در مسیرهای انتقال تبدیل میسازد. این نقش واسط نهتنها ایران را در معادلات انرژی منطقه فعالتر کرده، بلکه گزینههای کشورهای همسایه را از وابستگی به مسیرهای محدود – بهویژه مسیرهایی که تحت نفوذ بازیگران رقیب هستند – کاهش داده است. ترانزیت فرآوردههای نفتی، سوخت و گاز نیز اهمیت روزافزونی پیدا کرده است. حتی زمانی که فروش مستقیم نفت یا گاز با محدودیت مواجه باشد، عبور انرژی از خاک ایران امتیاز سیاسی و اقتصادی قابل توجهی ایجاد میکند و عملاً ایران را در جایگاهی قرار میدهد که هر تغییری در جغرافیای انرژی منطقه بدون درنظرگرفتن نقش آن امکانپذیر نیست.
میادین مشترک؛ همکاری
رقابت و نقش آن در تقویت جایگاه ایران
توسعه میادین مشترک نفت و گاز – از پارس جنوبی و فرزاد گرفته تا آزادگان و اروند – یکی از بخشهایی است که بهشدت تحت تأثیر روابط منطقهای قرار دارد. هر بار که ایران توسعه این میادین را با نگاه راهبردی و سرمایهگذاری جدی دنبال کرده، علاوه بر افزایش سهم برداشت، توانسته مسیر همکاری با طرف مقابل را نیز هموار کند. نمونههای همکاری ایران با قطر در برخی فازهای پارس جنوبی و تعاملات نفتی با عراق در میدانهای غرب کارون نشان میدهد که توسعه مشترک علاوه بر منافع اقتصادی، نقش امنیتساز دارد و موجب شکلگیری سطحی از هماهنگی دائمی میان دو کشور میشود. در مقابل، هرگاه طرف مقابل برداشت را یکطرفه افزایش داده، ایران ناچار شده واکنشهای سیاسی و فنی دقیقتری اتخاذ کند. با این حال، تجربه سالهای اخیر ثابت کرده که ایران با توسعه زیرساختها و افزایش ظرفیت تولید، قدرت خود را در مدیریت این میادین و در نتیجه در دیپلماسی انرژی افزایش داده است.
انرژی و سیاست همسایگی
تثبیت وزن ایران در غرب آسیا
در چارچوب سیاست همسایگی، انرژی عملاً به ستون اصلی روابط اقتصادی ایران با کشورهای منطقه تبدیل شده است. بسیاری از تفاهمنامههای اقتصادی که در سالهای اخیر با عراق، آذربایجان، عمان، پاکستان و افغانستان امضا شده، یا حول محور نفت و گاز بوده یا با هدف تقویت تجارت مبتنی بر انرژی شکل گرفته است. انرژی به دلیل ماهیت بلندمدت خود، روابط را از سطح همکاریهای دورهای به سطح «وابستگی متقابل» میبرد؛ وضعیتی که کشورهای منطقه را به دنبالکردن ثبات در روابط با تهران ترغیب میکند. ایران از همین طریق توانسته در معادلات حساس امنیتی و اقتصادی غرب آسیا جایگاه خود را تقویت کرده و حتی در دورههایی که تنشهای سیاسی افزایش یافته، کانالهای همکاری انرژی مانع از قطع رابطه کامل شدهاند.
چالشها، رقابتها و فرصتهای تازه
برای تقویت بازوی انرژی ایران
با وجود ظرفیت گسترده، توسعه دیپلماسی انرژی ایران با چالشهایی روبهرو است؛ از محدودیتهای سرمایهگذاری خارجی و فرسودگی برخی خطوط انتقال گرفته تا رقابت شدید عربستان، امارات و ترکیه برای تبدیلشدن به هاب انرژی منطقه. همچنین تلاش کشورهای آسیای مرکزی برای یافتن مسیرهای انتقال مستقل، فشارهای بینالمللی و نیاز ایران به توسعه فناوریهای جدید گازرسانی و LNG از جمله عواملیاند که روند پیشرفت را کند میکنند.
بااینحال در کنار این چالشها، فرصتهای تازهای نیز ظهور کرده است: از توسعه مینیالانجی و ایجاد بازارهای کوچک منطقهای گرفته تا افزایش حضور ایران در پالایشگاههای فراسرزمینی، رشد صادرات فرآورده به جای نفت خام و مشارکت در زنجیرههای جدید انرژی با چین، هند و روسیه. این مسیرها اگر با سیاستگذاری منسجم و ارتقای زیرساخت همراه شود، میتواند بازوی انرژی ایران را در سطحی فراتر از گذشته فعال کند و قدرت چانهزنی کشور را در نظم اقتصادی جدید غرب آسیا افزایش دهد.