گزارش
ساسان رحیمی- در گفتوگوهای روزمره مردم، دو واژه «گرانی» و «گرانفروشی» اغلب بهجای یکدیگر استفاده میشوند؛ حال آنکه این دو مفهوم از نظر اقتصادی، حقوقی و مدیریتی تفاوتهای اساسی دارند. گرانی عمدتاً به افزایش سطح قیمت کالاها و خدمات در اقتصاد مربوط است، اما گرانفروشی به معنای عرضه کالا یا خدمات با قیمتی بالاتر از قیمت قانونی یا ضوابط مصوب است. این تمایز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نمیتوان تمام افزایش قیمتها را به تخلف فروشندگان نسبت داد و از سوی دیگر، نمیتوان پشت عنوان تورم و افزایش هزینههای تولید، تخلفات احتمالی در شبکه توزیع و فروش را نادیده گرفت. به بیان ساده، گرانی یک مسئله اقتصادی است که نیازمند سیاستگذاری کلان است؛ گرانفروشی یک تخلف احتمالی در بازار است که نیازمند نظارت، رسیدگی و برخورد قانونی است. البته این دو پدیده ممکن است همزمان اتفاق بیفتند و حتی یکدیگر را تشدید کنند. گرانی چیست و چگونه شکل میگیرد؟ گرانی به افزایش قیمت کالاها و خدمات گفته میشود. این افزایش ممکن است ناشی از عوامل مختلف اقتصادی باشد و لزوماً به معنای تخلف فروشنده نیست. مهمترین عوامل ایجاد گرانی عبارتاند از: - تورم عمومی: افزایش مستمر سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات و کاهش قدرت خرید پول. - افزایش هزینه تولید: بالا رفتن قیمت مواد اولیه، انرژی، دستمزد، حملونقل و بستهبندی. - نوسانات ارزی: افزایش هزینه واردات مواد اولیه، ماشینآلات و کالاهای واسطهای. - کاهش تولید و عرضه: کمبود مواد اولیه، خشکسالی، اختلال در تولید یا مشکلات زنجیره تأمین. - ضعف رقابت: انحصار در تولید، واردات یا توزیع و نبود رقابت مؤثر میان عرضهکنندگان. - انتظارات تورمی: افزایش قیمتها به دلیل پیشبینی فعالان اقتصادی از تداوم تورم و افزایش هزینههای آینده. - سیاستهای اقتصادی نامناسب: بیثباتی مقررات، کسری بودجه، رشد نقدینگی و تصمیمات ناگهانی در حوزه تجارت و تولید. بنابراین ممکن است تولیدکنندهای به دلیل افزایش هزینه مواد اولیه، ناچار به افزایش قیمت محصول خود شود. در چنین شرایطی، افزایش قیمت لزوماً تخلف نیست؛ بلکه میتواند نتیجه شرایط عمومی اقتصاد باشد. گرانفروشی چیست؟ گرانفروشی زمانی اتفاق میافتد که فروشنده یا عرضهکننده برخلاف ضوابط قانونی، کالا یا خدمات را با قیمتی بالاتر از نرخ تعیینشده عرضه کند یا از مقررات قیمتگذاری تخطی کند. بر اساس ماده ۲ قانون تعزیرات حکومتی، گرانفروشی عبارت است از عرضه کالا یا خدمات به بهایی بیش از نرخهای تعیینشده توسط مراجع رسمی و همچنین اقداماتی که برخلاف ضوابط قیمتگذاری موجب افزایش بهای پرداختی خریدار شود. همچنین ماده ۵۷ قانون نظام صنفی کشور، گرانفروشی را عرضه یا فروش کالا و خدمات به بهایی بیش از نرخهای تعیینشده مراجع قانونی و تخلف از مقررات قیمتگذاری تعریف میکند. نمونههای گرانفروشی عبارتاند از: - فروش کالا بالاتر از قیمت مصوب. - دریافت وجه اضافی و غیرقانونی از مشتری. - دریافت مبلغی بیشتر از تعرفه قانونی خدمات. - تخلف از ضوابط قانونی قیمتگذاری. - افزایش غیرمجاز قیمت از طریق روشهای پنهان و تحمیل هزینه اضافی به خریدار. یک نکته مهم: هر کالای گرانقیمتی الزاماً مصداق گرانفروشی حقوقی نیست. باید مشخص شود آیا برای آن کالا یا خدمت نرخ یا ضابطه قانونی قیمتگذاری وجود دارد و آیا فروشنده از آن تخطی کرده است. گران بودن یک کالا بهتنهایی برای اثبات تخلف کافی نیست. چرا برخورد با گرانفروشی بهتنهایی مشکل گرانی را حل نمیکند؟ یکی از اشتباهات رایج در مدیریت بازار این است که تصور شود با افزایش تعداد بازرسان، جریمه فروشندگان و تشدید برخوردهای تعزیراتی میتوان تورم را مهار کرد. واقعیت این است که نظارت بر بازار ضروری است، اما جایگزین سیاست اقتصادی نمیشود. برای مثال، فرض کنیم قیمت تمامشده تولید یک محصول به دلیل افزایش قیمت مواد اولیه، دستمزد و هزینه حملونقل، ۳۰ درصد افزایش پیدا کند. اگر تولیدکننده یا عرضهکننده مطابق مقررات قیمتگذاری مجاز به اصلاح قیمت باشد، افزایش قیمت آن بهخودیخود گرانفروشی نیست. در مقابل، اگر فروشنده کالایی را که قیمت قانونی آن مشخص است، با ۲۰ درصد اضافهقیمت بفروشد، با موضوع گرانفروشی مواجه هستیم. در نتیجه، برخورد با فروشنده متخلف میتواند از حقوق مصرفکننده دفاع کند، اما هزینه بالای تولید، نوسان ارز، کمبود عرضه یا تورم ناشی از عوامل پولی و مالی را برطرف نمیکند. از سوی دیگر، رها کردن بازار به بهانه افزایش هزینهها نیز میتواند زمینهساز سوءاستفاده، احتکار، تبانی و افزایش غیرمنطقی قیمتها شود. پیامدهای اجتماعی گرانی و گرانفروشی این دو پدیده، اگرچه متفاوتاند، اما در نهایت فشار مشترکی بر زندگی مردم وارد میکنند. پیامدهای گرانی: 1. کاهش قدرت خرید خانوارها. 2. کوچک شدن سبد غذایی و مصرفی خانوادهها. 3. کاهش امکان پسانداز و سرمایهگذاری خانوار. 4. افزایش نابرابری اقتصادی. 5. کاهش توان تأمین هزینههای آموزش، درمان و مسکن. 6. افزایش نگرانی و نااطمینانی نسبت به آینده. پیامدهای گرانفروشی: 1. بیاعتمادی عمومی به نظام توزیع و فروش. 2. افزایش هزینه زندگی فراتر از افزایشهای اقتصادی قابل توجیه. 3. تشدید احساس بیعدالتی در جامعه. 4. تضعیف کسبوکارهای قانونمدار. 5. گسترش اقتصاد غیرشفاف و معاملات خارج از ضوابط. 6. تضعیف اعتماد مردم به دستگاههای نظارتی. در واقع، گرانی فشار اقتصادی ایجاد میکند و گرانفروشی میتواند این فشار را تشدید کند. ۶. راهکارهای مقابله با گرانی و گرانفروشی برای مقابله مؤثر با این دو پدیده باید دو مسیر سیاستی مستقل اما هماهنگ طراحی شود. الف) راهکارهای مهار گرانی ۱. کنترل عوامل تورمزا انضباط مالی دولت، مدیریت کسری بودجه، کنترل رشد نقدینگی و ایجاد ثبات در سیاستهای پولی و ارزی از الزامات کنترل تورم است. ۲. حمایت از تولید - تأمین پایدار مواد اولیه. - کاهش هزینههای غیرضروری تولید. - تسهیل دسترسی تولیدکنندگان به سرمایه در گردش. - کاهش موانع اداری و مالیاتی غیرضروری. - پیشبینیپذیر کردن مقررات اقتصادی. ۳. اصلاح نظام توزیع حذف واسطههای غیرضروری، توسعه شبکه توزیع مستقیم و ایجاد شفافیت در زنجیره تأمین میتواند هزینه نهایی کالا را کاهش دهد. ۴. مقابله با انحصار در بازارهایی که تعداد محدودی تولیدکننده یا واردکننده فعالیت میکنند، باید رقابت واقعی ایجاد شود تا امکان تحمیل قیمتهای غیررقابتی کاهش یابد. ۵. حمایت هدفمند از خانوارها در کنار سیاستهای کنترل تورم، حمایت از دهکهای کمدرآمد از طریق تقویت پوششهای حمایتی و حفظ دسترسی به کالاهای ضروری اهمیت دارد. ب) راهکارهای مقابله با گرانفروشی 1. تقویت بازرسیهای هوشمند و مبتنی بر اطلاعات واقعی بازار. 2. انتشار عمومی قیمتهای مصوب و ضوابط قیمتگذاری. 3. الزام واحدهای صنفی به درج شفاف قیمت و صدور فاکتور. 4. برخورد مؤثر و بازدارنده با تخلفات تکرارشونده. 5. نظارت بر زنجیره تولید، عمدهفروشی، توزیع و خردهفروشی، نه صرفاً مغازههای سطح شهر. 6. ایجاد سامانه ساده و قابل دسترس برای گزارش تخلفات مردمی. 7. انتشار عمومی نتایج بازرسیها و میزان رسیدگی به شکایتها. تجربههای قابل استفاده از کشورهای دیگر آلمان؛ رقابت و شفافیت بازار توجه به قوانین رقابت، مقابله با تبانی و نظارت بر رفتار شرکتهای مسلط در بازار. درس اصلی این تجربه، جلوگیری از شکلگیری قدرت انحصاری در زنجیره عرضه است. سنگاپور؛ نظارت بر زنجیره تأمین رصد عرضه کالاهای ضروری، تنوعبخشی به منابع تأمین و توجه به امنیت زنجیره واردات و توزیع. این رویکرد برای کاهش آسیبپذیری بازار در برابر شوکهای عرضه اهمیت دارد. ژاپن؛ شفافیت و انضباط تجاری توجه به شفافیت اطلاعات مصرفکننده، رقابت تجاری و سازوکارهای پایش قیمت. این تجربه بر اهمیت اعتماد عمومی و دسترسی مردم به اطلاعات دقیق تأکید دارد. توجه: این موارد جهتگیریهای سیاستی هستند، نه ادعای موفقیت قطعی یا قابل تعمیم تمام سیاستهای این کشورها به ایران. برای ارزیابی دقیق، باید قوانین و نتایج هر سیاست جداگانه بررسی شود. وضعیت نظارت بر بازار در ایران؛ یک ضرورت مهم در ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، خبرگزاری تسنیم گزارشی از اظهارات مدیرکل تعزیرات حکومتی تهران منتشر کرد که در آن بر ضرورت تغییر رویکرد نظارت بر بازار تأکید شده بود. بر اساس این گزارش، پیشنهاد استقرار ضابطان در واحدهای تولیدی، بررسی قیمت تمامشده کالا پیش از ورود به بازار و انتشار عمومی آنالیز قیمتها در سامانه ۱۲۴ مطرح شده است. این پیشنهاد از یک جهت اهمیت دارد: نظارت نباید صرفاً پس از رسیدن کالا به مغازه و شکایت مصرفکننده آغاز شود؛ بلکه باید از مرحله تولید و تعیین قیمت شروع شود. البته انتشار آنالیز قیمت بهتنهایی کافی نیست؛ اطلاعات باید قابل راستیآزمایی باشد و هزینه واقعی تولید، حاشیه سود، هزینه توزیع و شرایط رقابت را منعکس کند. معیارهای سنجش موفقیت سیاستها برای جلوگیری از تبدیل مبارزه با گرانفروشی به فعالیتی صرفاً تبلیغاتی، پیشنهاد میشود دولت بهصورت ماهانه شاخصهای زیر را منتشر کند: - تغییر قیمت کالاهای اساسی. - میزان تخلفات واقعی کشفشده. - نسبت شکایتهای رسیدگیشده به شکایتهای ثبتشده. - میزان کاهش تخلفات تکراری. - میزان کاهش فاصله قیمت تولید تا مصرف. - وضعیت دسترسی خانوارهای کمدرآمد به کالاهای ضروری. - میزان رقابت و تمرکز در بازارهای اصلی. گرانی و گرانفروشی دو مسئله متفاوتاند که نباید با یک ابزار واحد با آنها مقابله کرد. گرانی محصول مجموعهای از عوامل اقتصادی، ساختاری و مدیریتی است و مهار آن به اصلاح سیاستهای پولی، مالی، تولیدی و تجاری نیاز دارد. گرانفروشی نیز تخلفی است که با شفافیت، نظارت مؤثر و اجرای قانون باید با آن مقابله کرد. اما نکته اساسیتر این است که نباید مسئولیت گرانی را بهطور کامل از دوش تولیدکننده، توزیعکننده یا نظام مدیریت اقتصادی برداشت. گاهی افزایش قیمت در کارخانه اتفاق میافتد، گاهی در شبکه توزیع و گاهی در فروشگاه. بنابراین نظارت باید تمام زنجیره را دربرگیرد. مردم نه با سخنرانی درباره ضرورت مقابله با گرانفروشی، بلکه با مشاهده ثبات قیمتها، حفظ قدرت خرید و دسترسی عادلانه به کالاهای ضروری، نتیجه سیاستهای اقتصادی را احساس میکنند. هدف نهایی نیز نباید صرفاً ارزان شدن مقطعی کالاها باشد؛ بلکه باید اقتصادی شکل بگیرد که در آن تولیدکننده بتواند با سود منطقی فعالیت کند، فروشنده از مسیر قانونی کسب درآمد کند و مصرفکننده نیز از حق برخورداری از قیمت منصفانه و قدرت خرید مناسب محروم نماند.