روزنامه کائنات
4

صفحه آخر

1405 چهارشنبه 6 آبان - شماره 5178

یادداشت

هنر ایستادن و دوباره ساختن

   مجتبی باکری- تاب‌آوری اجتماعی را نباید صرفاً توانایی تحمل بحران دانست؛ جامعه تاب‌آور، جامعه‌ای است که در مواجهه با جنگ، ناامنی، تورم، بلایای طبیعی و شوک‌های سیاسی و اقتصادی، نه‌تنها از هم نمی‌پاشد، بلکه می‌تواند با اتکا به سرمایه انسانی، اعتماد عمومی و همبستگی جمعی، مسیر بازسازی و بازگشت به زندگی را پیدا کند. تاب‌آوری، هنر ایستادن است؛ اما مهم‌تر از آن، توانایی دوباره ساختن است.
در روزگار بحران، نخستین چیزی که جامعه به آن نیاز دارد، احساس تنهایی نکردن است. مردم زمانی می‌توانند دشواری‌ها را تحمل کنند که باور داشته باشند بخشی از یک پیکره مشترک‌اند؛ درد و نگرانی‌شان دیده می‌شود و برای عبور از شرایط دشوار، تنها به توان فردی خود واگذار نشده‌اند. خانواده، محله، مدرسه، گروه‌های داوطلب، نهادهای مدنی و شبکه‌های حمایتی، حلقه‌هایی هستند که در روزهای سخت می‌توانند مانع فروپاشی پیوندهای اجتماعی شوند. از همین رو، سرمایه اجتماعی و اعتماد متقابل، از مهم‌ترین پشتوانه‌های تاب‌آوری‌اند.
بااین‌حال، تاب‌آوری را نباید با سکوت مردم، عادت‌کردن به دشواری یا تحمل بی‌پایان فشارها اشتباه گرفت. جامعه‌ای که زیر بار مشکلات اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده و کاهش فرصت‌های زندگی قرار دارد، ممکن است برای مدتی شرایط را تحمل کند، اما تحمل طولانی‌مدت بدون حمایت و چشم‌انداز روشن، الزاماً به تاب‌آوری منجر نمی‌شود. گاهی نتیجه آن، فرسودگی روانی، بی‌اعتمادی، انزوای اجتماعی و احساس بی‌قدرتی است. بنابراین، تاب‌آوری زمانی معنا پیدا می‌کند که در کنار مسئولیت‌پذیری شهروندان، مسئولیت نهادهای عمومی نیز جدی گرفته شود.
در جامعه ایران، این مسئله اهمیتی دوچندان دارد. تجربه بحران‌های اقتصادی، حوادث طبیعی، همه‌گیری کرونا و تنش‌های امنیتی نشان داده است که شبکه‌های خانوادگی، همیاری‌های محلی، فعالیت‌های داوطلبانه و ظرفیت فرهنگی مردم می‌توانند در عبور از شرایط دشوار نقش مهمی ایفا کنند. اما اتکا به این ظرفیت‌ها نباید بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتن وظایف دولت و نهادهای مسئول باشد. همبستگی مردمی هنگامی پایدار می‌ماند که با سیاست‌گذاری قابل اعتماد، حمایت مؤثر از گروه‌های آسیب‌پذیر، دسترسی به خدمات ضروری و اطلاع‌رسانی صادقانه همراه شود. یکی از پایه‌های تاب‌آوری اجتماعی، اعتماد عمومی است. جامعه‌ای که اطلاعات دقیق و به‌موقع دریافت می‌کند، امکان طرح پرسش و نقد دارد و در تصمیم‌های مؤثر بر زندگی خود احساس بی‌اثری نمی‌کند، ظرفیت بیشتری برای مواجهه با بحران خواهد داشت. پنهان‌کاری، وعده‌های غیرواقعی و نادیده‌گرفتن رنج‌های روزمره مردم، این ظرفیت را تضعیف می‌کند. اعتماد با شعار ساخته نمی‌شود؛ محصول عملکرد قابل ارزیابی، عدالت در توزیع حمایت‌ها و پاسخ‌گویی در برابر خطاهاست. عامل مهم دیگر، حفظ افق آینده است. به‌ویژه برای جوانان، تاب‌آوری فقط به معنای دوام‌آوردن در امروز نیست؛ به این معناست که فرد بتواند فردایی قابل تصور برای خود داشته باشد. امکان تحصیل، اشتغال، خلاقیت، مشارکت فرهنگی و ساختن زندگی مستقل، به جامعه انگیزه ادامه‌دادن می‌دهد. در این میان، هنر، سینما، ادبیات و فعالیت‌های فرهنگی نقشی فراتر از سرگرمی دارند: آن‌ها به تجربه‌های پراکنده مردم معنا می‌بخشند، رنج‌ها و امیدها را روایت می‌کنند و امکان گفت‌وگو درباره زخم‌های مشترک را فراهم می‌آورند. جامعه‌ای که بتواند تجربه خود را روایت کند، فرصت بیشتری برای فهم بحران و بازسازی پیوندهایش خواهد داشت.
تاب‌آوری همچنین به معنای انکار اختلاف‌ها نیست. جامعه مقاوم، جامعه‌ای یکدست و بی‌مسئله نیست؛ جامعه‌ای است که بتواند اختلاف نظرها را بدون تبدیل‌کردن آن‌ها به دشمنی‌های پایدار مدیریت کند. شنیدن صداهای متفاوت، حمایت از گروه‌های کم‌برخوردار، مقابله با تبعیض و ایجاد فرصت مشارکت برای نسل‌های مختلف، از جمله راه‌هایی است که پیوندهای اجتماعی را تقویت می‌کند. در مقابل، حذف اجتماعی و بی‌توجهی به مطالبات واقعی مردم، حتی اگر در کوتاه‌مدت سکوت ایجاد کند، در بلندمدت می‌تواند ظرفیت جمعی برای مقابله با بحران را کاهش دهد.
از این منظر، سنجش تاب‌آوری اجتماعی نباید تنها با میزان آرامش ظاهری جامعه انجام شود. باید پرسید: آیا مردم به یکدیگر اعتماد دارند؟ آیا خانواده‌های آسیب‌پذیر در زمان بحران حمایت می‌شوند؟ آیا جوانان آینده‌ای پیش روی خود می‌بینند؟ آیا نهادهای مسئول پاسخ‌گو هستند؟ و آیا جامعه پس از هر بحران، با یادگیری از خطاها، آماده‌تر از گذشته می‌شود؟
تاب‌آوری اجتماعی یک سرمایه آماده و همیشگی نیست؛ ظرفیتی است که باید هر روز ساخته و نگهداری شود. این ظرفیت از پیوند همبستگی مردمی با عدالت، اعتماد، مشارکت و کارآمدی نهادی شکل می‌گیرد. جامعه تاب‌آور، جامعه‌ای نیست که رنج نمی‌کشد؛ جامعه‌ای است که رنج را به سرنوشت محتوم تبدیل نمی‌کند، در برابر دشواری‌ها یکدیگر را تنها نمی‌گذارد و برای بازگشت به زندگی، فرصت ساختن آینده و کاهش احتمال تکرار بحران تلاش می‌کند. معیار نهایی تاب‌آوری، فقط این نیست که جامعه از بحران عبور کند؛ مهم آن است که در پایان بحران، چه اندازه از اعتماد، امید، کرامت انسانی و توان ساختن زندگی در آن باقی مانده باشد.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه