روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1405 يکشنبه 3 آبان - شماره 5175

سرمقاله

میراث فرهنگی و تاریخ ریشه‌های مشترک وفاق اجتماعی

   ایوب رضایی- همبستگی اجتماعی تنها با توافق بر سر مسائل امروز شکل نمی‌گیرد؛ جامعه برای ساختن آینده‌ای مشترک، به درکی مشترک از گذشته خود نیز نیاز دارد.
میراث فرهنگی و تاریخ، فراتر از مجموعه‌ای از بناهای تاریخی، آثار باستانی، آیین‌ها و روایت‌های کهن، بخشی از حافظه جمعی یک ملت‌اند؛ حافظه‌ای که نسل‌های مختلف را به یکدیگر پیوند می‌دهد و به جامعه امکان می‌دهد در میان تفاوت‌های قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی، نقاط اشتراک خود را بازشناسد. از این منظر، حفاظت از میراث فرهنگی نه صرفاً وظیفه‌ای برای نگهداری آثار گذشته، بلکه سرمایه‌گذاری بر همبستگی اجتماعی، اعتماد عمومی و ساختن آینده‌ای مشترک است.
تاریخ هر کشور، روایت زندگی مردمانی است که پیش از نسل امروز زیسته‌اند، رنج کشیده‌اند، آموخته‌اند، آفریده‌اند و تجربه‌های خود را به آیندگان منتقل کرده‌اند. شناخت این تجربه‌ها به جامعه یادآوری می‌کند که هویت ملی محصول تلاش یک نسل یا یک گروه خاص نیست؛ بلکه حاصل مشارکت تاریخی نسل‌ها و گروه‌های گوناگونی است که هر یک سهمی در شکل‌گیری فرهنگ و تمدن آن سرزمین داشته‌اند.
در ایران، این ظرفیت به‌واسطه پیشینه تمدنی طولانی، تنوع فرهنگی و زبانی، ادبیات غنی، آیین‌های مشترک و آثار تاریخی گسترده، اهمیتی دوچندان دارد. از شاهنامه فردوسی و شعر حافظ و سعدی تا معماری شهرهای تاریخی، از آیین‌های نوروزی تا هنرهای سنتی و میراث شفاهی اقوام ایرانی، مجموعه‌ای از تجربه‌ها و نمادها وجود دارد که می‌تواند زمینه گفت‌وگو و احساس تعلق مشترک را فراهم کند.
بااین‌حال، صرف برخورداری از تاریخ و میراث غنی برای ایجاد وفاق کافی نیست. مسئله اصلی آن است که جامعه چگونه این میراث را روایت می‌کند، چگونه آن را در دسترس نسل‌های جدید قرار می‌دهد و تا چه اندازه به همه گروه‌ها فرصت می‌دهد خود را در این روایت ملی بازشناسند.
یکی از مهم‌ترین کارکردهای تاریخ، فراهم‌کردن زمینه‌ای برای درک متقابل است. جامعه‌ای که گذشته خود را به‌صورت چندصدایی، مستند و منصفانه می‌شناسد، بهتر می‌تواند تفاوت‌های درونی خود را به رسمیت بشناسد. تاریخ ملی زمانی به عامل همبستگی تبدیل می‌شود که به جای حذف تجربه گروه‌های مختلف، سهم آنان را در شکل‌گیری جامعه به رسمیت بشناسد. وفاق اجتماعی به معنای یکسان‌اندیشی یا انکار اختلاف‌ها نیست. جامعه‌ای متکثر می‌تواند بر سر ارزش‌هایی همچون کرامت انسانی، عدالت، تعلق سرزمینی، مسئولیت‌پذیری و حفظ میراث مشترک به توافق برسد، بی‌آنکه تفاوت‌های فرهنگی و فکری اعضای خود را از میان ببرد. در چنین نگاهی، تاریخ نه ابزاری برای تحمیل یک روایت واحد، بلکه فرصتی برای شناخت ریشه‌های مشترک و فهم تجربه‌های متفاوت است. در این میان، خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه‌ها، نهادهای فرهنگی و مدیریت شهری نقش مکمل دارند. انتقال میراث به نسل جدید نباید به حفظ نام‌ها و تاریخ‌ها در کتاب‌های درسی محدود شود؛ جوانان باید فرصت داشته باشند با مکان‌های تاریخی ارتباط برقرار کنند، روایت‌های خانوادگی را ثبت کنند، درباره آثار هنری پرسش بپرسند و در حفاظت از سرمایه‌های فرهنگی پیرامون خود سهیم باشند.
تاریخ تنها روایت شکوه‌ها و دستاوردها نیست؛ یادآور خطاها، بحران‌ها، گسست‌ها و تجربه‌های دشوار نیز هست. جامعه‌ای که بتواند از گذشته خود بیاموزد، امکان بیشتری برای مواجهه مسئولانه با مسائل امروز خواهد داشت. میراث فرهنگی هنگامی به منبعی برای وفاق تبدیل می‌شود که هم غرور فرهنگی ایجاد کند و هم ظرفیت نقد، یادگیری و اصلاح را افزایش دهد.
برای تحقق این هدف، می‌توان چند اقدام عملی را در دستور کار قرار داد: تدوین برنامه‌های آموزشی مبتنی بر بازدید و تجربه میدانی؛ حمایت از طرح‌های ثبت تاریخ شفاهی با مشارکت جوانان؛ ایجاد بانک‌های دیجیتال دسترس‌پذیر از اسناد و آثار فرهنگی؛ برگزاری رویدادهای میان‌نسلی برای انتقال تجربه‌ها؛ و اختصاص منابع پایدار برای حفاظت از میراث تاریخی در سراسر کشور. همچنین، ارزیابی این برنامه‌ها باید علاوه بر تعداد آثار مرمت‌شده یا رویدادهای برگزارشده، میزان مشارکت مردم، دسترسی مناطق مختلف و کیفیت ارتباط نسل جوان با میراث را نیز در بر گیرد.
در نهایت، میراث فرهنگی زمانی به نیرویی مؤثر برای وفاق اجتماعی تبدیل می‌شود که مردم در آن نه فقط گذشته‌ای برای افتخارکردن، بلکه مسئولیتی مشترک برای حفاظت و انتقال به نسل‌های آینده ببینند. تاریخ می‌تواند یادآور این حقیقت باشد که جامعه امروز حاصل زندگی و تلاش انسان‌های بسیاری است و آینده آن نیز به توانایی نسل حاضر در همکاری، گفت‌وگو و پذیرش مسئولیت وابسته است.
ملتی که گذشته خود را منصفانه می‌شناسد، تفاوت‌های درونی‌اش را به رسمیت می‌شناسد و میراث مشترکش را عادلانه حفظ می‌کند، فرصت بیشتری برای ساختن آینده‌ای مبتنی بر اعتماد و همبستگی خواهد داشت. میراث فرهنگی، در این معنا، نه پناهگاهی برای گریز از مسائل امروز، بلکه پلی میان حافظه تاریخی، همبستگی اجتماعی و امید به آینده است. 

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه