روزنامه کائنات
2

سیاست

1405 دوشنبه 27 مهر - شماره 5171

ترامپ در جستجوی یک «پیروزی» بدلی

 یک رسانه آمریکایی با زیر سوال بردن ادعای رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر دستیابی به «پیروزی» در جنگ علیه ایران، نوشت که او در جستجوی هر راه گریزی است که بتواند آن را (فریبکارانه) به‌عنوان «پیروزی» به افکار عمومی بقبولاند و حال آنکه منطقی‌ترین راه برای خروج از این جنگ خودخواسته، دستیابی به توافقی مشابه «یادداشت تفاهم ژوئن» است.
رسانه خبری-تحلیلی «inkstickmedia» در این گزارش می‌نویسد: دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهوری آمریکا، که عملیات نیروی دریایی این کشور در تنگه هرمز را موفقیت‌آمیز می‌پندارد، به‌وضوح معتقد نیست که جنگ با ایران به بن‌بست رسیده است.
وضعیت فعلی جریان نفت و گستره‌ فشارها و مصائب اقتصادی، در واقع پیچیده‌تر از آن است که بتوان آن را برتری یک‌جانبه آمریکا دانست. با این‌ حال، ترامپ آشکارا بر این باور است که تداوم فشار بر ایران، از جمله از طریق آنچه محاصره دریایی خوانده و اقدام جنگی تلقی می‌شود، اهرم فشار آمریکا را تقویت می‌کند و نتیجه بهتری به همراه خواهد داشت.
ترامپ در جستجوی راه خروج
از نگاه دونالد ترامپ، جهان همواره میدان یک «بازی مجموع صفر» بوده و در آن سود یک طرف الزاما به معنای زیان طرف دیگر است. چه در درگیری‌های نظامی، چه در توافق‌های تجاری و چه در معاملات املاک، او هر نتیجه‌ای را به پیروزی یک طرف و شکست طرف دیگر تعبیر می‌کند. ترامپ همچنین هرگز اشتباهاتش را نمی‌پذیرد و قطعا در رابطه با جنگ جاری نیز حاضر نخواهد شد به‌طور علنی به خطای خود اعتراف کند. در نتیجه، جنگ همچنان ادامه دارد و ترامپ در جستجوی یافتن نتیجه‌ای است که بتواند از آن «پیروزی» اعلام کند.
نگارنده در ادامه می‌نویسد: کتابی که بیش از چهار دهه پیش نوشتم، نشان می‌داد که بهترین راه برای درک چگونگی پایان جنگ‌ها، نگاه کردن به آنها به‌عنوان توافق‌هایی مبتنی بر مذاکره است. حتی تسلیم‌هایی که ظاهرا بدون قیدوشرط هستند هم کاملا بی‌قیدوشرط نیستند و حاوی نوعی معامله است؛ طرف به‌اصطلاح تسلیم‌شونده می‌پذیرد که از ظرفیت خود برای مقاومت استفاده نکند و در سوی مقابل، طرف دیگر حملاتش را متوقف می‌کند. پژوهشگران دیگری نیز به‌تازگی همین مفهوم را در تحلیل درگیری‌های معاصر به کار گرفته‌اند. یکی از درس‌های این است که تعریف راهبرد جنگی آمریکا صرفا بر اساس پیروزی و شکست، مسائل اصلی که روی میز قمار قرار دارند، تاثیر آنها بر منافع آمریکا و الزامات پایان دادن به جنگ و برقراری صلحی باثبات را از نظر پنهان می‌کند.
آنچه ترامپ به‌عنوان «پیروزی» از آن استقبال می‌کند، می‌تواند به یکی از این دو شکل کلی نمود کند؛ (۱) یا حکومت ایران به‌نحوی تسلیم فشار شود و امتیازهایی بدهد که آشکارا و به‌طور قابل‌توجهی فراتر از پیشنهادهای قبلی آن باشد، (۲) یا حکومت ایران سقوط کند. میان این دو احتمال تنشی بنیادین وجود دارد؛ زیرا حکومتی که باور داشته باشد آمریکا مصمم به نابودی آن است، انگیزه‌ای برای دادن امتیاز نخواهد داشت و ادامه جنگ را تنها گزینه خود خواهد دید. با این‌ حال، حتی اگر این دو سناریوی به اصطلاح «پیروزی» را جداگانه بررسی کنیم، هرکدام پرسش‌های مهمی را مطرح می‌کنند.
برای آنکه امتیازهای(فرضی) ایران در نقش یک «پیروزی»(برای ترامپ) ظاهر شوند، باید منافع آمریکا را به‌طور چشمگیری تامین کنند و در عین حال، امتیازهایی باشند که حتی از حکومتی تحت فشار شدید نیز به طور واقع‌بینانه بتوان انتظار داشت. یکی از دشواری‌های ارزیابی ارزش امتیازهای ایران این است که ترامپ و دولت او هرگز اهداف جنگ را به‌روشنی مشخص نکرده‌اند. آنها در مقاطع مختلف ادعاها و اظهارات متفاوتی مطرح کرده‌اند؛ از جمله مطالبه «تسلیم بی‌قیدوشرط» که انتظار تحقق آن از تهران غیرواقع‌بینانه است. برنامه هسته‌ای ایران در بیشتر مواقع مطرح شده است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌ جمهوری آمریکا، هفته گذشته با اشاره به اینکه برای دستیابی به صلح باید غنی‌سازی اورانیوم در ایران به‌طور «معناداری» کاهش یابد، به مشخص‌ترین خواسته نزدیک شد. برنامه هسته‌ای ایران از آن جهت به منافع آمریکا مربوط می‌شود که ادعای(واهی) دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را مطرح می‌کند و در این راستا، ادامه جنگ کمکی نمی‌کند.
برجام؛ نمونه‌ای معنادار از توافقی ظریف
توافق جامع اقدام مشترک(برجام)، نمونه‌ای از آن است که یک توافق هسته‌ای معنادار به چه الزاماتی نیاز دارد. این توافق در سال ۲۰۱۵ اجرایی شد، تا اینکه ترامپ در سال ۲۰۱۸ (به‌طور یکطرفه) از آن خارج شد، زیرا مصمم بود آنچه که چشمگیرترین دستاورد سیاست خارجی باراک اوباما، رئیس‌ جمهور اسبق آمریکا، تلقی می‌شد را تخریب کند.
به نوشته نگارنده، برجام در ۱۵۹ صفحه نگاشته شد و حاصل مذاکرات دشوار و مفصل و ظریفی بود که چندین سال طول کشید و شمار زیادی از کارشناسان هسته‌ای و متخصصان دیگر در آن دخیل بودند. چنین توافقی چیزی نیست که استیو ویتکاف و جرد کوشنر بتوانند در یک یا دو دور مذاکره سرهم‌بندی کنند.
هرگونه توافق هسته‌ای جدید میان آمریکا و ایران نیز به جزئیاتی مشابه نیاز دارد. در صورتی که نهایی‌شدن چنین توافق جامعی، شرط پایان جنگ قرار گیرد، جنگ ممکن است ماه‌ها و حتی سال‌ها ادامه پیدا کند؛ حال آنکه می‌توان آتش‌بس را با تعهد به انجام مذاکرات جدی در آینده همراه کرد.
به نوشته این رسانه، دولت ترامپ با پیگیری توافق هسته‌ای اخیر با عربستان سعودی، مذاکره بر سر توافقی جدید با ایران را دشوارتر و پیچیده‌تر نیز کرده است. این توافق نگرانی کارشناسان منع اشاعه سلاح‌های هسته‌ای را برانگیخته است زیرا سخت‌گیرانه‌ترین نوع بازرسی‌های بین‌المللی را الزامی نمی‌کند و راه غنی‌سازی اورانیوم در عربستان، حتی تا سطح ۲۰ درصد را باز می‌گذارد. ایران در برابر محدود کردن برنامه هسته‌ای این کشور به سطحی پایین‌تر از آنچه رقیبش در سوی دیگر خلیج فارس آن هم با تایید و کمک آمریکا در اختیار خواهد داشت، مقاومت خواهد کرد.
به ادعای نگارنده، در بحبوحه مشکلات اقتصادی‌ کنونی مردم ایران، نمی‌توان احتمال برخی اعتراض‌های داخلی را منتفی دانست. اما باید به این نکته توجه داشت که وقوع چنین اتفاقی در شرایط ادامه‌دار جنگ، احتمال خیلی کمتری دارد. جنگ در میان ایرانیان نوعی همبستگی ملی و به اصطلاح اثر «حول پرچم» و حمایت از کشور در برابر تهدید خارجی ایجاد کرده است. به نوشته نگارنده، «با توجه به اینکه ایرانیان حملات نظامی و اقتصادی آمریکا را متوجه کل ایران، نه صرفا حکومت، می‌دانند، چنین سطحی از همبستگی دور از انتظار نیست. نکته دیگر و مرتبط با موضوع قبلی این است که جنگ کینه و نفرت گسترده و دیرپایی را نسبت به آمریکا، به‌واسطه رنجی که بر مردم ایران تحمیل کرده است، بر جای خواهد گذاشت. هرچه جنگ طولانی‌تر شود، این احساس نفرت نیز قوی‌تر خواهد شد.
راه واقع‌بینانه و منطقی برای پایان جنگ
نتیجه آنچه گفته شد این است که آمریکا نباید برای پایان دادن به این جنگ، روی امتیازهای بزرگ و پیشاپیش تهران یا تغییر حکومت در ایران حساب باز کند. واقع‌بینانه‌ترین و منطقی‌ترین راه خروج از این جنگ، دستیابی به چهارچوب توافقی اولیه برای آتش‌بس است که مذاکرات اساسی را به آینده موکول کند. چهارچوبی مشابه یادداشت‌تفاهمی که دو طرف در ماه ژوئن بر سر آن به توافق رسیدند. در پایان این مطلب آمده است: رئیس‌ جمهوری که به‌دنبال اعلام «پیروزی» است، چاره‌ای نخواهد داشت جز اینکه به توانایی لفاظی خود در روایت‌سازی تکیه کند و چنین آتش‌بسی را به‌عنوان پیروزی به افکار عمومی بقبولاند.

 

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه