روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1405 دوشنبه 27 مهر - شماره 5171

ماجرای زخمی‌شدن عکاس واشنگتن‌پست در حمله شهرک‌نشینان صهیونیست و خودبرترپنداری غرب

رسوایی حقوق بشر گزینشی

   زخمی‌شدن عکاس واشنگتن‌پست در حمله شهرک‌نشینان صهیونیست، واکنش مقامات غربی را برانگیخت؛ واکنشی که در کنار سکوت در برابر کشتار خبرنگاران فلسطینی و جنایات غزه و میناب، دوگانگی حقوق بشری و خودبرترپنداری غرب را آشکار می‌کند.
جنایات شهرک‌ نشینان صهیونیست در اراضی اشغالی فلسطین، با حمایت ارتش اسرائیل، همچنان علیه فلسطینی‌ها ادامه دارد؛ بااین‌حال، زخمی‌شدن هایدی لوین، عکاس روزنامه واشنگتن‌پست، در جریان خشونت شهرک‌نشینان در کرانه باختری، واکنش متفاوت مقامات و رسانه‌های غربی را برانگیخته است. این تفاوت واکنش، بار دیگر پرده از خودبرترپنداری غربی و دوگانگی معیارهای حقوق بشری برمی‌دارد؛ دوگانگی‌ای که در آن، ارزش جان انسان‌ها و اهمیت آزادی رسانه، نه بر مبنای اصولی جهان‌شمول، بلکه متناسب با هویت قربانی و نسبت او با قدرت‌های مسلط ارزیابی می‌شود.
خشونت، با هر شکل و ابزاری، محکوم است؛ اما مسئله اصلی، برخورد گزینشی با قربانیان است. هنگامی که جنگ اوکراین آغاز شد، برخی اظهارنظرهای رسانه‌ای و سیاسی غرب، با تأکید بر اروپایی‌بودن، چشم‌آبی‌بودن و موطلایی‌بودن قربانیان، آنان را در تقابل با مردمان خاورمیانه قرار داد؛ گویی رنج و آوارگی اروپاییان، به‌دلیل هویت و ظاهرشان، شایسته همدلی بیشتری است. این رویکرد، جلوه‌ای آشکار از نگاه سلسله‌مراتبی به انسان‌هاست؛ نگاهی که اکنون در واکنش به ضرب‌وشتم خبرنگار آمریکایی نیز قابل مشاهده است.
مایک هاکبی، سفیر آمریکا در سرزمین‌های اشغالی، حمله به هایدی لوین را «عمل تروریستی نفرت‌انگیزی که توسط بزدلان نقابدار انجام شده است» توصیف کرد؛ موضعی که در کنار دیدگاه‌های او درباره حق ادعایی دینی اسرائیل برای کنترل بخش بزرگی از اراضی خاورمیانه و مخالفتش با اطلاق عنوان نسل‌کشی به جنایات غزه، تناقضی معنادار را آشکار می‌سازد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز تصاویر ضرب‌وشتم این خبرنگار را نگران‌کننده خواند و گفت واشنگتن از اسرائیل خواسته است با خشونت شهرک‌نشینان برخورد کند. پرسش اینجاست: چرا چنین حساسیتی در برابر رنج چندده‌ساله فلسطینی‌ها به همان اندازه دیده نمی‌شود؟
آزادی رسانه؛ امتیازی وابسته به هویت قربانی
رسانه‌های غربی که سال‌ها در انعکاس خشونت‌های سازمان‌یافته شهرک‌نشینان علیه فلسطینی‌ها با محدودیت، سکوت یا پوشش نامتناسب همراه بوده‌اند، اکنون با برجسته‌کردن جزئیاتی همچون کلاه ایمنی و جلیقه خبرنگاری هایدی لوین، بر مظلومیت او تأکید می‌کنند. اصل این توجه به امنیت خبرنگاران، ضروری و قابل دفاع است؛ مسئله، نه همدلی با خبرنگار آمریکایی، بلکه فقدان حساسیت مشابه نسبت به خبرنگاران فلسطینی و دیگر خبرنگاران قربانی اشغالگری است.
آزادی انتقال اطلاعات و مصونیت اصحاب رسانه، حقوقی جهان‌شمول‌اند و نمی‌توان آنها را به تابعیت، ملیت یا همسویی سیاسی خبرنگار مشروط کرد. هنگامی که این اصول برای گروهی با صدای بلند مطالبه می‌شوند، اما نقض همان حقوق علیه گروهی دیگر با سکوت مواجه می‌شود، ادعای پایبندی به ارزش‌های مشترک انسانی اعتبار خود را از دست می‌دهد.
از غزه تا لبنان؛ خبرنگارانی که حقیقت را با جانشان نوشتند
کارنامه رژیم صهیونیستی در قبال خبرنگاران، تصویری تلخ از هزینه اطلاع‌رسانی مستقل ترسیم می‌کند. آمال الخلیل، خبرنگار روزنامه الاخبار لبنان، در حمله‌ای منتسب به رژیم صهیونیستی جان باخت. شیرین ابوعاقله، خبرنگار الجزیره، نیز هنگام پوشش یورش نظامیان اسرائیلی به جنین هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. این پرونده‌ها، در کنار گزارش‌های مربوط به تهدیدهای گسترده علیه خبرنگاران، نشان می‌دهند که فعالیت رسانه‌ای در سرزمین‌های اشغالی و غزه با مخاطراتی جدی همراه است.
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، غزه را خطرناک‌ترین نقطه جهان برای فعالیت روزنامه‌نگاران توصیف کرده است. همچنین، دفتر رسانه‌ای دولتی غزه اعلام کرده است که از آغاز جنگ در اکتبر ۲۰۲۳، بیش از ۲۶۰ خبرنگار و فعال رسانه‌ای در این باریکه جان باخته‌اند. این آمار، فارغ از ضرورت بررسی دقیق هر پرونده، ابعاد فاجعه‌ای را نشان می‌دهد که نمی‌توان با سکوت یا تقلیل آن به تلفات عادی جنگ از مسئولیت اخلاقی و حقوقی در قبال آن گریخت.
از فلسطین تا میناب؛ رسوایی حقوق بشر گزینشی
 از فلسطین تا میناب، مسئله اصلی همچنان معیارهای دوگانه مدعیان حقوق بشر است. هنگامی که رسانه در خدمت روایت مطلوب قدرت‌های غربی قرار می‌گیرد، آزادی بیان و مصونیت خبرنگار به مطالبه‌ای فوری تبدیل می‌شود؛ اما زمانی که خبرنگاران از رنج ملت‌های تحت ستم و جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی گزارش می‌دهند، سکوت، سانسور و کم‌اهمیت جلوه‌دادن قربانیان جای همان ادعاها را می‌گیرد.
در چنین فضایی، رسانه می‌تواند به ابزاری برای جهت‌دهی افکار عمومی، مشروعیت‌بخشی به فشارهای سیاسی و زمینه‌سازی برای بی‌ثبات‌سازی کشورها تبدیل شود؛ درحالی‌که روایت ملت‌های قربانی، به حاشیه رانده می‌شود. جنگ امروز، جنگ روایت‌ها نیز هست؛ میدانی که در آن جای ظالم و مظلوم تغییر می‌کند و تجاوزگری در پوشش امنیت، اما دفاع و مقاومت با برچسب تروریسم معرفی می‌شود.
ضرب‌وشتم خبرنگار آمریکایی، به‌خودی‌خود محکوم است؛ اما محکومیت واقعی خشونت، زمانی معنا دارد که به تابعیت قربانی وابسته نباشد. از غزه تا میناب، معیار سنجش اعتبار حقوق بشر، نه شدت واکنش‌های تبلیغاتی، بلکه میزان پایبندی عملی به حقوق برابر انسان‌هاست. تقویت سواد رسانه‌ای عمومی و شکل‌گیری ساختارهای مستقل اطلاع‌رسانی، ضرورتی برای مقابله با سانسور، روایت‌سازی یک‌جانبه و سفیدشویی جنایات است؛ ضرورتی که تحقق آن، امکان شنیده‌شدن صدای قربانیان را فراتر از مرزهای قدرت فراهم می‌کند.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه