گزارش
مهدی ابوالقاسمی- تشدید حملات از یمن به فرودگاهها، شهرها و زیرساختهای نفتی عربستان، نشان میدهد که ورود دوباره ریاض به کارزار نظامی علیه نیروهای یمنی، برخلاف انتظار مقامهای سعودی، نهتنها به مهار بحران منجر نشده، بلکه هزینههای امنیتی و اقتصادی تازهای را به این کشور تحمیل کرده است. حمله ۱۰ اکتبر به فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض که بنا بر اعلام سازمان هواپیمایی عربستان ۱۲ کشته و ۳۰۹ زخمی برجای گذاشت، تازهترین نشانه از گسترش دامنه درگیری و آسیبپذیری زیرساختهای راهبردی این کشور است. در شرایطی که عربستان سالها برای تبدیل شدن به قطب سرمایهگذاری، گردشگری و رویدادهای جهانی تلاش کرده، تکرار حملات به فرودگاهها و تأسیسات نفتی میتواند مستقیما این برنامهها را تحت تأثیر قرار دهد. اکنون پرسش اساسی این است که آیا ریاض میتواند با تشدید عملیات نظامی به نتیجه مطلوب برسد، یا بار دیگر درگیر بحرانی فرسایشی خواهد شد که پایان روشنی برای آن دیده نمیشود؟ بازگشت بحران یمن به داخل عربستان را باید یکی از پیامدهای راهبردی سالها محاصره یمن توسط عربستان و تداوم جنایت دانست. ریاض اکنون با وضعیتی روبهروست که در آن، حفاظت از فرودگاهها و تأسیسات نفتی، حفظ اعتبار امنیتی و پیشبرد برنامههای اقتصادی، همزمان تحت فشار قرار گرفتهاند. نیروهای یمنی با گسترش حملات خود نشان دادهاند که توانایی تحمیل هزینه بر عربستان را دارند. راه خروج از این چرخه، نه در تشدید بیپایان حملات و نه در اتکای صرف به کمک خارجی، بلکه در توقف اقدامات نظامی، حفاظت از غیرنظامیان و شکلگیری توافقی سیاسی است، توافقی که به خروج اشغالگران از یمن و به رسمیت شناختن دولت قانونی یمن در صنعا متکی باشد. اگر ریاض بار دیگر تصور کند که میتواند با افزایش فشار نظامی، بحران را بهسرعت مهار کند، ممکن است با هزینههای بیشتری روبهرو شود. آنچه امروز در آسمان عربستان رخ میدهد، هشداری درباره محدودیت قدرت نظامی در حل منازعاتی است که ریشههای سیاسی و منطقهای عمیقی دارند. یمنیها در برابر عربستان، قدرت تحمل جنگ طولانی را دارند یک نشریه انگلیسی نوشت: یمنیها در مقایسه با عربستان سعودی، توانایی بیشتری برای تحمل یک جنگ طولانیمدت دارند. نشریه بریتانیایی «اکونومیست» در تحلیل مواجهه با بحران یمن، مذاکره با صنعا را گزینهای جایگزین دانست، اما در عین حال پیش بینی کرد که دولت یمن در ازای توقف حملات، خواستار امتیازات سیاسی و اقتصادی سنگینی خواهد بود. این نشریه در ادامه آورده است که یمنیها در مقایسه با عربستان سعودی، توانایی بیشتری برای تحمل یک جنگ طولانیمدت دارند. در مقابل، عربستان سعودی با تهدیدات مستقیم علیه سرمایهگذاریها، فرودگاهها و بخش انرژی خود مواجه است؛ تهدیداتی که برنامههای ریاض برای تبدیل شدن به قطب منطقهای گردشگری و تجارت را نیز با خطر جدی روبرو میکند. از مداخله نظامی تا بازگشت بحران به خاک عربستان عربستان بیش از یک دهه است که برای تثبیت نفوذ خود در یمن و جلوگیری از گسترش قدرت نیروهای مخالفش، از ابزارهای نظامی و سیاسی استفاده میکند. با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که برتری تسلیحاتی و حملات هوایی به معنای دستیابی به اهداف سیاسی نیست. ریاض پس از دورهای از کاهش تنش و تلاش برای گفتوگو، بار دیگر در تابستان امسال وارد مرحله تازهای از درگیری شد؛ مرحلهای که با تشدید عملیات نظامی و ازسرگیری حملات فرامرزی همراه بوده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، نیروهای یمن که از حمایت عربستان برخوردارند، عملیات تازهای را برای بازپسگیری مناطق تحت کنترل نیروهای مخالف آغاز کردهاند. ریاض نیز با پشتیبانی هوایی و نظامی از این عملیات حمایت میکند. اما گسترش حملات به عمق خاک عربستان نشان میدهد که میدان درگیری دیگر به جغرافیای یمن محدود نمانده است. حملات به فرودگاههای ریاض و ابها و گزارش اصابت یک پرتابه در نزدیکی فرودگاه ملک فهد در دمام، نگرانیها درباره امنیت شبکه حملونقل هوایی و زیرساختهای حیاتی عربستان را افزایش داده است. در حمله اخیر به فرودگاه ریاض، فعالیت فرودگاه برای مدتی مختل شد و شرکتهای هواپیمایی ناچار به لغو یا تغییر مسیر برخی پروازها شدند. این تحولات صرفاً یک مسئله نظامی نیست؛ فرودگاهها دروازههای ارتباطی اقتصاد عربستان با جهان هستند و اختلال در فعالیت آنها میتواند بر رفتوآمد تجار، گردشگران و سرمایهگذاران اثر بگذارد. از این منظر، آنچه در حال شکلگیری است، نوعی فشار بر حریم هوایی و زیرساختهای ارتباطی عربستان است؛ فشاری که ریاض برای مهار آن به پشتیبانی دفاعی خارجی نیاز دارد. سه اشتباه راهبردی ریاض و محدودیت حمایت آمریکا مایکل رتنی، سفیر سابق آمریکا در عربستان، در گفتوگو با سیانان، مجموعهای از محاسبات اشتباه ریاض را در بازگشت بحران یمن مؤثر دانسته است. به روایت این رسانه، نخستین مشکل به اختلاف عربستان و امارات و خروج نیروهای اماراتی از یمن بازمیگردد. این تحول، ساختار نیروهای محلی همسو با دو کشور را با اختلال روبهرو کرد و عربستان نتوانست بهسرعت جایگزین کارآمدی برای نظام فرماندهی و کنترل پیشین ایجاد کند. دومین مسئله، برآورد نادرست از توان نیروهای یمنی برای ادامه عملیات و گسترش حملات بود. تداوم حملات به اهدافی در داخل عربستان نشان میدهد که دستیابی به برتری هوایی یا وارد کردن خسارت به مواضع نظامی، لزوماً ظرفیت طرف مقابل برای ادامه درگیری را از میان نمیبرد. به همین دلیل، حتی موفقیتهای میدانی نیروهای مورد حمایت ریاض نیز بدون انسجام فرماندهی، پشتیبانی پایدار و توان حفظ مناطق تصرفشده، تضمینی برای پایان بحران نیست. سومین اشتباه، اتکای بیش از حد به حمایت مستقیم آمریکا بود. گزارش سیانان حاکی است که محمد بن سلمان در تماسهایی با دونالد ترامپ خواستار حمله آمریکا به نیروهای یمنی شده، اما رئیسجمهور آمریکا از ورود مستقیم به این عملیات خودداری کرده است. واشنگتن در عوض تلاش کرده است آتشبس خود با نیروهای یمنی را حفظ کند و حمایتهایی از جمله پشتیبانی اطلاعاتی و کمک به تعیین اهداف را در اختیار عربستان قرار دهد. تجربه سال ۲۰۲۵ نیز برای کاخ سفید اهمیت دارد. آمریکا در ۱۵ مارس آن سال عملیات گستردهای را علیه مواضع نیروهای یمنی آغاز کرد و در ۶ مه، با میانجیگری عمان، توقف حملات خود را اعلام کرد. رویترز گزارش داد که این عملیات به نیروهای یمنی خسارت وارد کرد، اما قدرت آنها را از بین نرفت. این تجربه نشان میدهد که عملیات هوایی میتواند هزینههای سنگینی تحمیل کند، اما بهتنهایی تضمینی برای تغییر پایدار معادله سیاسی و نظامی نیست. کمک خارجی؛ راهحل بحران یا مقدمه تشدید درگیری؟ عربستان برای تقویت توان دفاعی خود به دنبال جلب حمایت کشورهای دیگر نیز بوده است. گزارشها از همکاری دفاعی با فرانسه و بریتانیا و تلاش برای هماهنگی امنیتی با ترکیه و پاکستان حکایت دارند. حضور مشاوران نظامی آمریکایی و ارائه پشتیبانی اطلاعاتی نیز نشان میدهد که واشنگتن، با وجود خودداری از ورود مستقیم به حملات، رابطه نظامی خود با ریاض را قطع نکرده است. بنابراین، مسئله اصلی فقدان کامل حمایت خارجی نیست؛ اختلاف بر سر دامنه و نوع مداخلهای است که آمریکا حاضر است بپذیرد. مایکل رتنی در تحلیل خود به محدودیتهای نظامی آمریکا نیز اشاره کرده است؛ از جمله فشار بر ذخایر برخی موشکهای رهگیر، نیاز بعضی ناوها به تعمیرات و آسیب دیدن تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه. در چنین شرایطی، ورود مستقیم به جبههای تازه میتواند هزینههای بیشتری برای واشنگتن ایجاد کند. این محدودیتها، در کنار تمایل ترامپ به جلوگیری از گسترش دامنه درگیریها، میتواند بخشی از دلایل احتیاط آمریکا در قبال درخواست عربستان را توضیح دهد. با این حال، کمکهای دفاعی خارجی بهتنهایی مسئله اصلی را حل نمیکند. تقویت سامانههای رهگیری میتواند احتمال اصابت برخی موشکها و پهپادها را کاهش دهد، اما تا زمانی که درگیری در یمن ادامه داشته باشد و طرفها برای یک توافق سیاسی پایدار به تفاهم نرسند، احتمال تکرار حملات باقی خواهد ماند. از سوی دیگر، تشدید حملات عربستان نیز ممکن است به گسترش بیشتر دامنه پاسخهای نیروهای یمنی منجر شود و هزینههای امنیتی را برای هر دو طرف افزایش دهد. آیا ترامپ جبهه جنگ یمن را به ایران گسترش میدهد؟ تشدید حملات انصارالله به عربستان و بررسی احتمال مداخله مستقیم آمریکا در جنگ یمن، نگرانیها از گسترش دامنه درگیریها را افزایش داده است؛ سناریویی که به گفته برخی تحلیلگران، میتواند از ورود نظامی واشنگتن به جنگ علیه انصارالله تا احتمال حمله به ایران امتداد یابد. تشدید حملات انصارالله یمن به اهدافی در عربستان، دونالد ترامپ را به بررسی احتمال مشارکت مستقیم آمریکا در حملات ریاض علیه این جنبش واداشته است؛ اقدامی که به گفته کارشناسان، میتواند دامنه جنگ را گسترش دهد و احتمال رویارویی واشنگتن با ایران را نیز افزایش دهد. سازمان کل هوانوردی غیرنظامی عربستان روز شنبه از تعلیق موقت فعالیت فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض پس از حملهای خبر داد که به زخمیشدن شماری از افراد منجر شد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نیز با اشاره به این حمله اعلام کرد که مشارکت واشنگتن در حملات عربستان علیه انصارالله را بررسی میکند. ترامپ طی هفتههای گذشته از ورود مستقیم به جنگ خودداری کرده بود؛ تصمیمی که به نوشته الجزیره، پس از دریافت تعهد انصارالله مبنی بر خودداری از بستن تنگه بابالمندب و هدف قرار دادن کشتیهای آمریکایی در دریای سرخ اتخاذ شده بود. احتمال مشارکت تاکتیکی آمریکا در حملات عربستان سعد بن عمر، مدیر مرکز مطالعات قرن عربی، در گفتوگو با شبکه الجزیره گفت عربستان توانایی دفاع از خود و تأمین تسلیحات لازم برای مقابله با حملات را دارد. با این حال، وی معتقد است منافع آمریکا ایجاب میکند که در شرایط کنونی برای کمک به دولت مورد حمایت خود در یمن و فراهمکردن زمینه کنترل تنگه بابالمندب وارد عمل شود. الی بریمر، استراتژیست حزب جمهوریخواه آمریکا، نیز با اشاره به احتمال گسترش جغرافیایی جنگ، مدعی شد رفتار ایران در شکلگیری شرایط کنونی نقش دارد. وی همچنین تأکید کرد که گرهزدن تصمیم واشنگتن درباره مداخله نظامی به انتخابات میاندورهای کنگره اشتباه است؛ زیرا به گفته او، بسیاری از رأیدهندگان تصمیم خود را گرفتهاند و شماری نیز رأی دادهاند. این تحلیلگر آمریکایی درباره شکل احتمالی مداخله واشنگتن گفت مشخص نیست ترامپ چه نوع اقدامی را در دستور کار قرار خواهد داد، اما آمریکا هماکنون با تأمین مهمات، هواپیما و اطلاعات از عربستان حمایت میکند و ممکن است در مرحله بعد، بهصورت تاکتیکی در عملیات مشارکت کند. بریمر همچنین احتمال حمله آمریکا به ایران را در صورت اثبات نقش تهران در ترغیب انصارالله به حمله به ریاض منتفی ندانست. وی در توجیه این احتمال مدعی شد واشنگتن نمیتواند بهسادگی از کنار حمله به یک متحد راهبردی خود بگذرد. راهبرد انصارالله برای افزایش هزینههای جنگ علیه عربستان محجوب الزویری، کارشناس سیاستهای خاورمیانه، معتقد است انصارالله در چارچوب راهبرد ایران، بهدنبال افزایش هزینههای جنگ برای عربستان است تا ریاض را به توقف درگیریهایی وادار کند که میتواند دستاوردهای این کشور در یمن از سال ۲۰۱۵ را با خطر مواجه سازد. به گفته وی، تشدید حملات و تغییر ماهیت اهداف نشان میدهد انصارالله در پی متوقفکردن جنگ و جلوگیری از گسترش نفوذ و کنترل دولت مورد حمایت عربستان در یمن است. الزویری در گفتوگو با الجزیره افزود که انصارالله شرایط کنونی را تهدیدی موجودیتی تلقی میکند؛ تهدیدی که میتواند به حذف این جنبش از معادلات سیاسی یمن منجر شود. این کارشناس با اشاره به احتمال گسترش دامنه درگیریها تأکید کرد انصارالله تاکنون از بستن تنگه بابالمندب خودداری کرده تا زمینه ورود مستقیم آمریکا به جنگ را فراهم نکند. بر اساس این تحلیلها، تصمیم احتمالی ترامپ برای ورود به درگیریها میتواند معادلات نظامی و امنیتی دریای سرخ و تنگه بابالمندب را تغییر دهد؛ بهویژه اگر دامنه مداخله آمریکا از حمایت تسلیحاتی و اطلاعاتی از عربستان فراتر برود و به عملیات مستقیم علیه انصارالله یا حتی ایران کشیده شود. هنرنمایی ارتش یمن در جنگ فرودگاهها در حالی که جنگ یمن وارد دهمین سال خود شده، ارتش یمن با اجرای عملیات موشکی و پهپادی دقیق علیه فرودگاههای بینالمللی اَبها و ملک خالد ریاض، معادله بازدارندگی منطقهای را به شکلی بیسابقه تغییر داده است. ؛ جنگ فرودگاهها که انصارالله آن را در هفته اخیر آغاز کرده، نقطه عطفی در استراتژی نظامی این جنبش محسوب میشود. برخلاف سالهای گذشته که حملات عمدتاً به اهداف نظامی و تأسیسات نفتی محدود میشد، اکنون فرودگاههای غیرنظامی به عنوان مرکز ثقل عملیات انتخاب شدهاند. این تغییر رویکرد، نشاندهنده درک عمیق انصارالله از آسیبپذیریهای ساختاری اقتصاد عربستان و اهمیت حیاتی صنعت هوانوردی برای این کشور است. فرودگاه ریاض تواناییهای موشکی و پهپادی انصارالله در سالهای اخیر تحول کیفی چشمگیری یافته است. بر اساس گزارشهای مؤسسات مطالعاتی، این جنبش اکنون به موشکهای بالستیک میانبرد با برد ۱۲۰۰ تا ۱۹۵۰ کیلومتر دسترسی دارد که نمونههایی مانند «ذو الفقار» و «طوفان» را شامل میشود؛ همچنین این موشکها با دقت بالا و سرعت مافوق صوت، توانایی نفوذ به سامانههای پدافندی پیشرفته را دارند. در حوزه پهپادی نیز، انصارالله با توسعه خانواده پهپادهای «صماد» توانسته برد عملیاتی خود را به حدود ۱۵۰۰ کیلومتر برساند. پهپادهای «صماد-۳» که در حملات به عربستان و امارات به کار گرفته شدهاند، قادر به پرواز در ارتفاع پایین و دور زدن رادارهای دشمن هستند. ترکیب این دو سامانه، به انصارالله امکان میدهد تا به صورت همزمان از چند محور، پدافند هوایی عربستان را تحت فشار قرار دهد؛ نکته قابل توجه، خودکفایی نسبی انصارالله در تولید این تسلیحات است؛ در حقیقت اگرچه ایران همچنان تأمینکننده قطعات پیچیده است، گزارشها حاکی از آن است که این جنبش در سالهای اخیر توانایی مونتاژ و حتی طراحی مستقل برخی سامانهها را کسب کرده است. این خودکفایی، انصارالله را در برابر تحریمها مقاومتر کرده و توان بازدارندگی آن را پایدارتر ساخته است. حملات به فرودگاه «ابها» و «ملک خالد» عملیاتهای اخیر انصارالله علیه فرودگاه بینالمللی آبها در جنوب غرب عربستان و فرودگاه ملک خالد در ریاض، از نظر تاکتیکی و راهبردی حائز اهمیت فراوان است. در حمله به فرودگاه ابها، انصارالله از ترکیب موشکهای بالستیک و پهپاد استفاده کرد که منجر به توقف کامل فعالیتهای هوانوردی این فرودگاه شد. فرودگاه ابها به دلیل نزدیکی به مرز یمن، همواره یکی از اهداف راهبردی انصارالله بوده و بارها مورد حمله قرار گرفته است؛ همچنین حملات به فرودگاه ملک خالد ریاض از حساسیت بسیار بیشتری برخوردار است؛ چرا که این فرودگاه نه فقط یک مرکز هوانوردی غیرنظامی، بلکه یک نماد ملی برای عربستان سعودی محسوب میشود. انصارالله اعلام کرده که این فرودگاه را با چند فروند پهپاد هدف قرار داده و اصابتها دقیق بوده است. گزارشها نشان میدهد که در این حملات دست کم ۱۰ نفر کشته و صدها نفر زخمی شدهاند. واکنش عربستان به این حملات ترکیبی از اذعان به خسارات و تلاش ناکام برای نمایش قدرت بوده است. سخنگوی ائتلاف سعودی مدعی شده که یک سکوی پرتاب موشک بالستیک را در صنعا منهدم کرده که قرار بود برای حملهای دیگر به عربستان استفاده شود. با این حال، به نظر میرسد این اقدامات نتوانسته مانع از اجرای عملیات انصارالله شود. دستاوردهای راهبردی برای انصارالله حملات به فرودگاههای عربستان، مجموعهای از دستاوردها را برای انصارالله به همراه داشته که در سطوح مختلف قابل تحلیل است: یک - تحمیل هزینه اقتصادی: فرودگاهها به عنوان دروازههای ورودی سرمایه، گردشگر و تجارت، نقش حیاتی در اقتصاد عربستان دارند. انصارالله با هدف قرار دادن این زیرساختها، به دنبال آن است که هزینه ادامه جنگ برای ریاض را افزایش دهد. مؤسسه مطالعات جنگ واشنگتن در تحلیل خود تصریح کرده که انصارالله با هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی میتواند هزینههای اقتصادی عربستان را به حداکثر برساند و ریاض را به تسلیم در برابر خواستههای خود وادار کند. دو - ایجاد بازدارندگی متقابل؛ انصارالله با این حملات نشان داده که قادر است به قلب عربستان نفوذ کند و امنیت هوایی این کشور را به چالش بکشد. این اقدام، نوعی بازدارندگی متقابل ایجاد کرده که عربستان را در محاسبات نظامی خود محتاطتر میکند. تحلیلگران نظامی این اقدام انصارالله را استمرار راهبرد بازدارندگی متقابل توصیف کردهاند. سه - فشار بر مذاکرات؛ همزمان با عملیات نظامی عربستان و دولت یمن علیه انصارالله، این حملات به عنوان ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی در مذاکرات آینده عمل میکند. در حقیقت انصارالله با نشان دادن توانایی خود در ایجاد اختلال در پروازهای بینالمللی و حتی تهدید امنیت هوایی، برگ برنده مهمی در مذاکرات به دست میآورد. چهار - تقویت جایگاه داخلی و منطقهای؛ این حملات اعتبار انصارالله را در میان حامیان داخلی و منطقهای آن افزایش میدهد. توانایی هدف قرار دادن پایتخت عربستان، این پیام را به متحدان و دشمنان میرساند که انصارالله یک بازیگر قدرتمند و غیرقابل چشمپوشی در معادلات یمن و منطقه است. پنجم - اعلام منطقه پرواز ممنوع؛ انصارالله با هشدار به شرکتهای هواپیمایی بینالمللی درباره ناامن بودن حریم هوایی عربستان، عملاً تلاش میکند یک «منطقه پرواز ممنوع» غیررسمی در این کشور ایجاد کند. این اقدام، فشار روانی و اقتصادی مضاعفی بر ریاض وارد میکند. حملات به فرودگاههای ابها و ملک خالد توسط موشکها و پهپادهای جنبش انصارالله، نه فقط یک اقدام نظامی، بلکه یک پیام سیاسی و اقتصادی است که نشان میدهد انصارالله قادر است قواعد بازی را تغییر دهد. این جنبش با تکیه بر زرادخانه موشکی و پهپادی پیشرفته، توانایی خود در نفوذ به عمق خاک عربستان را اثبات کرده و هزینههای ادامه جنگ برای ریاض را به طور چشمگیری افزایش داده است. در شرایطی که تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ یمن به بنبست خورده، حملات انصارالله به فرودگاهها به عنوان یک ابزار فشار برای وادار کردن عربستان به عقبنشینی از مواضع خود عمل کند. در نهایت، آنچه این جنگ فرودگاهها را برجسته میکند، نه فقط ابعاد نظامی آن، بلکه پیامدهای راهبردی آن برای امنیت منطقهای است. انصارالله با این اقدامات، خود را به عنوان یک قدرت غیرقابل انکار در معادلات یمن و منطقه تثبیت کرده است. آیا پکن میانجی عربستان و انصارالله یمن میشود؟ گزارشها از درخواست عربستان سعودی از چین برای میانجیگری با صنعا و تلاش برای دستیابی به آتشبس در یمن حکایت دارد؛ درخواستی که در صورت تأیید رسمی، میتواند نشانهای از تلاش ریاض برای مهار تنشهای نظامی و گشودن مسیر تازهای در پرونده پیچیده یمن باشد. با این حال، ورود رسمی پکن به این میانجیگری و دستیابی به توافق میان عربستان و صنعا همچنان به مواضع طرفین و تضمینهای احتمالی برای اجرای تعهدات بستگی دارد. خبرگزاری یمنی YNP در گزارشی اختصاصی به نقل از منابع آگاه اعلام کرده است که عربستان سعودی از دولت چین خواسته تا مسئولیت میانجیگری رسمی با صنعا را برای اعلام آتشبس میان دو طرف بر عهده بگیرد. بر اساس این گزارش، ریاض آمادگی خود را برای پذیرش آتشبس، شامل توقف عملیات نظامی و حملات هوایی، به پکن اعلام کرده است. صنعا تأکید کرده است که پیش از اعلام هرگونه آتشبس، عربستان باید تعهدات خود در روند صلح را اجرا کند. این شرط نشان میدهد که مسئله صرفاً توقف درگیریها نیست و اختلاف بر سر نحوه اجرای توافقها و تضمین پایبندی طرفین نیز اهمیت دارد در مقابل، به گفته منابع مورد استناد این رسانه، صنعا تأکید کرده است که پیش از اعلام هرگونه آتشبس، عربستان باید تعهدات خود در روند صلح را اجرا کند. این شرط نشان میدهد که مسئله صرفاً توقف درگیریها نیست و اختلاف بر سر نحوه اجرای توافقها و تضمین پایبندی طرفین نیز اهمیت دارد. چرا عربستان برای میانجیگری با صنعا سراغ چین رفته است؟ درخواست احتمالی ریاض از پکن را میتوان در چارچوب چند عامل مهم بررسی کرد؛ از تجربه دیپلماتیک چین در منطقه گرفته تا روابط این کشور با عربستان و ایران و اهمیت امنیت مسیرهای دریایی. یکی از مهمترین دلایلی که میتواند چین را به گزینهای قابلتوجه برای میانجیگری در پرونده یمن تبدیل کند، نقش این کشور در توافق تهران و ریاض در مارس ۲۰۲۳ است. در آن زمان، چین میزبان مذاکرات ایران و عربستان بود و دو کشور توافق کردند روابط دیپلماتیک خود را از سر بگیرند. این تجربه نشان داد که پکن میتواند از روابط اقتصادی و سیاسی خود با بازیگران رقیب برای تسهیل گفتوگو استفاده کند. از همین رو، سپردن نقش میانجی به چین در پرونده یمن، در صورت تأیید رسمی، میتواند تلاشی برای بهرهگیری از ظرفیت دیپلماتیک کشوری باشد که با طرفهای مختلف منطقه روابط دارد. با این حال، توافق ایران و عربستان به معنای آن نیست که چین بهطور خودکار قادر به حل اختلافات میان ریاض و صنعا خواهد بود. پرونده یمن پیچیدگیهای داخلی، نظامی و سیاسی خاص خود را دارد و به توافقی فراتر از تفاهم میان دو دولت نیازمند است. چین روابط اقتصادی و سیاسی مهمی با عربستان سعودی و ایران دارد. این موقعیت میتواند به پکن امکان دهد پیامهای طرفین را منتقل کند، زمینه گفتوگو را فراهم سازد و برای کاهش تنشها تلاش کند از طرف دیگر، چین روابط اقتصادی و سیاسی مهمی با عربستان سعودی و ایران دارد. این موقعیت میتواند به پکن امکان دهد پیامهای طرفین را منتقل کند، زمینه گفتوگو را فراهم سازد و برای کاهش تنشها تلاش کند. در پرونده یمن، اهمیت این روابط از آن جهت است که تحولات این کشور از رقابتهای منطقهای جدا نیست. با این حال، نباید روابط نزدیک چین با تهران را به معنای کنترل کامل ایران بر تصمیمهای صنعا یا توانایی پکن برای تحمیل توافق بر طرفهای یمنی دانست. موفقیت هرگونه میانجیگری، علاوه بر ارتباط با بازیگران منطقهای، به پذیرش سیاسی توافق از سوی طرفهای اصلی درگیر و وجود سازوکار اجرایی روشن وابسته است. هزینههای ادامه جنگ برای عربستان ادامه درگیریها در یمن میتواند امنیت مرزهای عربستان، زیرساختهای حیاتی و برنامههای اقتصادی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، حرکت به سمت آتشبس و کاهش تنشها میتواند برای ریاض راهی جهت محدود کردن هزینههای نظامی و امنیتی باشد. عربستان در سالهای گذشته تلاش کرده است بخشی از پروندههای پرتنش منطقهای را از مسیر مذاکره مدیریت کند. بنابراین، درخواست احتمالی از چین را میتوان در چارچوب تلاش برای استفاده از کانالهای دیپلماتیک و کاهش خطر بازگشت به درگیریهای گستردهتر تحلیل کرد؛ هرچند انگیزه دقیق این درخواست بدون اظهارنظر رسمی مقامهای سعودی مشخص نیست. آیا چین واقعاً وارد میانجیگری با صنعا میشود؟ اهمیت یمن تنها به روابط عربستان و صنعا محدود نمیشود. موقعیت جغرافیایی این کشور در نزدیکی تنگه بابالمندب، دریای سرخ و مسیرهای مهم تجارت جهانی، هرگونه تشدید درگیری را به مسئلهای فراتر از مرزهای یمن تبدیل میکند. چین نیز بهعنوان یکی از قدرتهای بزرگ تجاری جهان، به امنیت مسیرهای انتقال کالا و انرژی وابستگی دارد. از این رو، کاهش تنش در یمن میتواند با منافع اقتصادی و تجاری پکن همراستا باشد چین نیز بهعنوان یکی از قدرتهای بزرگ تجاری جهان، به امنیت مسیرهای انتقال کالا و انرژی وابستگی دارد. از این رو، کاهش تنش در یمن میتواند با منافع اقتصادی و تجاری پکن همراستا باشد. این عامل، انگیزهای برای نقشآفرینی دیپلماتیک چین ایجاد میکند؛ اما منافع مشترک در امنیت دریایی بهتنهایی تضمینکننده توافق سیاسی میان عربستان و صنعا نیست. چین پیشتر اعلام کرده است که از حلوفصل سیاسی بحران یمن و تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به درگیریها حمایت میکند. پکن همچنین با نماینده ویژه سازمان ملل در امور یمن درباره تحولات این کشور گفتوگو داشته و بر نقش سازمان ملل در روند سیاسی تأکید کرده است. از سوی دیگر، مواضع رسمی چین در قبال تشدید درگیریهای یمن و امنیت دریای سرخ نشان میدهد که این کشور نسبت به پیامدهای منطقهای جنگ حساس است. با این حال، حمایت از آتشبس یا گفتوگو با پذیرش مسئولیت یک میانجیگری رسمی و مستقیم تفاوت دارد. از سویی دیگر باید توجه داشت که چندی پیش چین پس از درخواست عربستان، بهصورت خصوصی از تهران خواسته بود برای مهار تحرکات انصارالله در یمن از نفوذ خود استفاده کند. این موضوع همچنین به نگرانی پکن از گسترش درگیریها در امتداد دریای سرخ و نزدیکی تنگه بابالمندب اشاره دارد. وزارت خارجه چین نیز در مواضع اعلامشده خود بر ضرورت خویشتنداری، گفتوگو، توقف درگیریها و حفاظت از زیرساختهای غیرنظامی و مسیرهای کشتیرانی تأکید کرده است. شرط صنعا برای آتشبس چیست؟ بر اساس گزارش YNP، صنعا خواستار اجرای تعهدات عربستان در روند صلح پیش از اعلام آتشبس شده است. این موضع نشان میدهد که دستیابی به توافق احتمالی صرفاً به اعلام توقف حملات محدود نخواهد بود و موضوعاتی مانند تضمین عدم ازسرگیری حملات، اجرای تعهدات پیشین و تعیین سازوکار نظارت بر آتشبس نیز میتوانند در مذاکرات مطرح شوند. نقش احتمالی چین میتواند فراتر از انتقال پیام میان طرفین باشد و به تسهیل مذاکرات، جلب حمایت بازیگران منطقهای و کمک به شکلگیری چارچوبی برای اجرای تعهدات گسترش یابد در چنین شرایطی، یکی از پرسشهای اصلی این است که آیا چین میتواند میان خواستههای امنیتی عربستان و مطالبات سیاسی صنعا زمینهای مشترک ایجاد کند یا خیر. اگر اختلاف طرفین بر سر ترتیب اجرای تعهدات و تضمینهای متقابل باقی بماند، حتی توافق اولیه بر سر توقف درگیریها نیز ممکن است با دشواری روبهرو شود.