روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1405 چهارشنبه 15 مهر - شماره 5163

سرمقاله

درک نیاز امروزه جوانان

   مینا رضایی- کافه‌نشینی مفهومی فراتر از رفتن به کافه، قهوه‌خانه، چایخانه، کافی‌شاپ و مانند آن‌ها دارد و معمولاً به کنشی اجتماعی اشاره دارد که ریشه‌های آن به سده‌های هجده و نوزده اروپایی و دوران انقلاب فرانسه و انقلاب‌های سیاسی این پهنه بر می‌گردد. کافه‌نشینی عمدتاً در اقامتگاه افراد نيكوكار و فرهنگی و دارا برگزار می‌شد؛ که از هنرمندان و اندیشمندان نامدار پشتیبانی می‌کردند. کلوب‌های انقلابی در انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه را نیز می‌توان نوعاً آغاز کافه‌نشینی دانست؛ یعنی گرد هم آمدن در یک محیط بیرونی، برای سرگرمی و همزمان بحث و گفتگو. این کنش در سده بیستم تا دهه ۱۹۸۰ به شدت رشد کرد و هر بار که جنبش‌های اجتماعی پدیدار می‌شد، کافه‌نشینی هم فراگیرتر می‌شد. و از دهه ۱۹۶۰ همراه با مفهوم روشن‌فکری و دیگر شیوه‌ها به کشورهای دیگر جهان نیز سرایت کرد.
با این همه، از یکی دو دهه پیش، اندک اندک با شیوه‌های دیگری جایگزین شد که فضا و مکان را به صورت دیگری تعریف می‌کردند؛ ولی در آنها نیز مسئله بسیار بیشتر از گذران اوقات فراغت با آسایش و بدون اندیشه، ورود سیستم اندیشه و جدل فکری در اوقات فراغت در یک حوزه عمومی بود.
قهوه‌خانه در فرهنگ ایرانی کارکردهای مثبت و منفی مختلفی داشته است. از کارکردهای اوقات فراغتی و سرگرمی، درد دل کردن با رفقا، خلوت گزینی و به «خود» پرداختن، مشاوره برای پیوند وعقود مختلف مالی، دوستی، گره گشایی، مباحث سیاسی اجتماعی و ... گرفته تا دوری از خانواده، استعمال دخانیت، پرسه زنی و پاتوق های گروه‌های آسیبی می‌توان اشاره کرد. اما آنچه این مکان را در فرهنگ ایرانی  به شکلی برجسته‌تر در ذهن متصور می‌سازد، فضایی نسبتاً عمومی برای«گپ زدن» در مورد مسائل زندگی روزمره، اجتماع، گره گشایی‌های محلی و گذران اوقات فراغت بوده است".
آنچه جوانان امروز ایرانی را با کمیتی قابل توجه به سمت قهوه‌خانه‌های مدرن یا کافه های امروز می‌کشاند، با اندکی تفاوت نسبت به سنت قهوه خانه در ایران، توجه را به خود جلب می‌کند. آنچه در ابتدا به شکلی بارز به نظر می رسد، گرایش جوانان امروز از جمله در کلانشهرها، به کافه‌ها است که بیشتر به دلیل بهره گیری از فضای فیزیکی آن است تا کارکرد های سنتی آن. مکانی برای دور هم جمع شدن، آشنایی و خلوت گزینی. مکانی، بسته و محدود که از خانه خارج است، اما عمومی و در دید و چشم دیگران عام نیست. این دلیل اصلی گرایش جوانان به این مکان یا فضای نسبتا عمومی در ایران است.
اغلب مخاطبان این فضاهای فرهنگی شهری گروهی از جوانان طبقه متوسط شهرنشین هستند که برای دستیابی به تجربه­ای متفاوت و برای تعاملات غیر رسمی آن را انتخاب می­کنند. کافی شاپ بخشی از سبک زندگی یا اوقات فراغت این جوانان است. محدودیت مکان برای فراغت, رهایی از سلطه ساختاری, امنیت مکان, رؤیت پذیری اجتماعی, عدم پیشداوری و خودسانسوری از جمله مسائلی است که میل و رغبت جوانان برای حضور در کافی­شاپ­ها را افزایش داده است که در نهایت به فعالیتی منظم و متداوم تبدیل شده است و بخشی از سبک زندگی آنان را پوشش می­دهد.
 کافی شاپ به جوانان این امکان را می­دهد, در فضای خصوصی سازی شده ی خود که هنجارهای خرده فرهنگ آنان پذیرفته شده است, به دور از کنترل­گری بزرگترها و دیگری ناظر بر آنها در جامعه, تصویر واقعی خود را در کنار دیگر همسالان و همالان به نمایش بگذارند. کافه­ها از معنای اولیه و مکانمندی خود خارج شده­اند و این محیط اجتماعی روابط و شبکه زنجیره­ای پیچیده و درخور توجهی را در خود شکل داده است که می­توان ارزش­ها و فرهنگ جوانان را در آنها جست و جو کرد و این احساس رهایی و پذیرش می­تواند به ما در درک نیاز امروزه  جوانان و حل شکاف­های ایجاد شده در میان این گروه و خانواده­ها کمک کند.
جا دارد که چالش های کافه نشینان روایت شوند....

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه