سیاست
تارنمای «دیلی استار» بنگلادش در تحلیلی با زیر سؤال بردن ادعای چند دههای درباره تهدید هستهای ایران، جنگ علیه این کشور را در چارچوب مناقشه بر سر برنامه هستهای و جایگاه رژیم اسرائیل در معادلات هستهای خاورمیانه بررسی کرده و نوشته است که هزینههای این جنگ، از افزایش قیمت انرژی تا سودهای بیسابقه شرکتهای نفتی، بر دوش مصرفکنندگان آمریکایی سنگینی میکند. به گزارش شبکه خبری دیلی استار بنگلادش، از زمان آغاز جنگ علیه ایران، دونالد ترامپ و نوچههایش بارها به آمریکاییها وعده دادهاند که ظرف چند هفته قیمت نفت به زیر سطح قبل از جنگ سقوط خواهد کرد، اما زمانی که این وعدهها محقق نشد، موضوع «جنگ ارزش هزینه کردن برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک قدرت هستهای را دارد» برجسته و مطرح شد. ایران هستهای نمیتواند تهدیدی بزرگتر از کره شمالی یا روسیه برای ایالات متحده باشد، بلکه چالشی برای هژمونی منطقهای یک قدرت هستهای خارجی، یعنی رژیم اسرائیل، است؟ ترامپ به اصرار نتانیاهو از توافق هستهای با ایران خارج شد و اکنون از آمریکاییها خواسته میشود که به خاطر ترک توافق دیپلماتیکی که برنامه هستهای ایران را تحت نظارت بینالمللی نگه داشته بود، برای مهار تهدید ادعایی که البته بهانهای برای جنگ و تجاوز علیه ایران شد، میلیاردها دلار هزینه بپردازند. ایران با درخواستهای بیوقفه برای شفافیت و بازرسی مواجه بوده است، در حالی که زرادخانه هستهای رژیم اسرائیل، که بخشی از آن با مواد سرقتی از ایالات متحده ساخته شده است، همچنان از بازرسیهای بینالمللی مصون مانده است و در مقابل جاهطلبیها و دانش هستهای ایران، به عنوان تهدید هستهای وجودی ارائه میشود، نه بمبهای هستهای اسرائیل. مصرفکنندگان آمریکایی مدتهاست که قربانی یک کارزار اطلاعات نادرست بودهاند و اکنون مجبورند هزینه جنگی را که به بهانههای دروغین به آنها فروخته شده است، بپردازند. جدیدترین اطلاعات نادرست، ادعای باز بودن تنگه هرمز و جریان نفت است که به دور از واقعیت است. این ادعاها تنها دو احتمال باقی میگذارد: یا این اظهارات دروغ محض هستند، یا شرکتهای نفتی در حال کلاهبرداری از مصرفکنندگان هستند. مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا گزارش داد که ترافیک تجاری از طریق این تنگه حدود ۷۵ درصد کمتر از سطح قبل از درگیری است. همچنین دهها مورد اصابت موشک به کشتیها در دو ماه گذشته ثبت شده است و سهچهارم کاهش ترافیک نشانه باز بودن تنگه نیست. صاحبان کشتی و بیمهگران این را میدانند، معاملهگران این را میدانند و مصرفکنندگانی که شاهد افزایش اعداد در پمپ بنزین هستند نیز این را میدانند. بازار پیشتر قضاوت خود را کرده است و هر آمریکایی که باک بنزین خود را پر میکند، میتواند آن را ببیند و زمان آن رسیده است که واشنگتن از گمراه کردن مردم دست بردارد. برای مصرفکننده عادی، پمپ بنزین جایی است که تأثیر آن احساس میشود. بنزین معمولی قبل از اینکه ایالات متحده درگیر یکی دیگر از جنگهای ساختهشده برای رژیم صهیونیستی شود، کمتر از سه دلار در هر گالن بود و خانوادهها برای رفتن به محل کار هزینه بیشتری پرداخت میکنند، رانندگان کامیون برای جابهجایی کالاها هزینه بیشتری میپردازند و این هزینهها در قیمت مواد غذایی خود را نشان میدهند. در همین حال، شرکتهای نفتی آمریکایی با رکوردهای بیسابقهای در حال تولید نفت هستند. اکسون و شورون در حال تولید حجم بیسابقهای از میادین نفتی در خاک آمریکا، هزاران مایل دورتر از تنگه هرمز، هستند و هزینههای تولید آنها تغییر نکرده است و آنچه تغییر کرده، اضافهبهایی است که رژیم اسرائیل برای جنگ به مصرفکنندگان تحمیل کرده است. شورون بزرگترین سود خالص سهماهه در تاریخ خود، ۱۲.۱ میلیارد دلار، را گزارش کرد و اکسون در همان سهماهه ۱۴.۵ میلیارد دلار، حدود ۱۶۰ میلیون دلار در روز، درآمد داشت. پالایش سودآورتر شده و حاشیه سود ناخالص پالایش از ۲۰ دلار به ۶۰ دلار افزایش یافته است. در همین حال، ترامپ برای پرت کردن حواس مصرفکنندگان از اضطراب فزایندهشان، به دنبال یک توافق رویایی با ونزوئلا است، در حالی که دولت او نظارهگر سوءاستفاده شرکتهای نفتی از یک بحران خارجی برای کسب سودهای بیسابقه است. این شرکتها دلیلی برای کاهش قیمتها ندارند، در حالی که جنگ برایشان ثروت بادآوردهای به ارمغان آورده است و این همان چیزی است که یک جنگ انتخابی در میدان به نظر میرسد: مصرفکنندگان آمریکایی مجبور به پرداخت هزینه هستند، در حالی که مدیران نفتی در تگزاس یک بحران را به یک فرصت تجاری پرسود تبدیل میکنند. مصرفکنندگان آمریکایی لیاقتی بیش از وعدههای دروغین را دارند. اگر تنگه هرمز باز باشد، قیمت نفت باید پایین بیاید و اگر اینطور نیست، پس با مصرفکنندگان به عنوان مخاطبی که احساساتشان باید مدیریت شود، نه به عنوان شهروندانی که حق شنیدن حقیقت را دارند، رفتار نکنید. این جنگی برای پایان دادن به تهدید هستهای ادعایی ایران نیست؛ این جنگی است که با پول مالیاتدهندگان و خون آمریکاییها هزینه شده تا اطمینان حاصل شود که رژیم اسرائیل تنها قدرت مسلح به سلاح هستهای در خاورمیانه باقی میماند.