روزنامه کائنات
8

صفحه آخر

1405 سه‌شنبه 7 مهر - شماره 5157

نویسنده سریال «مرد سه‌هزارچهره»:

نوستالژی «مرد سه‌هزارچهره» یک شمشیر دولبه است

   احمدرضا کاظمی، یکی از نویسندگان «مرد سه‌هزارچهره» گفت: خاطره انگیز بودن یک اثر هم‌زمان یک فرصت و یک تهدید است. فرصت از این جهت که مردم با یک حس خوب و پیش‌زمینه‌ای مثبت سراغ اثر می‌آیند. تهدیدش این است که اثر جدید همیشه مقایسه می‌شود. به نظرم نوستالژی یک شمشیر دولبه است و نمی‌شود فقط از یک سمت به آن نگاه کرد.
سریال «مرد سه‌هزارچهره» در شرایطی روی آنتن رفته که دو فصل قبلی آن، «مرد هزارچهره» و «مرد دوهزارچهره»، همچنان در ذهن مخاطبان به عنوان آثاری شناخته‌شده در کارنامه مهران مدیری باقی مانده‌اند. فصل سوم این مجموعه در حالی به سراغ ادامه داستان مسعود شصت‌چی رفته که گروه جدیدی از نویسندگان مسئولیت نگارش آن را بر عهده داشته‌اند و طبیعتاً مقایسه آن با آثار قبلی از همان ابتدا بخشی از فضای پیرامون سریال بوده است. احمدرضا کاظمی، یکی از نویسندگان «مرد سه‌هزارچهره» درباره نسبت این فصل با دو مجموعه قبلی، نقش نویسندگان پیشین در شکل‌گیری دنیای داستان، میزان آزادی نویسندگان در همکاری با مهران مدیری، چالش‌های نوشتن برای مخاطب امروز، تأثیر فضای مجازی بر فیلمنامه و نقاط قوت و ضعف احتمالی این فصل صحبت کرده است.
* برای قضاوت باید به سریال فرصت داد
احمدرضا کاظمی درباره اینکه چرا مخاطب باید به «مرد سه‌هزارچهره» اعتماد کند گفت: بدون فرصت دادن به کار و دیدن آن نمی‌شود درباره‌اش قضاوت کرد. هر کسی در نهایت ممکن است نظر متفاوتی داشته باشد، در حالی که برای رسیدن به آن نظر، باید به اثر فرصت بدهد و چند قسمت آن را ببیند. صرفاً بر اساس شنیده‌ها نمی‌شود درباره یک اثر قضاوت کرد. وی درباره نقش خشایار الوند و امیرمهدی ژوله و ... در شکل‌گیری هویت طنز دو فصل قبلی و ریسک نبودن آنها در فصل جدید اظهار کرد: نویسندگان قبلی عملاً دنیای این مجموعه را شکل دادند و زحمت اصلی را کشیده‌اند. ما در دنیایی که از قبل شکل گرفته بود و بسیاری از شخصیت‌ها در آن ساخته و پرداخته شده بودند، شروع به نوشتن کردیم و همین مسئله کار را برای ما بسیار راحت‌تر کرد.
* آزادی در اتاق نویسندگان به معنای اصرار بر نظر شخصی نیست
این نویسنده درباره میزان آزادی اعضای اتاق نویسندگان برای مخالفت با مهران مدیری گفت: در هر اتاق فکری، فرقی نمی‌کند چه کسی سرپرست باشد چراکه در نهایت همه باید بتوانند نظر بدهند و مخالفت کنند و طبیعتاً تنوع سلیقه هم وجود داشته باشد. در این مجموعه هم همین‌طور بود. وی ادامه داد: رفتار حرفه‌ای این نیست که وقتی در یک تیم هستید، بخواهید به هر قیمتی نظر خودتان را به کرسی بنشانید. در یک فرآیند حرفه‌ای، ابتدا باید بحث و گفت‌وگو شکل بگیرد، نظرات مختلف مطرح شود و در نهایت یک نفر مسئول جمع‌بندی و تصمیم نهایی باشد. این موضوع به معنی بسته بودن فضای کار یا نبود آزادی برای مخالفت نیست و بخشی از فرآیند حرفه‌ای تولید است. کاظمی درباره ممیزی و محدودیت‌هایی که ممکن است در نگارش طنز اجتماعی و سیاسی وجود داشته باشد، گفت: ما از ابتدا چون الگوی خوبی از فیلمنامه‌های قبلی داشتیم، سعی کردیم سراغ موقعیت‌ها و موضوعاتی نرویم که احتمال می‌دادیم با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شوند. تلاش کردیم طوری بنویسیم که کار کمترین آسیب را از این بابت ببیند. این نویسنده ادامه داد: در این بخش هم الگو گرفتن از تجربه آثار مشابه قبلی به ما کمک کرد تا فیلمنامه به سمتی نرود که بعداً نیازمند تعدیل‌های زیادی باشد و این تعدیل‌ها به خود اثر آسیب بزند. کاظمی درباره اینکه عنوان «مرد سه‌هزارچهره» تا چه اندازه قرار است به معنای ارائه نگاه تازه‌ای به موضوعاتی مانند هویت، شهرت، قدرت و جامعه باشد، اظهار کرد: اساس «مرد سه‌هزارچهره» همین روبه‌رو شدن با موقعیت‌های کمیک جدید است. اینکه آیا این مجموعه در نهایت حرف تازه‌ای دارد و نگاه تازه‌ای ارائه می‌کند، چیزی است که باید در دل خود اثر دیده شود و در نهایت مخاطب درباره آن نظر بدهد. وی درباره انتقادهایی که ممکن است نسبت به استفاده از سرمایه نوستالژیک «مرد هزارچهره» و «مرد دوهزارچهره» مطرح شود، گفت: خاطره انگیز بودن یک اثر هم‌زمان یک فرصت و یک تهدید است. فرصت از این جهت که مردم با یک حس خوب و پیش‌زمینه‌ای مثبت سراغ اثر می‌آیند. کاظمی افزود: تهدیدش این است که اثر جدید همیشه با همان حس و حال خوبی که نسخه‌های قبلی ایجاد کرده‌اند مقایسه می‌شود؛ چیزی که شاید هیچ‌وقت نتوان آن را عیناً تکرار کرد. بنابراین استفاده از سرمایه نوستالژیک الزاماً چیز بدی نیست. به نظرم نوستالژی یک شمشیر دولبه است و نمی‌شود فقط از یک سمت به آن نگاه کرد.
* اختلاف نظرها با مدیریت مهران مدیری حل می‌شد
این نویسنده درباره اختلاف سلیقه میان نویسندگان و اینکه در نهایت چه کسی حرف آخر را می‌زند، بیان کرد: حتی اگر کار سرپرست نویسندگان هم نداشته باشد، در نهایت وقتی نویسندگان درباره موضوعی به توافق نمی‌رسند، معمولاً شخصی بالاتر مثل کارگردان وجود دارد که هم کار را مدیریت کند و هم اختلاف نظرها را با توجه به اجرایی که قرار است ساخته شود، حل‌وفصل کند. وی ادامه داد: اینجا هم کارگردان و سرپرست نویسندگان، آقای مدیری، بودند و طبیعتاً این فرآیند با مدیریت ایشان انجام می‌شد. البته اختلاف‌های جدی و حل‌نشدنی خیلی پیش نیامد. کاظمی درباره تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر انتخاب سوژه‌ها و موقعیت‌های داستانی گفت: عمداً نمی‌شود گفت که با هدف وایرال شدن سراغ موضوعی رفته‌ایم، ولی امروز هر کسی که شروع به نوشتن داستان یا فیلمنامه می‌کند، به هر حال ذهنش با فضای شبکه‌های اجتماعی و امکان وایرال شدن یک موقعیت هم درگیر است.
* «مرد هزارچهره» را بهترین اثر مهران مدیری می‌دانم
وی درباره اینکه اگر قرار باشد یک ضعف جدی در «مرد سه‌هزارچهره» و یکی از دو فصل قبلی مطرح کند، گفت: «مرد هزارچهره» را شخصاً شاید بهترین اثر آقای مدیری می‌دانم. «مرد دوهزارچهره» هم فوق‌العاده بود، ولی شروع و پایان آن به قدرت «مرد هزارچهره» نشد.
* موفقیت یا عدم موفقیت، حاصل کار یک نفر نیست
این نویسنده در پاسخ به این پرسش که در صورت عدم استقبال مخاطبان از سریال، مسئولیت آن بیشتر متوجه نویسندگان، کارگردانی، شرایط تولید یا تغییر سلیقه مخاطب خواهد بود، گفت: مثل هر اثر دیگری، اگر کاری موفق باشد، موفقیتش حاصل کار همه عوامل است، نه یک نفر یا دو نفر. کاظمی در پایان افزود: مهم این است که هر کسی که در یک اثر نقش داشته، از نتیجه کار، چه موفقیت و چه عدم موفقیت، درسی بگیرد و در کارهای بعدی آن را جبران کند و بهبود ببخشد.

 

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه