صفحه اول
کامران صدری- ادامه جنگ صرفاً به معنای تداوم درگیری نظامی نیست. جنگ، هرچه طولانیتر شود، محیط راهبردی را نیز دگرگون میکند و هر روز اضافه، هزینههای تازهای را نهفقط برای یک طرف بلکه برای همه بازیگران ایجاد میکند. تازهترین تحولات جنگ ایران و آمریکا از ادامه رایزنیهای دیپلماتیک درباره تنگه هرمز، تأکید تهران بر شروط خود برای بازگشایی این آبراه و واکنش واشنگتن به طرح پیشنهادی ایران و ادعای ترامپ مبنی بر رد این پیشنهاد حکایت دارد. همزمان، مقامهای نظامی ایران درباره عبور شناورها خارج از مسیرهای مورد مدیریت تهران هشدار دادهاند و فشارهای اقتصادی و منطقهای نیز همچنان ادامه دارد. در مجموع، در روز هفتاد و نهم جنگ، تنگه هرمز همچنان در مرکز تحولات سیاسی، اقتصادی و نظامی قرار دارد؛ ایران بر شروط خود برای بازگشایی این آبراه تأکید میکند و همزمان میگوید مسیر دیپلماسی همچنان باز است. در طرف مقابل، ترامپ طرح هفتروزه ایران را رد کرده، اما تهران اعلام کرده است که منتظر پاسخ رسمی از طریق میانجیها خواهد ماند. ایرانیان چالش بزرگ تجاوز گسترده نظامی و جنگ همهجانبه نظامی از سوی دو ابرقدرت و قدرت مسلح به سلاح اتمی را به فرصتی برای دفاع میهنی همهجانبه و مشروع از کیان ایران تبدیل کردند و در کنار هم قرار گرفتن اضلاع «میدان-خیابان-دیپلماسی» موجب تبلور اقتدار ایران در شکست و ناکامی متجاوزان در تحقق اهداف شومشان برای ایران عزیز شد. ایران پیروز از میدان نبرد نظامی، وارد جنگ و مبارزه در عرصه دیپلماسی شد تا دستاوردهای خود در این دفاع مقدس را تثبیت کند و در این مبارزه، قدرت مذاکره ایرانی تجلی یافت؛ مذاکرهای که مذاکرهکنندگان آن مستحضر به قدرت دلیرمردان شجاع ایران در نیروهای مسلح در میدان و مردم مبعوث شده در خیابان انقلاب بوده و هستند. قطعاً هیچ روندی در دیپلماسی و مذاکره بدون پشتوانه قدرت در عرصههای مختلف آن بهخصوص قدرت دفاعی و نظامی حرفی برای گفتن ندارد و با تکیه بر همین این پشتوانه، مذاکره شرافتمندانه به صحنه پیروزی یک ملت و ناکامی دشمن متجاوز تبدیل میشود. دیپلماسی در زمان جنگ موضوعی پیچیده است. عدهای آن را سازش و تسلیم میخوانند و عدهای دیگر توانایی دیپلماتها برای تبدیل کردن پیروزیهای نظامی به پیروزیهای دیپلماتیک را زیر سوال میبرند.در تعریف روشن رهبر شهید، عزت یعنی نفی «دیپلماسی التماسی» و تکیه و پافشاری بر اصول و منافع ملی، حکمت یعنی در همه تعاملهای دوجانبه و چندجانبه، خردمندانه، اندیشیده و محاسبه شده عمل کرده و از اظهارنظرهای دفعی و ارتجالی و حساب نشده پرهیز کنیم و هر طراحی و اقدامی، دارای پشتوانه فکری و عقلانی و اندیشیده و محاسبه شده باشد و مصلحت یعنی شناختن موارد انعطاف و یافتن راه عبور از کنار صخره و موانع و ادامه راه بدون عقبنشینی. در منطق واقعگرایانه سیاست بینالملل، مذاکره الزاماً ابزار حل اختلاف نیست؛ اغلب ابزار مدیریت موقت آن است. دولتها مذاکره میکنند تا زمان بخرند، فشارها را مهار کنند، احتمال تشدید بحران را کاهش دهند و برای بازسازی ظرفیتهای داخلی خود فرصت به دست آورند. در این معنا، مذاکره نه علامت اعتماد و نه نشانه سادهلوحی است؛ مذاکره خود یکی از اشکال اعمال قدرت در شرایط عدم قطعیت است. اگر تصمیمگیران ایرانی از ابتدا احتمال موفقیت یک توافق جامع را پایین میدانستند، اما همزمان برآورد میکردند که ورود به مذاکره میتواند از شدت فشارهای فوری بکاهد، احتمال گسترش جنگ را محدود کند، اقتصاد را از شوکهای بیشتر حفظ نماید، فرصت ترمیم زیرساختها را فراهم آورد و از شکلگیری ائتلافهای تازه علیه ایران جلوگیری کند، در آن صورت ارزش مذاکره را نباید تنها با امضای یک توافق سنجید؛ ارزش آن را باید با کارکرد راهبردیاش سنجید.