صفحه اول
در شرایطی که جنگ و فشارهای اقتصادی، فضای سیاسی ایران را بیش از گذشته تحت تأثیر قرار داده، مناقشه بر سر مذاکره نیز به یکی از مهمترین اختلافات داخلی تبدیل شده است. در هفتههای اخیر، بخشی از جریانهای اصولگرا و تندرو تقریباً هر سخنی را که در آن نشانی از مطالبه مذاکره، پایان جنگ، کاهش تنش یا تلاش برای رسیدن به توافق دیده شود، مورد هجمه قرار میدهند. استدلال آنها کموبیش یکسان است و ادعا میکنند که هر کلامی در این خصوص به دشمن پالس ضعف داده و طرف مقابل را به این جمعبندی میرساند که ایران تحت فشار قرار دارد و در نهایت حاضر به عقبنشینی خواهد شد. اما مسئلهای که در این استدلال کمتر دیده میشود، تفاوت میان تصویرسازی سیاسی و واقعیت قابل اندازهگیری و مشاهده است. حتی اگر فرض کنیم یک مقام یا چهره سیاسی در تهران با اظهارنظر خود پیام خاصی به خارج ارسال کند، طرف مقابل برای ارزیابی وضعیت ایران فقط به آن جمله تکیه نمیکند. وضعیت اقتصادی، میزان صادرات نفت، نرخ ارز، تورم، وضعیت تجارت خارجی، شرایط اجتماعی، توان نظامی، وضعیت بازار و حتی میزان اختلال در مسیرهای تجاری، مجموعهای از اطلاعات هستند که تصویر بسیار بزرگتری از شرایط کشور ارائه میکنند. نمونه روشن این رویکرد را میتوان در واکنشها به اظهارات اخیر حسن روحانی و محمد خاتمی دید. حسین شریعتمداری با این ادعا که «پایان عزتمندانه جنگ» و «صلح شرافتمندانه»، «آبشخور مشترک و به شدت مشکوکی» دارد؛ از مراکز قضایی و امنیتی خواست که از کنار این سخنان عبور نکند، چون به گفته وی همخوانی این رویکرد با خواستههای آمریکا و اسرائیل تصادفی نیست. البته نمونههایی از این دست بسیار است، مثلا در جریان سفر نیویورک و تماس میان عباس عراقچی و استیو ویتکاف نیز برخی نمایندگان و رسانههای منتقد دولت، اساس این ارتباط را زیر سؤال بردند و آن را نشانهای از ضعف دانستند. در چنین چارچوبی، مسئله فقط محتوای مذاکره نیست؛ اصل صحبت کردن درباره مذاکره نیز برای بخشی از مخالفان دولت به موضوعی مناقشهبرانگیز تبدیل شده است. آیا آمریکا برای فهم شرایط ایران منتظر اظهارات روحانی و اصلاح طلبان است؟ نکته عجیب این است که آقایان تصور میکنند، طرف مقابل برای تشخیص وضعیت ایران، چشم به اظهارات چند سیاستمدار در تهران دوخته است. حال آنکه دولتها و دستگاههای اطلاعاتی و اقتصادی، وضعیت یک کشور را از مجموعهای بسیار بزرگتر از سخنان سیاسیون ارزیابی میکنند. قیمت ارز، تورم، رشد اقتصادی، صادرات و واردات، وضعیت بازار انرژی، سرمایهگذاری، فشارهای اجتماعی و توان دولت برای تأمین منابع مالی، همگی بخشی از اطلاعاتی هستند که در تحلیل وضعیت یک کشور مورد استفاده قرار میگیرند. به گزارش رویداد۲۴،بنابراین، وقتی درباره شرایط ایران صحبت میشود، مسئله فقط یک جمله از سوی یک رئیسجمهور سابق یا یک مقام دولتی نیست. طرف مقابل مجموعهای از دادهها را در اختیار دارد و بر اساس همان دادهها درباره میزان فشار، ظرفیت اقتصادی و مسیرهای احتمالی آینده تصمیم میگیرد. نسخه اصولگرایان برای فرستادن پیام در همین فضای سیاسی، شاهدیم که کارشناسان طیف اصولگرا همچنان بر طبل جنگ کوبیده و نسخه افزایش هزینههای اقتصادی و امنیتی برای همسایگان و کشورهای منطقه را میپیچند. در همین راستا، فوآد ایزدی تنگه هرمز را یکی از «دو بمب اتم» ایران توصیف کرده و گفته است: «باید تنگه هرمز را بسته و دو ماه از مذاکره حرفی نزنیم. هر بار درباره مذاکره صحبت میکنید طرف مقابل برداشت اینه که ایران قابل مدیریته هزینه جنگ قابل مدیریت مسئولین ایرانی قابل هدایت هستند، چون قرار نیست کار جدی تری از مذاکره و حرف زدن انجام دهند». این اظهارات نشان میدهد که اختلاف موجود فقط بر سر تاکتیک نیست؛ بر سر تعریف قدرت نیز اختلاف نظر وجود دارد. یک دیدگاه معتقد است قدرت زمانی بهتر منتقل میشود که هزینههای طرف مقابل افزایش یابد و دیدگاه دیگر بر این اساس است که دیپلماسی نیز بخشی از قدرت ملی است و میتواند از تبدیل فشار به یک بحران طولانیمدت جلوگیری کند. منتقدان مذاکره معتقدند هرگونه علامت آمادگی برای گفتوگو میتواند طرف مقابل را به افزایش فشار تشویق کند. در مقابل، حامیان دیپلماسی استدلال میکنند که مذاکره الزاماً به معنای پذیرش خواستههای طرف مقابل نیست و میتواند ابزاری برای مدیریت بحران و کاهش هزینههای آن باشد. این اختلاف زمانی جدیتر میشود که مناقشه سیاست خارجی با رقابتهای سیاسی داخلی درهم میآمیزد. حمله به روحانی و خاتمی، انتقاد از عراقچی، فشار سیاسی بر دولت پزشکیان و حتی شعارهایی که علیه دولت مطرح میشود، نشان میدهد که موضوع مذاکره از سطح سیاست خارجی فراتر رفته و به بخشی از رقابت سیاسی داخلی تبدیل شده است. شاهد این مدعا تداوم تجمعات طیف رادیکال مقابل منزل روحانی یا هشتک زدنهای این گروه در فضای مجازی برای استیضاح عراقچی است. در روزهای اخیر حتی مهری طالبی دارستانی، از چهرههای جریان تندرو، در پیامی از برگزاری تجمع مقابل مجلس و طرح شعار «عزل پزشکیان» سخن گفته است. او همزمان، درخواست برای برخورد قضایی با چهرههایی مانند روحانی و عراقچی نیز مطرح کرده و محسنی اژهای خواسته که اگر قصد محاکمه آنها را ندارد، استعفا بدهد.