روزنامه کائنات
5

گزارش

1405 دوشنبه 30 شهريور - شماره 5151

کائنات نطق های مشهور روسای جمهور ایران در سازمان ملل را بررسی می کند

گفت‌ و‌گو یا برخورد تمدن‌ها

   سیاوش مهدوی- «گفت‌ و‌گوی تمدن‌ها» پیشنهادی بود که سید محمد خاتمی، رییس جمهوری اسلامی وقت ایران در سال ۱۳۷۷ در طی سخنرانی‌هایی در یونسکو، سازمان ملل، و در کتاب گفتگوی تمدن‌ها در پاسخ به نظریه‌ی برخورد تمدن‌های ساموئل هانتینگتون عنوان کرد. ایده‌ی گفت و گوی تمدن‌ها معطوف به حوزه‌ی سیاست خارجی و روابط بین کشورها است.
ایده‌ای مشابه با گفتگوی تمدن‌ها پیشتر با تاسیس بنیادی با نام بنیاد فرهنگی گفتگوی فرهنگ‌ها در زمان پهلوی مطرح شده بود. داریوش شایگان، حسین ضیایی و روژه گارودی از دست‌اندر‌کاران این بنیاد بودند. این بنیاد با حمایت فرح پهلوی شکل گرفت اما با انقلاب بهمن ۱۳۵۷ به کار خود پایان داد.
در دولت هفتم در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران روز ۳۰ شهریور «روز گفتگوی تمدن‌ها» نامگذاری شد. سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور دولت‌های هفتم و هشتم، در نخستین سفر خود به ایالات متحده به منظور سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، پیشنهاد «گفتگوی تمدن‌ها» را مقابل «برخورد تمدن‌ها» مطرح کرد.  این پیشنهاد با استقبال اعضای سازمان ملل روبه‌رو شد.
«گفت وگوی تمدن ها» به ابتکار ایران و پس از سخنرانی رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی ایران در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به موضوعی جهانی تبدیل شد. سازمان ملل متحد در سال ۱۳۷۷ شمسی (سال ۲۰۰۱ میلادی) را سال «گفت وگوی تمدن ها» اعلام کرد.
به تصویب رسیدن پیشنهاد خاتمی، رئیس جمهور وقت ایران، برای نام‌گذاری سال ۲۰۰۱ در پنجاه و سومین مجمع عمومی سازمان ملل به عنوان «سال گفتگوی تمدن‌ها»؛ انگیزه تأسیس این مرکز در ایران شد. مرکز بین‌المللی گفتگوی تمدن‌ها در سال ۱۳۷۷ در ایران تأسیس شد و حجت الاسلام محمد خاتمی، رئیس‌جمهوری وقت ایران ریاست آن را برعهده گرفت.
این نظریه تنها در تحقیق و نظر باقی نماند و در دولت  خاتمی به عنوان دکترین سیاسی در دیپلماسی دولت وقت به‌کار برده شد. این منجر به بهبود روابط بین‌المللی با ایران و بهبود دیپلماسی شد و مورد استقبال بخش زیادی از جوامع بین‌المللی قرار گرفت.
چرا «گفت‌وگوی تمدن‌ها» از تقویم ایران حذف شد؟
هدف از تاسیس این مرکز در ایران هماهنگ‌کردن فعالیت‌های کلیه سازمان‌ها، مراکز دولتی و غیردولتی برای توسعه نظریه گفتگوی تمدن‌ها بود. محمدجواد فریدزاده به عنوان نخستین رئیس مرکز بین‌المللی گفتگوی تمدن‌ها منصوب شد. وی پس از مدتی جای خود را به عطاءالله مهاجرانی داد. ریاست وی بر این نهاد نیز خیلی طول نکشید. در پی استعفای او، محمود بروجردی به عنوان سرپرست جدید این مرکز گمارده شد.
مرکز گفتگوی تمدن‌ها تا اوایل سال ۱۳۸۴ زیرمجموعه وزارت امور خارجه بود، ولی پس از آن به زیرمجموعه‌ای از سازمان فرهنگ و ارتباطات تبدیل شد. در دی‌ ماه سال ۱۳۸۴ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دو دفتر ادیان و مرکز گفتگوی تمدن‌ها را با نام جدید «مرکز گفتگوی ادیان و تمدن‌ها» ادغام کرد.
مرکز «گفتگوی تمدن‌ها» سرانجام در دی‌ماه  سال ۱۳۸۶ طی حکمی از سوی محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت ایران، با همه امکانات و نیروی انسانی در «مرکز ملی مطالعات جهانی شدن» ادغام شد و زیر نظر رئیس‌جمهوری  قرار گرفت. ریاست این نهاد بر عهده اسفندیار رحیم مشایی بود. در نهایت مرکز ملی مطالعات جهانی شدن در دولت حجت الاسلام  و المسلمین حسن روحانی رئیس‌جمهور دولت‌های یازدهم و دوازدهم در مرکز بررسی‌های استراتژیک ادغام شد.
 علی رغم اینکه «گفت وگوی تمدن ها» توانست جای خود را در بخشی از ساختار حکمرانی کشور حفظ کند اما در سال ۱۳۸۹ منصور واعظی، دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور، حذف مناسبت «گفتگوی تمدن ها»  از  تقویم کشور را  به دلیل منقضی شدن زمان این مناسبت و نداشتن متولی خاصی عنوان کرد. 
واکنشی به نظریه برخورد تمدن‌ها
نظریه گفتگوی تمدن‌ها در فرم کنونی اولین ‌بار توسط محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران، مطرح شد. او در اصل ایده گفتگو میان ملل را به عنوان واکنشی به نظریه جنگ تمدن‌های ساموئل هانتینگتون مطرح ساخت. عبارت گفتگوی تمدن‌ها بعد از اینکه سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای، سال ۲۰۰۱ را سال گفتگوی تمدن‌ها نام نهاد مشهور شد.
نظریه گفتگوی تمدن‌ها و تفاوت آن با نظریه رقیب
نظريه گفتگو مبتني بر برابري (گفتگو از موضع برابر) مي‌باشد در حالي كه نظريه رقيب، مبتني بر تبعيض و نابرابري. بر اساس نظريه گفتگو، تنوع فرهنگي، زمينه‌سازي همكاري مي‌باشد كه همين امر زمينه‌ساز دوستي و همبسگي ميان گروه‌هاي متعدد مي‌باشد و راهي براي تجميع گروه‌هاي متكثر در يك واحد است در حالي كه در نظريه رقيب تنوع فرهنگي و تمدني علت و باني تصادم و نزاع تلقي مي‌شود كه اين مسئله موجب، دشمني و سلطه و جنگ مي‌شود. در گفتگو به زمينه‌هاي مشترك نظر مي‌شود و مستلزم تحمل و مشاوره مي‌باشد در حالي كه در نظريه رقيب تاكيد بر خطوط تمايز، مستلزم خشونت و تهديد است.
نظریه گفتگوی تمدن‌ها و محمد خاتمی
گفتگوی تمدن‌ها نظریه‌ای در زمینه روابط بین‌الملل است. این نظریه در فرم کنونی اولین ‌بار توسط محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران، مطرح شد. او در اصل ایده گفتگو میان تمدن‌ها را به عنوان واکنشی به نظریه جنگ تمدن‌های ساموئل هانتینگتون مطرح ساخت. عبارت گفتگوی تمدن‌ها بعد از اینکه سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای سال ۲۰۰۱ را سال گفتگوی تمدن‌ها نام نهاد مشهور شد.
نظریه‌هایی در باب آینده جهان
پس از فروپاشي شوروي و پايان جنگ سرد،‌ نظريه‌هاي مختلفي از جانب نظريه پردازان جهان در باب چگونگي شكل‌گيري و پويايي نظم آينده جهان عرضه شد. نظريه پايان تاريخ فوكوياما، و برخورد تمدن‌هاي ساموئل هانتيگتون، نمونه‌هايي بارز از اين گونه نظريه‌پردازي‌ها بوده كه در جهان غرب به دنيا عرضه شد. با صرف نظر از پرداختن به نظريه پايان تاريخ، به ايده برخورد تمدن‌هاي هانتيگتون و نظريه گفتگوي تمدن‌ها خواهيم پرداخت. در مقابل نظريه برخورد تمدن‌هاي ساموئل هانتيگتون، نظريه‌اي از سوي سيد محمد خاتمي مبني بر گفتگوي تمدن‌ها در سطح جهاني مطرح شد.
مطرح شدن ايده گفتگوي تمدنها در مقابل انديشه جنجال برانگيز برخورد تمدنهاي ساموئل هانتيگتون، از سوي جمهوري اسلامي و پذيرش آن بدون هيچگونه جنگ و درگيري، در سطح جهاني و نامگذاري سال ۲۰۰۱ به نام سال گفتگوي تمدنها را مي توان نشاني از سيال بودن نظام بين الملل دانست. برخلاف تحليل عميقي كه هانتيگتون در مقالات متعدد خود از نظم آينده جهان ارائه كرده بود،‌ طرح پيشنهادي ايران در حد اجمالي يك دكترين سياسي باقي ماند. اما علي رغم اين تمايز و اختلاف فاحش، دو عبارت جنگ و گفتگوي تمدنها حاكي از دو قرائت شديدا متضاد از واقعيت خارجي مي باشد.
طرح گفتگوی تمدنها با چه مبنا و هدفی مطرح شد؟
اسلام اساساً بدون گفت وگو امکان توسعه نداشته است و عامل اصلی پذیرش و از اصول اولیه آن (دعوت)، همواره مرهون تبادل آرا و نظرها بوده است. هر که بخواهد اساس اندیشه اسلامی را درک کند بایستی با گفت وگو و محاوره ـ چه درونی و چه برونی ـ آشنایی داشته باشد. اسلام بیش از هر دینی به گفت و گو به عنوان اصلی برای آگاه سازی مردم از حقایق هستی و آشنا شدن آنان با روش تکاملی خود و دستیابی به تمدن برتر پای فشرده است. بزرگ ترین معجزه پیامبر خاتم (ص) «کلام» بود. کلام بر به کارگیری فراوان گفت وگو در آشناسازی مردم با حقایق در عصر رسالت خاتم (ص) دلالت می کند. علیرضا عنایتی، دکترین گفت وگوی تمدن ها و اندیشه اسلامی ، فصلنامة علوم سیاسی، بهار1382، شماره21
نظریه گفت وگوی تمدن ها:
در سال 1376 (1997. م)حجت الاسلام سید محمد خاتمی، «گفت وگوی تمدن ها» را به عنوان راهبرد بدیل نظریه «برخورد تمدن ها» مطرح ساخت. هدف از طرح آن، ترسیم یک جامعه جهانی آرمانی بود که در آن، مدارا، منطق و قانون، جایگزین جنگ و ستیز، غارت، چپاول و قانون زور شود .مهم ترین محورهای این نظریه عبارتن است از: 1. بیرون بردن تمدّن های کهن از وضعیت انفعالی در برابر تمدن های پیشرفته؛ 2. ترمیم گسست سنت و تجدّد؛ 3. یافتن درمان های مجرَّب کهن، برای بحران های جدید انسان معاصر؛ 4. شناخت و افزایش کمّی و کیفی آن در باب اصحاب تمدّن ها و ارباب ادیان، نسبت به مبانی و مواریث تمدن هاّ و ادیان یکدیگر؛ 5. شکستن استبداد فرهنگی جهان و توطئه های فرهنگ جهانی مطرح شده از سوی غرب؛ 6. استحکام بخشیدن به وحدت میان امت اسلامی و جامعه جهانی؛ 7. توسعه امنیت و مبانی صلح جهانی.
نظریه برخورد تمدن ها:
نظریة برخورد تمدّن ها به صورت جدّی و در یک سیستم مباحث نظری، نخستین بار از سوی ساموئل هانتینگتونS.Hantington« رئیس مؤسسة مطالعات استراتژیک Onlin در دانشگاه هاروارد آمریکا در مقاله ای پرهیاهو با همین نام «برخورد تمدن ها» Civilizations of Challenge مطرح شد و واکنش های بسیاری را در سرتاسر جهان برانگیخت. طبیعی است که در این مجال اندک، نمی توان این موضوع و دیدگاه تفصیلی هانتینگتون و طرفداران وی را مطرح کرد؛ ولی محورهای اساسی این مقاله به طور فشرده ذکر می شود: 1. اختلاف تمدّن ها اساسی است. این تفاوت، از اختلاف ایدئولوژی ها و نظام های سیاسی، به مراتب اساسی تر است. 2. خودآگاهی تمدّنی در حال افزایش است. 3. تجدید حیات مذهبی ،به عنوان وسیله ای برای پر کردن خلأ در حال رشد است. 4. رفتار منافقانه غرب موجب رشد خودآگاهی تمدّنی دیگران شده است. 5. ویژگی ها و اختلاف فرهنگی، تغییر ناپذیر است. 6. منطقه گرایی اقتصادی و نقش مشترکات فرهنگی در حال رشد است؛ ولی با اینکه پیمان هایی مانند اکو و کشورهای غیرعرب مسلمان گسترش یافته، باید توجه داشت که اقتصاد منطقه ای تنها در صورتی می تواند رشد کند که ریشه در یک تمدنّ مشترک داشته باشد. 7. شکست «دولت ـ ملت» به عنوان واحد اصلی روابط بین المللی، در آینده بسیار محتمل است. 8. تشدید تنش های قومی و ملی، گرایش فزاینده به درگیری، افزایش سلاح های کشتار جمعی، رشد بی نظمی در جهان، و بروز تنش های بین المللی ناشی از بحران هویت، از مؤلّفه ها و بسترسازهای اصلی برخورد تمدّن ها است. 9. قدرت جهانی و جامعه جهانی، توهّمی بیش نیست و هیچ کشوری در کشور دیگری منافع کلان و راهبردی (استراتژیک) ندارد. 10. جهان در حال کوچک تر شدن است و هم کنشی میان ملت های وابسته به تمدن های مختلف، در حال افزایش است. 11. این افزایش فعل و انفعالات (مهاجرت ها و ارتباطات رسانه ای) هوشیاری تمدّنی و آگاهی به وجود اختلافات میان تمدّن ها و نیز حسّ مشترک در درون هر تمدّن را شدّت می بخشد. به عبارت دیگر، خودآگاهی تمدّنی، به اختلاف و دشمنی میان تمدّن ها دامن می زند. هانتینگتون حتی فراتر از اینها رفته و ادعا کرده است که: «نه تنها امکان برخورد تمدّن ها همیشه هست؛ بلکه جلوگیری از چنین برخوردهایی عملاً امکان پذیر نیست و لبه های این تمدّن های درگیر، همیشه خونین است».
نظریه گفتگوی تمدنها:
نظریه برخورد تمدنها حساسیتهای فراوانی در سطح جهانی را برانگیخت و منجر به عکس العمل های متنوعی از سوی دیگران شد که زمینه را برای مطرح شدن نظریه های رقیب از جمله نظریه گفتگوی تمدنها آماده و مهیا می کرد. البته این نظریه سابق بر این از سوی متفکرانی چون نظری شایگان و ... نیز مطرح شده بود.(بروجردی، مهرزاد; روشنفکران ایرانی و غرب، ترجمه جمشید شیرازی، تهران، فروزان، 1377، ص 229.)به هر حال خاتمی در مقابل نظریه برخورد تمدنها، ابتدا گفتگوی ملت ها و سپس گفتگوی تمدنها را مطرح کرد که ذیلا سعی خواهد شد به دو محور فوق الذکر اشاره شود.
لوازم تحقق ایده گفتگوی تمدنها:
تئوری گفتگوی تمدنها زمانی محقق می شود که جامعه جهانی بپذیرد که انسان معاصر با بحرانهای مشترک و مشکلات واحد روبروست و خطوط گسل برخلاف آنچه هانتیگتون به تصویر می کشد نه میان مذاهب و تمدنها بلکه میان عدالت و ظلم، اعتدال و افراطیگری،‌ آزادی و بردگی و بین مسالمت و خشونت می باشد. چنین نگرشی نسبت به دنیا و هستی کمک شایانی در تحقق این ایده می کند.
از دیگر لوازم و پیش شرط های تحقق گفتگوی تمدنها، رفتن به سمت نهادینه شدن فرهنگ تعامل و گفتگو در درون تمدن ها می باشد که تحقیقا بدون تحمل عقاید و آراء دیگران امکان پذیر نمی باشد. مادامی که یک ملت یاد نگرفته باشند که با گفتگو مسائل خود را در صحنه داخلی حل کنند، طبیعتا در صحنه خارجی نیز با مشکل روبرو هستند.
از دیگر لوازم می توان به نبود یک قدرت فائقه در صحنه اشاره کرد. مادامی که قدرت های بزرگ در صدد سلطه جویی و بهره برداری از کشورهای ضعیف هستند و خواهان تحمیل عقاید خود بر آنها باشند، گفتگویی صورت نخواهد گرفت. به همین خاطر وجود یک نظم هژمونیک مانعی برای گفتگوی تمدنها به حساب می آید.
مبانی نظری گفتگوی تمدنها و برخورد تمدنها:
نظریه گفتگو مبتنی بر برابری (گفتگو از موضع برابر) می باشد در حالی که نظریه رقیب، مبتنی بر تبعیض و نابرابری. بر اساس نظریه گفتگو، تنوع فرهنگی، زمینه سازی همکاری می باشد که همین امر زمینه ساز دوستی و همبسگی میان گروههای متعدد می باشد و راهی برای تجمیع گروههای متکثر در یک واحد است در حالی که در نظریه رقیب تنوع فرهنگی و تمدنی علت و بانی تصادم و نزاع تلقی می شود که این مسئله موجب، دشمنی و سلطه و جنگ می شود. در گفتگو به زمینه های مشترک نظر می شود و مستلزم تحمل و مشاوره می باشد در حالی که در نظریه رقیب تاکید بر خطوط تمایز، مستلزم خشونت و تهدید است.
کیهان: «گفت‌و‌گوی تمدن‌ها» شیرین کاری خاتمی بود
اما بشنوید از سخنرانی پزشکیان . روزنامه کیهان۰۸ مهر ۱۴۰۳ به انتقاد از اظهارات پزشکیان در سازمان ملل پرداخت و نوشت که معتقد است اظهارات پزشکیان شیرین کاری خاتمی است.
این روزنامه نوشته است: روزنامه زنجیره‌ای اعتماد می‌گوید تعبیر «دعوا نکنیم» که آقای پزشکیان می‌گوید، ترجمان «گفت‌وگوی تمدن‌ها» ست که خاتمی گفت. اعتماد نوشته است که هر اندازه که گفتمان سید محمد خاتمی بهره‌مند از اصول آکادمیک، ثقیل و تو در تو بود و توجه استادان دانشگاه و آکادمیسین‌ها را به خود جلب می‌کرد، گفتمان پزشکیان ساده، صمیمی و همه فهم است.
خاتمی در شرایطی که هانتینگتون تئوری برخورد تمدن‌ها را در سال۹۳ میلادی مطرح کرده بود، چارچوب نظری گفت‌وگوی تمدن‌ها را در سال ۹۸ میلادی در سازمان ملل ارائه کرد. گفتمان مسعود پزشکیان که می‌توان آن را ذیل عنوان کلی «دعوا نکنیم» چارچوب‌بندی کرد، هرچند در ظاهر پیچیدگی و ساختارمند بودن بحث «گفت‌وگوی تمدن‌ها» ی خاتمی را ندارد اما از منظری خاص ترجمان همان ایده است.
در واقع به نظر می‌رسد با گذشت بیش از ۲ دهه از طرح بحث گفت‌وگوی تمدن‌ها یکی از وزرای خاتمی، ترجمه‌ای همه فهم‌تر و صمیمی‌تر از همان مفهوم را ارائه کرده است. دوری از تنش، دعوا و درگیری تلاش برای توسعه و صلح و بهبود روابط، واقعیتی است که امروز منطقه و جهان بیشتر از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.
این روزنامه همچنین از قول علی شکوری‌راد دبیر سابق حزب اتحاد ملت می‌نویسد: دیپلماسی در سطح بین‌الملل، شباهت جالبی به برخی رفتارهای بچگانه افراد عادی با هم دارد. روندی که ایده تنش‌زدایی را در سطح بین‌الملل با دشواری‌هایی همراه می‌کند. تصویری از بچه‌هایی که با هم قهر یا کل کل می‌کنند و قصد رو کم کنی دارند، بعضا در سطح بین‌الملل هم ظهور و بروز پیدا می‌کند. وضعیتی که باعث می‌شود تنش‌ها، ادامه یافته و چنانچه یک قوه عاقله دخالت نکند، تداوم یابد.
امروز دکتر پزشکیان در عرصه سیاسی و دیپلماسی رویکرد ساده، تخصصی و صادقانه‌ای دارد و آن را چه در عرصه داخلی و چه در صحنه بین‌الملل ابراز می‌کند. در واقع پزشکیان به جای اینکه جنبه‌های منفی و تشنج‌زای مسائل را مبنای روابط دیپلماتیک قرار دهد، مبنا را بر حسن نیت، برادری و احترام متقابل می‌گذارد. رویکردی که افقی تازه را به روی ایران باز می‌کند. علی‌رغم اینکه بیان دکتر پزشکیان فاقد پیچیدگی‌های مرسوم سیاستمداران است، اما شاخصه‌هایی دارد که توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند. این امکان وجود دارد که همین رویکرد ساده و صمیمی و مثبت‌اندیش به تحقق ایده تنش‌زدایی در سطح بین‌الملل کمک کند.
شکوری‌راد در پاسخ این سؤال که «اگر قرار باشد مهم‌ترین اولویت‌های دکتر پزشکیان در عرصه بین‌المللی را بیان کنید به چه موضوعاتی اشاره می‌کنید؟ کدام گره‌های بزرگ وجود دارد که باید توسط رئیس‌جمهور باز شود؟»، گفت: مشکل بزرگ ایران، اعتمادسازی است. البته دکتر پزشکیان ظرفیت این اعتمادسازی را دارد، آن هم به خاطر رفتار معطوف به هدف و صمیمیتی است که پزشکیان دارد.
وی در پاسخ این سؤال که آیا می‌توان گفتمان پزشکیان در پرهیز از دعوا و تنش را تداوم ایده گفت‌وگوی تمدن‌ها دانست؟ ، اظهار کرد: «حقیقت آن است که نمی‌توان گفت، گفتمان پزشکیان ادامه ایده گفت‌وگوی تمدن‌های خاتمی است، چون ویژگی‌های خاص خود را دارد، اما حتما متاثر از فضای گفتمانی دوران اصلاحات است. گفتمانی که ترجمان تازه‌ای از گفتمان اصلاحات است. گفتمان پزشکیان ذیل عنوان وفاق یا پرهیز از دعوا، هرچند از نظر ظاهری ساده‌تر از گفتمان پیچیده‌ای است که خاتمی در بحث گفت‌وگوی تمدن‌ها ارائه می‌کرد اما هم در عرصه داخلی و هم در عرصه بین‌المللی، کارایی خاص خود را دارد.»
این همان پنداری «دعوا نکنیم» پزشکیان و «گفت‌وگوی تمدن‌های» ی خاتمی از سوی روزنامه اعتماد در حالی است که ماجرای گفت‌وگوی تمدن‌ها، یک عبرت تاریخی و نه درسی برای الگوبرداری. درست در همان سالی که به پیشنهاد دولت خاتمی از سوی سازمان ملل گفت‌وگوی تمدن‌ها نامگذاری شد، رژیم آمریکا با سکوت و همراهی سازمان ملل، افغانستان را اشغال کرد و صدها هزار بی‌گناه را به خاک و خون کشید و دو سال بعد هم جنایت مشابهی را در عراق مرتکب شد. پس از آن هم ادعا کرد ایران محور شرارت است و باید مورد حمله اتمی قرار بگیرد. شیرین‌کاری آن روز دولت خاتمی و مجلس ششم در تمجید از آمریکا و ایجاد اختلاف درگیری در داخل، پیامدی جز توهین و طلبکاری و افزایش گستاخی‌های آمریکا و اروپا نداشت. طرف اروپایی هم به مدت دو سال دولت روحانی و تیم روحانی- ظریف را سر کار گذاشت و نهایتا خواستار تعطیلی دائمی برنامه هسته‌ای ایران شد. بنابراین عبرت و سرشکستگی دولت خاتمی و افزایش تهدیدها، چیزی نیست که کسی بخواهد از آن الگوسازی بکند.
نکته دیگری که باید متذکر شد، این است که طرف مقابل در غرب برعکس جریان منفعل در ایران، صراحتا و با گستاخی در قول و فعل می‌گوید که دعوا دارد و همه نوع شرارت را مرتکب می‌شود و تعهداتش در مذاکرات را هم زیر پا می‌گذارد. اصلا هم در قید و بند اخلاق و برادری و دعوا نکنیم و این تعارفات نیست. بنابراین چنان ادبیاتی را حمل بر ضعف و غفلت و بی‌خبری و ناتوانی می‌کند و گستاخانه‌تر با طرف منفعل مواجه می‌شود.
و بالاخره این که رویدادهای تاریخی برای درس گرفتن و عبرت آموختن است و اگر کسانی به این عبرت‌ها پشت کنند، مصداق فرمایش امیر مؤمنان (ع) هستند که فرمود: «إنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ نَفعَ ما اُوتِیَ مِنَ العَقلِ و التَّجرِبَةِ. شقی و بدبخت کسی است که از سود عقل و تجربه‌ای که به او داده شده، محروم بماند». 

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه