روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1405 يکشنبه 29 شهريور - شماره 5150

عراقچی: امنیت پایدار از مسیر همکاری و احترام می‌گذرد نه حضور نظامی‌

   وزیر امور خارجه گفت: باور داریم امنیت پایدار از مسیر گفت‌وگو، اعتمادسازی، همکاری و احترام متقابل میان کشورهای منطقه حاصل می شود، نه از مسیر حضور نظامی قدرت‌های خارجی و تحمیل اراده آنان.
سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه در کنفرانس «فراخوانی برای یک چرخش جهانی» سخنرانی کرد.
متن سخنرانی به شرح ذیل است:امروز در اینجا گرد هم آمده‌ایم تا درباره عنوانی سخن بگوییم که نه‌تنها بازتاب‌دهنده چالش‌های پیش روی ما، بلکه بیانگر مسئولیتی است که همگی بر دوش داریم: «فراخوان برای یک چرخش جهانی؛ بازگرداندن توسعه به کانون توجه، احیای انسانیت و استقرار دوباره عدالت در جهانی آشفته تر».
دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، بیش از هر زمان دیگری به یک تغییر مسیر بنیادین نیاز دارد؛ چرا که در آن جنگ، مداخله، تحریم و اعمال زور، به جای آنکه استثنا باشند، به ابزارهای عادی سیاست تبدیل شده‌اند. حال پرسش اساسی این است: چگونه به این نقطه رسیده‌ایم؟ چگونه نظامی که برای جلوگیری از جنگ، حمایت از صلح، حراست از کرامت انسان و تضمین اجرای عدالت بنا شده بود، امروز در برابر تجاوز، کشتار غیرنظامیان و نقض آشکار حقوق بین‌الملل تا این اندازه ناتوان شده است؟
پاسخ را باید در یک واقعیت تلخ جست‌وجو کرد: دهه‌ها مداخله خارجی، فشار نظامی و جنگ‌های بی‌پایان در خاورمیانه، یک حقیقت انکارناپذیر را به اثبات رسانده است: مداخله نظامی امنیت ایجاد نمی‌کند و اعمال فشار و اجبار نیز به صلح منجر نمی‌شود. در عوض، جنگ به‌عنوان یکی از ابزارهای اصلی روابط بین‌الملل عادی شده و به تداوم الگویی از تقابل و منازعه دائمی انجامیده است.
تراژدی غزه و جنایات مستمر ارتکابی از سوی رژیم اسرائیل، از روشن‌ترین و هولناک‌ترین جلوه‌های این الگوی شکست‌خورده است. آنچه در غزه می‌گذرد، صرفاً یک تراژدی انسانی نیست؛ آزمونی برای وجدان و مسئولیت جمعی جامعه بین‌المللی است. کشتار غیرنظامیان، آوارگی اجباری، مجازات جمعی و تخریب زیرساخت‌های حیاتی، زمانی که بدون پاسخگویی مؤثر باقی ماند، به لبنان هم گسترش یافت.
اکنون الگویی خطرناک شکل گرفته است؛ الگویی که در آن زور نظامی دیگر به‌عنوان آخرین راه‌حل مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، بلکه به سازوکاری دائمی برای بازطراحی چشم‌انداز سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است. در چنین شرایطی، تجاوز عادی می‌شود، تشدید تنش نهادینه می‌شود و ویرانی، از یک پیامد جنگ به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل می‌گردد. این روند در مرزهای غزه و لبنان متوقف نشد. تجاوز نظامی ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه ایران نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ جنگی که غیرقانونی، ناعادلانه و تجاوزکارانه و بدون هیچ تحرک قبلی بود. این جنگ بخشی از الگوی گسترده‌تر از تجاوزهای بدون مجازات، از جمله کارزار ترورهای هدفمند مسئولان ایرانی، تهدید علیه مقامات و شخصیت‌های سیاسی، نقض حاکمیت کشورها و بی‌کیفرمانی اقدامات تجاوزکارانه است. اگر با واکنش مؤثر جامعه بین‌المللی مواجه نشوند، به‌تدریج مرزهای ممنوعه حقوق بین‌الملل را از میان خواهند برد.
چنین سیاست‌هایی نتایجی جز فاجعه کشتار ۱۶۸ دانش‌آموز بی‌گناه در میناب نخواهد داشت. کشته‌شدگان این‌گونه جنایات تنها اعدادی در میان آمار قربانیان جنگ نیستند. پشت هر یک از این جان‌های ازدست‌رفته، یک خانواده، یک آینده و یک زندگی قرار داشت. این همان نقطه‌ای است که باید از خود بپرسیم: تا کجا؟ چه زمانی می‌گوییم دیگر بس است؟
اگر حقوق بین‌الملل زمانی که منافع قدرت‌های بزرگ اقتضا می‌کند نادیده گرفته شود، دیگر نمی‌توان از حاکمیت قانون سخن گفت. اگر حقوق بشر برای برخی ملت‌ها حقی ذاتی و برای برخی دیگر امتیازی مشروط باشد، دیگر نمی‌توان آن را جهان‌شمول نامید. اگر نهادهای بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد، نتوانند در برابر تجاوز ایستادگی کنند و عاملان نقض حقوق بین‌الملل را پاسخگو سازند، طبیعی است که اعتبار و مشروعیت این نهادها آسیب ببیند.
اما راه‌حل، کنار گذاشتن چندجانبه‌گرایی نیست. برعکس، جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به چندجانبه‌گرایی واقعی، مؤثر و عادلانه نیاز دارد. چرخش جهانی مستلزم اراده و شجاعت سیاسی برای تغییر مسیر حرکت کنونی است: از نظامی‌گری به سوی توسعه پایدار، از مداخله‌گرایی به سوی احترام به حاکمیت ملی، از مجازات جمعی به سوی حمایت از غیرنظامیان، از پاسخگویی گزینشی به سوی عدالت جهان‌شمول، و از جنگ‌های بی‌پایان به سوی صلحی پایدار.
این تغییر مسیر یک انتخاب آرمان‌گرایانه نیست؛ یک ضرورت است. باید بپذیریم که هر جنگی هزینه‌ای بسیار فراتر از میدان نبرد دارد. هزینه جنگ‌ها را مالیات‌دهندگان می‌پردازند، اما سنگین‌ترین بهای آن را مردم عادی با جان، خون، خانه، آینده و امنیت خود می‌پردازند. جهان به یک نسل دیگر از جنگ‌های بی‌پایان نیاز ندارد. به استقرار نیروهای نظامی بیشتر نیاز ندارد. به مداخله بیشتر و خونریزی بیشتر نیاز ندارد. آنچه جهان نیاز دارد، یک پارادایم جدید است؛ پارادایمی که در آن توسعه، بخشی از امنیت تلقی شود؛ حاکمیت کشورها محترم شمرده شود؛ حقوق بین‌الملل بدون تبعیض و به‌طور برابر بر همگان اعمال گردد؛ و هیچ منفعت سیاسی، راهبردی یا ژئوپلیتیکی بر جان انسان‌ها اولویت پیدا نکند.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه