صفحه اول
کیومرث حدادی- در میانه ادامه تنش نظامی میان ایران و آمریکا و افزایش نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، ایران و عمان بر سر ترتیبات جدید برای ورود و خروج کشتیها از این آبراه راهبردی به تفاهم رسیدهاند؛ تفاهمی که قرار است با کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز مطرح و درباره نحوه اجرای آن هماهنگی شود. این تحول در حالی رخ میدهد که حملات به نفتکشها و کشتیهای تجاری همچنان ادامه دارد و تردد دریایی در هرمز بهشدت تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است. با این حال، تفاهم تهران و مسقط به معنای بازگشایی فوری و کامل تنگه نیست و اکنون پرسش اصلی این است که آیا سازوکار پیشنهادی ایران و عمان میتواند راهی برای ازسرگیری تدریجی کشتیرانی و کاهش یکی از مهمترین گرههای جنگ ایران و آمریکا باز کند یا نه. رئیس جمهور گفته است امروز وزرای خارجه همان کشورهای عربی که میخواستیم با هم دعوا کنیم، در عمان جلسه خواهند داشت تا طی تفاهمی درباره مسیر هرمز را با یکدیگر توافق کنند. ما در رابطه با تنگه هرمز با کشور عمان گفتگو کردیم. یک چارچوب مسیر در حقیقت مشخصی را به تفاهم رسیدیم. در آن چهارچوب قوانین بینالمللی مسیر باز خواهد بود، به شرطی که آمریکا دست از تهاجم و حملاتش بردارد. صرف اعلام توافق ایران و عمان یک مساله است و اجرای آن مسالهای دیگر. اینکه ایران و عمان بتوانند بر سر ایجاد یک مسیر موقت کشتیرانی در تنگه هرمز به توافق برسند و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و عراق نیز در نشست عمان حضور یافته و این توافق را مورد تایید قرار دهند، به خودی خود گامی مهم و اساسی برای حلوفصل موضوع تنگه هرمز است. لذا این اقدام را میتوان در بستری کلیتر، یعنی در چارچوب مساله محاصره، جنگ و درگیری میان ایران و آمریکا تحلیل کرد و آن را پایهای برای عبور از بحران و ورود به مراحل بعدی دانست. هر توافقی که به افزایش امنیت و پیشبینیپذیری در تنگه هرمز منجر شود، مستقیماً بر عملکرد بنادر منطقه اثر خواهد گذاشت. بنادر ایران، عمان، امارات، قطر، کویت و عراق همگی به نوعی وابسته به جریان پایدار کشتیرانی در این آبراه هستند. از این منظر، توافق تهران و مسقط صرفاً یک پرونده دیپلماتیک نیست؛ بلکه موضوعی مرتبط با اقتصاد بنادر، لجستیک، ترانزیت کالا، تجارت انرژی و سرمایهگذاری دریایی محسوب میشود. با این حال، این توافق به تنهایی نمیتواند به بازگشایی تنگه هرمز، حلوفصل اختلافات و پایان بحران در منطقه منجر شود. برای عبور از شرایط بحرانی کنونی، لازم است همزمان و بهتدریج سایر مسائل و پروندههای مورد اختلاف نیز مورد رسیدگی قرار گیرند. در چنین شرایطی، توافق ایران و عمان میتواند ظرفیت و ابزاری در اختیار ایران و کشورهای منطقه قرار دهد تا آنها از ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک خود به شکل موثرتری استفاده کنند و قدرت چانهزنی بیشتری در برابر آمریکا داشته باشند.با توجه به اینکه اجرایی شدن توافق ایران و عمان تا حد زیادی به حلوفصل سایر اختلافات میان تهران و واشنگتن وابسته است، آیا میتوان این توافق را بخشی از همان چارچوب تفاهمنامه اسلامآباد دانست؟ به نظر میرسد چارچوب مورد بررسی در این مسیر همچنان همان چارچوب تفاهمنامه اسلامآباد باشد. بنابراین، مساله اصلی این است که آیا تهران و واشنگتن میتوانند در سایر حوزهها نیز به تفاهم برسند و بهتدریج به یکدیگر نزدیک شوند یا خیر. اگر چنین روندی شکل بگیرد، میتوان انتظار داشت که توافق اعلامشده میان ایران و عمان نیز در مسیر اجرایی شدن قرار گیرد و در نهایت زمینه برای بازگشایی تنگه هرمز فراهم شود. ضمن اینکه این توافق میتواند بستری را برای دولت دونالد ترامپ نیز فراهم کند؛ بهویژه در شرایطی که واشنگتن به دنبال یافتن راههایی برای عبور از بحران کنونی است. با این حال، تحقق این ظرفیتها در نهایت به این مساله بستگی دارد که ایران و آمریکا تا چه اندازه بتوانند سایر ابعاد و موضوعات مورد اختلاف را نیز بهصورت تدریجی حلوفصل کنند و به تفاهمهای نسبی دست یابند.