صفحه اول
داوود رعنابخش- انتخابات میاندورهای در آمریکا به مسئلهای بحرانی برای ترامپ تبدیل شده و ممکن است جلوی تداوم جنگ را دست کم تا زمان برگزاری انتخابات بگیرد. قیمت گازوئیل در آمریکا به رکوردی تاریخی رسیده و اصل ماجرا به اختلالات نفتی در تنگه هرمز مربوط میشود. جنگ آمریکا علیه ایران در حالی پنجمین ماه خود را پشت سر گذاشته که پیامدهای اقتصادی آن به یکی از موضوعات قابل طرح در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا تبدیل شده است. افزایش قیمت انرژی و فشار ناشی از هزینههای زندگی به دموکراتها فرصت داده تا جنگ را به کارنامه داخلی دونالد ترامپ و جمهوریخواهان گره بزنند. اکنون پرسش این است که آیا رأیدهندگان آمریکایی، هزینههای اقتصادی این جنگ را نیز در ارزیابی عملکرد دولت ترامپ لحاظ خواهند کرد؟ در همین راستا تغییر رویکرد آمریکا از ابزارهای سنتیِ تحریم به تاکتیکهای فیزیکی همچون نفتکش در برابر نفتکش، نشاندهنده یک نوآوری در ایجاد فرسایش است. این گذار، ماهیت تقابل را از یک نزاع حقوقی-اقتصادی به یک درگیری فیزیکیِ تلافیجویانه ارتقا داده است. در همین حال اما این تغییر، ایران را نیز اکنون در برابر یک ضرورت راهبردی قرار میدهد و تهران نیاز به بازنگری در محاسبات «هزینه-فایده» و خروج از الگوی پاسخهای متقارن دارد. به بیان بهتر مقابله صرف با حملات فیزیکی در زمین دشمن تنها به تداوم همان پیوستار فرسایشی کمک میکند و برای خروج از این بنبست، ایران باید از استراتژی «تشدید موازی» به سمت مدیریت فعالِ بحران یعنی تحمیل اصول «غافلگیری» «شدت تهدید» و «زمان پاسخگویی» حرکت کند. نوآوری راهبردی ایران همچنین میتواند در تغییر شاخصهای فشار نهفته باشد؛ به این معنا که پاسخها نباید فقط فیزیکی، بلکه باید به گونهای طراحی شوند که معادله هزینهها را از تنگه هرمز به سمت همه منافع آمریکا در جهان منتقل کند. بنابراین هدف باید این باشد که واشنگتن با این پرسش راهبردی مواجه شود که هزینه تحمل این صلح فرسایشی از هزینه بازگشت به میز مذاکره بیشتر شده است. کمتر از دو ماه به انتخابات میاندورهای ۱۲ آبان در آمریکا باقی ماندهاست. در این انتخابات تکلیف ۴۷۰ کرسی کنگره آمریکا (شامل تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از ۱۰۰ کرسی مجلس سنا) روشن خواهد شد. سقوط محبوبیت رئیس جمهور آمریکا به ۳۳ درصد و بحران معیشت و تورم باعث شده تا جمهوریخواهان در معرض از دست دادن اکثریت خود در هر دو مجلس در پی این انتخابات باشند. بررسی سناریوهای مختلف در مورد نتیجه انتخابات و اختیارات کنگره برای مقابله با تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران نشان میدهد که کنگره آمریکا هر چند اختیار قانونی برای وادار کردن رئیس جمهور به خروج از مخاصمه نظامی خارجی دارد، اما به لحاظ عملی امکان استفاده از این اختیارات را هرگز پیدا نکردهاست. پیچیدگیهای حقوقی و تفسیرپذیری قطعنامه اختیارات جنگی و صدور مجوزهای قانونی سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ برای استفاده نیروی نظامی در خاورمیانه که مبنای تمامی جنگهای ۲۵ سال گذشته آمریکا در منطقه بودهاست، باعث میشود که امکان منع قانونی ترامپ از ادامه جنگ ایران ناممکن شود. در عین حال حتی در صورت کسب اکثریت ساده توسط دموکراتها در هر دو مجلس آمریکا، باز هم سد وتوی رئیس جمهور در مقابل هر مصوبهای از سوی کنگره قرار دارد. در عین حال ابزارها نظارتی و بودجهای کنگره آمریکا برای تحت فشار قرار دادن دولت، فقط میتوانند ابزارهایی برای افزایش فشار افکار عمومی و کنترل دامنه جنگ باشند، اما نهایتا آنچه تعیین کننده ادامه جنگ خواهد بود، پایداری و مقاومت ایران در مقابل تجاوز نظامی آمریکا و استمرار اراده کاخ سفید برای ادامه فرو رفتن بیشتر در باتلاق جنگ یا توقف آن است.