گزارش
کمال شکری- بحث درباره آینده سازمان صداوسیما نباید فقط به این محدود شود که چه کسی ریاست سازمان را بر عهده خواهد گرفت. آینده در این است که صدا و سیما بتواند سرمایههای تلویزیونی، انسانی، فنی و محتوایی خود را با منطق جدید رفتار مخاطب ترکیب کند. در نهایت، شاید پرسش درست برای دوره آینده این نباشد که: «چه کسی ریاست سازمان صداوسیما را بر عهده میگیرد؟» بلکه این باشد: «آیا سازمان صداوسیما پس از این تغییر، بهتر از گذشته میتواند مخاطب خود را بشناسد، به او اعتماد کند، از او یاد بگیرد و اعتماد او را به دست آورد؟» رسانهای که رئیسجمهور هم تماشایش نمیکند! در روزگار تنگنای اقتصادی و کمبود منابع، پزشکیان از کیفیت صداوسیما انتقاد میکند و میگوید دیگر تلویزیون نگاه نمیکند؛ آن هم در حالی که این رسانه هر سال بودجه هنگفتی از جیب مردم دریافت میکند و پاسخ رئیس صداوسیما به این انتقاد، چیزی جز لبخند نیست. ماجرا وقتی عجیبتر میشود که رئیسجمهور کشور، آن هم در حضور رئیس سازمان صداوسیما، صراحتا از کیفیت برنامههای این رسانه گلایه میکند و میگوید دیگر تلویزیون نگاه نمیکند! پزشکیان حتی بلافاصله به یک نکته مهمتر اشاره میکند: «وقتی من این نگاه را پیدا میکنم، ببین مردم چه نگاهی پیدا میکنند.» این جمله شاید صریحترین نقد ممکن به وضع موجود رسانه ملی باشد؛ رسانهای که قرار است نبض جامعه را در دست داشته باشد، اما ظاهرا حتی رئیس دولت نیز با تولیدات آن ارتباطی برقرار نمیکند. مسئله فقط سلیقه شخصی رئیسجمهور نیست؛ پای بودجه عمومی و سرمایه ملی در میان است. صداوسیما هر سال از منابع عمومی کشور اعتبار قابل توجهی دریافت میکند و در شرایطی که دولت با محدودیت منابع، کسری بودجه و دهها اولویت اقتصادی و معیشتی مواجه است، طبیعی است که مردم بپرسند حاصل این هزینه هنگفت چیست؟ اگر خروجی این همه اعتبار، برنامههایی باشد که مخاطب را به سمت شبکههای اجتماعی، پلتفرمها و رسانههای دیگر سوق دهد، باید درباره مدل فعلی اداره رسانه ملی یک بازنگری جدی صورت بگیرد. از طرف دیگر، فاصله میان مردم و رسانه ملی دیگر موضوعی نیست که بتوان با چند نظرسنجی یا آمار رسمی آن را نادیده گرفت. مخاطب امروز انتخابهای متعددی دارد و برای تماشای محتوای بیکیفیت منتظر پخش تلویزیونی نمیماند. صداوسیما اگر نتواند برای مخاطب ایرانی جذابیت ایجاد کند، بودجه بیشتر بهتنهایی مشکل را حل نخواهد کرد. مسئله، فقط پول نیست؛ مسئله کیفیت، ایده، مدیریت، شناخت مخاطب و توان رقابت با رسانههای رقیب است. اما شاید عجیبترین بخش ماجرا، واکنش رئیس رسانه ملی باشد؛ وقتی رئیسجمهور در حضور رئیس صداوسیما از تلویزیون گلایه میکند، لبخند و خنده چه پاسخی به این انتقاد جدی است؟ اگر رئیس سازمان حتی در برابر چنین انتقاد صریحی پاسخ روشنی برای دفاع از عملکرد مجموعه تحت مدیریت خود ندارد، این پرسش جدیتر میشود که اساساً چه کسی قرار است درباره کیفیت، مخاطبگریزی و اثربخشی صداوسیما پاسخگو باشد؟ در شرایطی که دولت برای تأمین منابع بسیاری از امور ضروری کشور با مشکل مواجه است، شاید بد نباشد یکبار بدون تعارف درباره هزینه و فایده رسانه ملی تصمیمگیری شود. رسانهای که رئیسجمهور خودش میگوید نگاهش نمیکند و از کیفیت آن ناراضی است، چگونه انتظار دارد مردم عادی پای برنامههایش بنشینند؟ اگر قرار نیست صداوسیما خودش را با ذائقه و نیاز مخاطب امروز اصلاح کند، دستکم باید درباره این سؤال جدی فکر کرد آیا ادامه همین مسیر و تزریق بودجههای هنگفت، واقعاً توجیهی دارد؟ رسانه ملی باید حقیقی گردد؛ حتی رئیسجمهور تمایلی به مشاهده آن ندارد حسن روحانی اظهار داشت: زمانی که صداوسیما فاقد زبان ملایم و تفکری برای افزایش آگاهی عمومی باشد، تنها یک دسته محدود از آن بهرهبرداری خواهند کرد و بیشتر مردم آسیب خواهند دید. روحانی در خلال اظهاراتش خاطرنشان کرد: «اگر صدا و سیما به عنوان صدای ملی نتواند با زبانی ملایم و مناسب در جهت بیداری و هوشیاری مردم فعالیت کند و به مرکزی برای ایجاد اختلاف تبدیل شود، در آن صورت تنها گروهی محدود از آن بهرهمند خواهند شد و اکثریت آسیب خواهند دید.» او افزود: «هیچ فردی حاضر نیست کنارش بنشیند، هیچ کس نمیخواهد این تلویزیون را تماشا کند و صدای آن را بشنود؛ این وضعیت از رئیسجمهور شروع میشود و به سایر افراد جامعه میرسد.» روحانی همچنین پرسش کرد که آیا صداوسیما نباید به رسانه ملی تبدیل گردد، و مطرح کرد: «آیا هنوز پس از ۱۲ روز نباید ملی شود؟ و آیا پس از ۴۰ روز هم نباید ملی باقی بماند؟ آیا باید همیشه این وضعیت ادامه داشته باشد؟» رئیسجمهور پیشین درباره محتوای برنامههای صداوسیما نیز گفت: «چه کسانی در حال حاضر در آنجا صحبت میکنند؟ رئیسجمهور اعلام میکند که به تماشای آن نمینشیند، اصلاً چه کسی به آن نگاه میکند؟ چه کسی حوصله میکند که چنین برنامههایی را ببیند؟ چه کسی اعصاب دارد تا این صحبتها را بشنود؟» گوش کردن و دیدن گاهی مقدس است جبلی بدون نام آوردن از پزشکیان و کنایه به تلویزیون ندیدن تصریح کرد: دیدن صداوسیما یک افتخار است و باعث تکدر کسی نیست. اگر کسی نمیبیند، از این افتخار به دور است؛ چون صداوسیما آینه افتخار یک ملت است. باید افتخار کرد که صداوسیمایی را که آینه افتخار یک ملت بزرگ است، ببینیم و بشنویم. مراسم اختتامیه پنجمین جشنواره برنامه های رادیویی پژواک با نام پژواک حماسه ایستادگی امشب دوشنبه ۹ شهریور با حضور پیمان جبلی رئیس صداوسیما، احمد پهلوانیان معاون صدا، خانواده های شهدا و جمعی از مدیران و برنامه سازان رادیو در مرکز همایش های صداوسیما برگزار شد. جبلی در این مراسم با اشاره به شهدای جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان عنوان کرد: رادیو عزیز و ماندنی است، صدا می ماند پس رادیو هم می ماند. گوش کردن و دیدن گاهی امر مقدس است. وی با اشاره حضور مردم اظهار کرد: ما در رسانه ملی افتخار میکنیم صدای ملت قهرمان ایران هستیم؛ ملتی که ۱۸۴ شب به خیابانها بیایند و هیچکس جرئت نکند علیه این مردم پا به خیابان بگذارد. افتخار می کنیم از صدای گوینده رادیو وجیهه حسینیان تا سرهنگ ذوالفقاری در این رسانه پخش می شود. همه رجزخوانیهای زیبایی که همراه آواها و آوازهای ماندگار تاریخی در این دوران در تلویزیون و رادیو شنیده شد و ما افتخار میکنیم که میزبان این صداها بودیم. جبلی بدون نام آوردن از پزشکیان و کنایه به تلویزیون ندیدن تصریح کرد: دیدن صداوسیما یک افتخار است و باعث تکدر کسی نیست. اگر کسی نمیبیند، از این افتخار به دور است؛ چون صداوسیما آینه افتخار یک ملت است. باید افتخار کرد که صداوسیمایی را که آینه افتخار یک ملت بزرگ است، ببینیم و بشنویم. وی اضافه کرد: صداوسیما یادآور خانواده شهدا، پرستاران و خبرنگاران، نیروهای لانچر و توانیر و کسانیکه اجازه ندادند برق لحظهای در جنگ قطع شود، است. باید به این رسانه ملی افتخار کرد. من افتخار میکنم که خدمتگذار این رسانه و سربازان آن هستم. رئیس صداوسیما یادآور شد: از این قاب صدای ضعف شنیده نمیشود؛ هر آنچه از آن شنیده میشود، روایت قدرت و پیروزی و سربلندی است. وی اضافه کرد: این صدا و تصویر هیچگاه موجب تکدر خاطر نمیشود. حاصل کار همکاران عزیز من این است که مظلومانه زیر آتش دشمن سنگر و استودیو را خالی نکردند. با شهادتطلبی سنگر را ترک نکردند، مظلومانه زخمها را میشنوند، اما همچنان در سنگر هستند و باید به آنها افتخار کرد. وی تصریح کرد: آنها در سنگرشان محکم و استوار به مأموریت خود ادامه میدهند تا امید در دل هموطنان بروید. علیرغم بیمهریها به کار خود ادامه میدهند، علیرغم کوتاهیهایی که ما مدیران داشتیم. آنها لحظهای از تلاش نایستادهاند. این همکاران غمخوار همه بودند، اما غمخوار خود نبودند. اگر رسانه ملی مخاطب ندارد پس چرا به آن حمله میکنید؟ حسین شریعتمداری با حمله به انتقادات اخیر از صداوسیما، میان «نقد منصفانه» و حمله به کلیت رسانه ملی تفکیک قائل شد و پرسید آیا چنین حملاتی، در شرایط جنگ، به انتقال مرجعیت خبری مردم از رسانههای داخلی به رسانههای بیگانه کمک نمیکند. حسین شریعتمداری در یادداشتی در روزنامه کیهان با عنوان «این آب به کدام آسیاب میریزد؟!» به موضوع جنگ نرم، نقش رسانهها و حملات اخیر به صداوسیما پرداخت و بر ضرورت تفکیک میان نقد عملکرد رسانه ملی و حمله به کلیت آن تأکید کرد. شریعتمداری در ابتدای این یادداشت، با اشاره به مفهوم «جنگ نرم» نوشت که پایه و اساس این نوع جنگ بر این اصل استوار است که «رفتار انسانها برخاسته از افکار آنهاست» و در ادامه به نقش تبلیغات در شکلدهی افکار عمومی پرداخت. او در بخش دیگری از یادداشت خود با اشاره به نقش رسانههای داخلی در شرایط جنگ، بخشی از سخنان رهبر جمهوری اسلامی در اول فروردین ۱۴۰۱ را بازنشر کرد: «در جنگ ترکیبی، دشمن از رسانه استفاده میکند، از عامل فرهنگی استفاده میکند، از عامل امنیّتی استفاده میکند، از نفوذ استفاده میکند، از عامل اقتصادی استفاده میکند؛ از همه این عوامل استفاده میکند برای اینکه ملّت را در محاصره قرار بدهد، برای اینکه ملّت را دچار یأس کند، ملّت را از نیروی خودش غافل کند.» شریعتمداری سپس با تأکید بر اینکه صداوسیما نیز مانند هر سازمان دیگری ممکن است دارای نقص باشد، نوشت نقد اشکالات این سازمان، در صورتی که «دلسوزانه و منصفانه» باشد، میتواند به اصلاح امور کمک کند. او در ادامه به آنچه «حمله بیپایه و اساس برخی از افراد و شماری از احزاب و جریانات سیاسی به تمامیت صدا و سیما» خواند، پرداخت و نوشت: «با عرض پوزش از برخی حملهکنندگان (و نه همه آنها) باید پرسید، حملات شما به تمامیت رسانه ملی با حمله گسترده و پیدرپی دشمنان تابلودار نظام به صدا و سیما و حمله موشکی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ساختمان رسانه ملی چه تفاوتی دارد؟!» دشمن میخواهد مردم به رسانههای بیگانه مراجعه کنند مدیرمسئول کیهان در ادامه یادداشت خود، حمله به صداوسیما را از زاویه تأثیر آن بر مرجعیت خبری جامعه بررسی کرد و نوشت: «اگر صدا و سیما در اطلاعرسانی دقیق و بموقع از رخدادها و مخصوصاً اخبار جنگ نقش مؤثری نداشت، به یقین مورد حمله پیدرپی دشمن قرار نمیگرفت، تا آنجا که از پرتاب ۴ موشک به ساختمان صدا و سیما نیز خودداری نکرده است!» شریعتمداری در ادامه با طرح این پرسش که «آیا حمله به تمامیت صدا و سیما (و نه نقد منصفانه) با آنچه دشمن در پی آن است، چه تفاوتی دارد؟!» نوشت: «دشمن صدا و سیما را میزند تا مردم برای کسب خبر و تفسیر و تحلیل رخدادها، به رسانههای دشمن مراجعه کنند.» او سپس درباره پیامدهای این روند نوشت: «.. کانون اطلاعات و خبرگیری مردم را از سیمای ملی به رسانههای بیگانه منتقل کنند و... آیا نتیجه حمله به تمامیت صدا و سیما غیر از این است؟! معلوم است که غیر از این نیست.» شریعتمداری در ادامه با طرح این سؤال که هدف حملهکنندگان به صداوسیما چیست، نوشت: «بنابراین هدف حملهکنندگان چیست؟ و آیا هیچ اندیشیدهاند که این آب را به کدام آسیاب میریزند؟!» او در بخش دیگری از یادداشت خود با اشاره به انتقادها درباره میزان مخاطبان صداوسیما، این پرسش را مطرح کرد که اگر این رسانه مخاطب چندانی ندارد، علت چنین حملاتی چیست. شریعتمداری در پایان بار دیگر به سخنان رهبر جمهوری اسلامی درباره نقش رسانهها در جنگ نرم اشاره کرد و بخشی از همان سخنان را بازنشر داد: «.. دشمنان برای اینکه ملّت را دچار یأس کند، ملّت را از نیروی خودش غافل کند. سعی میکنند ملّت را از راههای اطّلاعرسانی جدا کنند. خب، ما وسایل اطّلاعرسانی به مردم را داریم؛ اینها را بدبین میکنند: به رادیوتلویزیون گوش ندهید، خبرهایش خلاف واقع است؛ به گزارش مردم سالاری آنلاین به نقل از مسئولین توجّه نکنید، گزارششان خلاف واقع است؛ به حرفهای رهبری گوش نکنید، حرفهای رهبری تکراری است؛ تکراری است؟ سالها است که جبهه دشمن با صدای بلند اعلام میکند که میخواهیم جمهوری اسلامی را به زانو در بیاوریم، رهبری در مقابل میگوید «غلط میکنید»؛ این تکرار نیست؛ این استقامت است». عنوان «رسانه ملی» بهتنهایی توجیهکننده هر رفتاری نیست یک نماینده مجلس شورای اسلامی با اشاره به نارضایتی موجود از برخی رویکردهای رسانه ملی، گفت: صداوسیما باید در نتیجهگیری و جهتدهی افکار عمومی با رسانههای ضدانقلاب تفاوت ماهوی داشته باشد و نقد عملکرد مسئولان نباید بهگونهای صورت گیرد که خروجی آن تخریب رؤسای قوا، تضعیف نهادهای رسمی و کاهش اعتماد عمومی باشد. رمضانعلی سنگدوینی در گفتوگو با ایلنا، درباره انتقادات گسترده از عملکرد رسانه ملی و ضرورت تغییر رویکرد و مدیریت در این سازمان، گفت: تفاوت رسانه ملی با رسانههای معاند تنها در این نیست که یکی خود را رسانه جمهوری اسلامی معرفی کند و دیگری آشکارا در مقابل نظام قرار داشته باشد؛ تفاوت اصلی باید در مقصد و نتیجهگیری باشد. رسانههای ضدانقلاب از هر مسئله و اختلافی به دنبال اثبات ناکارآمدی کلی ساختار و ایجاد یأس و بیاعتمادی هستند، اما رسانه ملی باید حتی در نقدهای جدی، مسیر اصلاح، همافزایی و حل مسئله را دنبال کند. این نماینده مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه نقد مسئولان یک ضرورت رسانهای است، افزود: هیچکس نمیگوید رسانه ملی نباید عملکرد دولت، مجلس یا دستگاههای مختلف را نقد کند، اما میان نقد و تخریب فاصله روشنی وجود دارد. زمانی که یک برنامه یا روایت رسانهای بهگونهای تنظیم شود که شخصیت و جایگاه رؤسای قوا بهطور مستمر هدف قرار گیرد و خروجی آن کاهش اعتماد عمومی به نهادهای کشور باشد، باید پرسید این رویکرد در نهایت چه کمکی به منافع ملی و حل مشکلات مردم میکند. وی افزود: امروز کشور در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به هماهنگی و همکاری میان قوای مختلف نیاز دارد. رسانه ملی باید زمینه گفتوگو و تفاهم را تقویت کند، نه اینکه به محل تشدید اختلافات سیاسی و برجستهسازی شکافها تبدیل شود. تخریب رئیسجمهور یا رئیس مجلس، در نهایت صرفاً تخریب یک فرد نیست، بلکه میتواند به تضعیف جایگاه نهادهایی منجر شود که بر اساس قانون اساسی مسئولیت اداره امور کشور را بر عهده دارند. سنگدوینی با اشاره به نارضایتی رؤسای قوای مجریه و مقننه از برخی عملکردهای صداوسیما، گفت: امروز هم رئیسجمهور و هم رئیس مجلس نسبت به برخی رویکردها و عملکردهای رسانه ملی انتقاد و نارضایتی دارند و این مسئلهای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد. وقتی دو مقام عالی کشور نسبت به عملکرد رسانه ملی دغدغه دارند، انتظار طبیعی این است که صداوسیما این انتقادات را جدی بگیرد، به آسیبشناسی درونی بپردازد و برای اصلاح رویههای مورد اعتراض اقدام کند.