صفحه اول
زهرا دوستی- آنچه از مواضع رسمی ایران در هفتههای اخیر برمیآید، این است که تهران در مسیر مذاکرات در مرحله اول خواستار بازگشت عملی امریکا به تعهداتی است که در یادداشت تفاهم اسلام آباد پای آنها را امضا کرده اما هیچ گاه اجرایی نکرد. همزمانی سفر مقامات عمانی و پاکستانی به تهران، آن هم در آستانه اعلام دور تازه فشارهای اقتصادی آمریکا، میتواند نشانه فعالشدن یک مسیر منطقهای برای کاهش تنش و بازکردن گرههای موجود باشد. اگر سفر این دو مقام را کنار هم قرار دهیم، یک تصویر معنادار شکل میگیرد و حاکی از این است که پاکستان، مسیر تهران ـ واشنگتن را دنبال میکند؛ عمان، مسیر تهران ـ هرمز را. این دو پرونده البته از یکدیگر جدا نیستند. یکی از مهمترین موانع مذاکرات ایران و آمریکا در ماههای اخیر، اختلاف بر سر وضعیت تنگه هرمز و تضمینهای امنیتی و کشتیرانی بوده است. به همین دلیل، حل مسئله هرمز میتواند بهطور غیرمستقیم فضای لازم برای احیای مذاکرات گستردهتر ایران و آمریکا را نیز ایجاد کند. به بیان دیگر، ممکن است دیپلماسی منطقهای در حال تلاش برای حل بحران از دو طرف باشد؛ اسلامآباد از مسیر مذاکره سیاسی و امنیتی و مسقط از مسیر مدیریت عملیاتی بحران هرمز. سفر فرمانده ارتش و وزیر کشور پاکستان به ایران در شرایطی انجام شده است که پس از نقض تعهدات تفاهمنامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا از سوی واشنگتن، از جمله با کارشکنی در تردد ایمن از تنگه هرمز طبق ترتیبات ایران، مذاکرات میان دو طرف متوقف شده و تهران تاکید کرده است تا زمان بازگشت به پایبندی به این تعهدات، مذاکراتی انجام نخواهد شد.اگرچه در این مدت، طبق تایید دو طرف تبادل پیام با میانجیها ادامه داشته است. رفتوآمد عاصم منیر و بدر بوسعیدی را میتوان یکی از نشانههای فعالشدن دوباره دیپلماسی منطقهای دانست؛ اما این تحرکات الزاماً به معنای نزدیکبودن توافق نیست. مسئله اصلی همچنان پابرجاست و باید دید که آیا تهران و واشنگتن حاضرند از مواضع حداکثری خود فاصله بگیرند و ابتدا بر سر یک راهحل محدود و مرحلهای توافق کنند؟ فرمانده ارتش پاکستان که چهره محوری تفاهم اسلامآباد و مذاکرات ایران و آمریکاست، در حالی وارد تهران میشود که «دونالد ترامپ» شیوه مقابله با ایران را از حملات نظامی به حملات اقتصادی تغییر، محاصره دریایی علیه ایران را گسترش و کشورها و دولتهایی که با ایران همکاری اقتصادی کنند را تهدید کرده است. در مقابل اما تهران بر مقاومت در برابر زیادهخواهیهای آمریکا تاکید دارد. وزیر امور خارجه تحریمها و تهدیدات اقتصادی جدید آمریکا را تکرار سناریوها و فیلمهایی میداند که پیش از این به شیوههای دیگر و در دوران روسای جمهور پیش از ترامپ هم اکران شده اما تاثیری در روندها نداشته است. «سید عباس عراقچی» معتقد است: «اینکه از عملیات نظامی و تهدید و حمله دوباره رسیدهاند به همان طرحهای قدیمی، نشان می دهد که مستاصل هستند و در برابر ملت بزرگ ایران چارهای به ذهنشان نمیرسد و دائم طرحهای تکراری را به صحنه میآورند.» سفر منیر به تهران در چنین شرایطی و در حالی صورت میگیرد که میانجیگری میان تهران و واشنگتن هم میتواند با توجه به مخالفتهای منطقه و فرامنطقه با تداوم جنگ به ماموریتی با نتیجه در دسترس تعریف شود و هم با توجه به پیچیدگی های مسیر پیشرو، ماموریتی غیرممکن. اگر پاسخ مثبت باشد، هرمز میتواند نخستین نقطه آغاز باشد؛ یک توافق محدود برای تضمین امنیت و آزادی کشتیرانی که سپس به پروندههای بزرگتر، از کاهش تنش امنیتی تا تحریمها و مذاکرات ایران و آمریکا، تسری پیدا کند. اما اگر هر دو طرف همچنان هرمز را بهعنوان ابزار فشار متقابل ببینند، حتی فعالشدن میانجیهایی مانند پاکستان و عمان نیز ممکن است نتواند مانع از تشدید بحران شود. پیامها درباره پایان دادن به جنگ در اوج قدرت و عزت و ضرورت مذاکره در این شرایط و همچنین بحث های که پیرامون رابطه امنیت و اقتصاد مطرح شده، میتواند نشانه علاقه به بازگشت به تفاهمات باشد؛ هرچند ایران باید در این مسیر منافع و شرایط خود را در نظر بگیرد.