صفحه اول
مجتبی شمس- گذشته از جایگاه صداقت و راستگویی در ساحت اخلاق فردی، در عرصه حکمرانی، صداقت را از لوازم مشروعیت حکومت دانستهاند که هر چه حکمرانان بیشتر به آن پایبند باشند، از شکاف میان دولت و ملت کاسته میشود. صداقت حاکمان در مقابل مردم سبب میشود اعتماد به حکومت که سرمایهای اجتماعی است، بالا رود. در این صورت جامعه وحدت پیدا میکند و این وحدت سبب مشارکت مردم میشود؛ مردمی که به حکمرانان اعتماد نداشته باشند، احساس آزادی نکرده، مشارکتشان کم میشود و کمکم پایههای حکومت متزلزل میشود. او یادآور میشود: از زمان ارسطو تاکنون تمام فلاسفه سیاسی اعتقاد دارند اگر در حکومتی مشایعت مردم کم شود، زمام حکومت از دست رفته، پایههای آن متزلزل شده و سبب سقوط میشود؛ اما وقتی مردم به حاکمان خود اعتقاد و اعتماد داشته باشند و در مقابل حکام هم هوای مردم را داشته باشند، پیشرفت و افزایش امید به زندگی در جامعه رونق پیدا کرده و کمک میکند مردم در ساحت اقتصادی و تولید، فعالیت بیشتری کرده و شکوفایی اقتصادی حاصل شود. وقتی این اعتماد به حکومت در اثر صداقت زیاد شود، در جامعه فسادها کم میشود. از منظر سیاسی، صداقت در حکمرانی به معنای شفافیت، پاسخگویی و عدم سوءاستفاده از قدرت است. وقتی حاکمان صادق باشند، اعتماد عمومی افزایش مییابد و مردم با رغبت بیشتری در فرایندهای سیاسی و اجتماعی مشارکت میکنند. از منظر اجتماعی، صداقت در حکمرانی به تقویت سرمایه اجتماعی کمک میکند.سرمایه اجتماعی، به شبکههای اعتماد، هنجارها و ارزشهایی اطلاق میشود که همکاری و مشارکت را در جامعه تسهیل میکنند.وقتی حاکمان صادق باشند، اعتماد بین مردم و دولت افزایش مییابد و مردم با اطمینان بیشتری در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی شرکت میکنند. این امر منجر به افزایش انسجام اجتماعی، کاهش خشونت و بهبود کیفیت زندگی میشود. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به سرمایه اجتماعی نیاز دارد و سرمایه اجتماعی فقط با اعتماد ساخته میشود. اعتماد نیز محصول سه چیز است: صداقت، کارآمدی و پاسخگویی. اگر یکی از این سه ضلع حذف شود، امید جای خود را به بیاعتمادی میدهد. امید نیز دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. امید یک پروژه تبلیغاتی نیست و با شعار تولید نمیشود. امید زمانی شکل میگیرد که مردم ببینند حاکمیت قدرت اصلاح خود را دارد؛ مدیر ضعیف کنار گذاشته میشود، تصمیم اشتباه اصلاح میشود، فساد و سوءمدیریت هزینه دارد، مجلس نظارت میکند، دولت پاسخگوست و دستگاه قضایی میان منتقد و مدیر ناکارآمد تفاوت قائل میشود. جامعه حاضر است سختی را تحمل کند، اگر احساس کند مسئولان نیز سهم خود از اصلاح را پذیرفتهاند. امروز کشور در شرایط فوقالعاده حساسی قرار دارد؛ شرایطی که هم مسئولان باید حقیقت را با مردم در میان بگذارند و هم مراقب باشند حقیقت را به روایت ناامیدی تبدیل نکنند. مردم از شنیدن واقعیت نمیترسند؛ از دیدن بیعملی میترسند. و شاید مهمترین مطالبه امروز جامعه از همه ارکان حاکمیت این باشد: کمتر درباره سختی شرایط سخن بگویید و بیشتر نشانههای اصلاح، هماهنگی و قاطعیت را در عمل نشان دهید. زیرا شرایط فوقالعاده، دیگر با مدیریت عادی و گفتارهای پراکنده قابل اداره نیست.