روزنامه کائنات
5

گزارش

1404 يکشنبه 3 اسفند - شماره 5020

کائنات روش های پیگیری مطالبات مردم را بررسی می کند

راه‌حل‌های گمشده مدنی !

 فرناز ساعد- جوانان خصوصاً فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، با موانع ساختاری متعددی در مسیر تحقق چشم‌اندازهای فردی خود مواجه‌اند که مهم‌ترین این چالش‌ها عبارتند از بیکاری ساختاری، محدودیت دسترسی به فرصت‌های شغلی کیفی و فقدان اطمینان بنیادین نسبت به آینده.
این شکاف نه تنها مادی، بلکه هویتی است؛ کارشناسان تأکید دارند که اولویت‌های این نسل مانند امید به آینده‌ای قابل پیش‌بینی و زندگی عادی به‌طور معناداری با محورهای اصلی تمرکز نظام اجتماعی همسو نیست، که این عدم تطابق، زمینه‌ساز عاملیت فعال سیاسی در میان جوانان شده است.
 فقط محافل دوستانه داریم که مانع گردش نخبگان می‌شوند
رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران گفت: اعتراض ابزار نهایی برای پیگیری مطالبات است، یعنی جامعه‌ی مدنی اگر وجود داشته باشد و امکان فعالیت پیدا کند، از اول کسی سراغ اعتراض نمی‌رود.
«حسین ایمانی جاجرمی» عضو هیات علمی و رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در پاسخ به سوال ایلنا مبنی بر این که آیا تعیین محل اعتراض چه در سطح دانشگاه چه در سطح شهر می‌تواند به کاهش سطح خشونت منجر شود؟ توضیح داد: این نگاه، نگاهی تقلیل‌گرایانه است؛ یعنی کل مسئله کنش و رفتار سیاسی را به مسئله مکان تقلیل می‌دهد، در حالی که کنش سیاسی قسمتی از مجموعه‌ای بزرگ‌تر است. قبل از هر چیز باید حقوق شهروندی و حق اعتراض به رسمیت شناخته و تعریف شود، امکان فعالیت آزاد احزاب و آزادی بیان فراهم گردد تا سطح و محدوده سیاسی عموم مشخص شود.
صرف مشخص کردن مکانی برای اعتراض، مشکلی حل نخواهد کرد
وی افزود: مثلا شما هم‌اکنون اگر به جمع‌آوری سطل زباله از سطح شهر اعتراض کنید، امری سیاسی تلقی می‌‌شود یا مثلا کنش معلمان و رانندگان شرکت واحد در جهت مطالبات‌شان سیاسی نیست، اما به غلط با آن‌ها برخورد سیاسی می‌کنند. بدون مشخص کردن محدوده سیاسی، صرف مشخص کردن مکانی برای اعتراض و تجمع مشکلی حل نخواهد کرد.
به گفته وی کسانی که می‌خواهند کاری کنند تا صداشان شنیده شود، خودشان می‌دانند کجا تجمع کنند. مثلا می‌روند جلوی مجلس یا ساختمان‌های دولتی تجمع می‌کنند، اما مثلا اگر پارک چیتگر را برای تجمع تعیین کنند، چه فایده‌ای دارد؟ مسئله اعتراض و تجمع بزرگ‌تر از آن است که به مسئله مکان محدود شود.
ایمانی اضافه کرد: اگر دولت تحقق این مواردی که در قانون اساسی بیان شده است را تضمین کند، ممکن است بتواند تا اندازه‌ای به بحرانی که پیش آمده پاسخ دهد، اما اگر این موضوع را در این خلاصه کنید که جایی برای اعتراض نبوده است، به نظر من درست ندیدن، مسئله است، چون موضوع ریشه‌های عمیق‌تری دارد.
وی در ادامه گفت: اعتراض ابزار نهایی است، یعنی جامعه‌ی مدنی اگر وجود داشته باشد و امکان فعالیت پیدا کند، از اول سراغ اعتراض نمی‌رود. اول می‌رود سراغ گفتگو، لابی، تبلیغ، جلسه گذاشتن و تحقیق کردن. فعالیت‌های زیادی وجود دارد که جامعه‌ی مدنی می‌تواند قبل از اعتراض دنبال کند. اعتراض، پله‌ی آخر است، زمانی که همه راه‌هایی که رفته، به بن‌بست رسیده است.
او با اشاره به تعیین محل برای اعتراض اظهار کرد: الان همین مسئله تعیین مکان برای اعتراض نشان می‌دهد، کسانی که این تصمیمات را می‌گیرند، از ظرفیت‌ها و امکانات جامعه‌ی مدنی بی‌خبرند و می‌گویند که همین پله‌ی آخر را باید فعال کنیم. در حالی که قبل از آن کلی مقدمات و سطوح فعالیت وجود دارد که اگر به آن‌ها امکان فعالیت داده شود، ممکن است به مرحله‌ی اعتراض نرسد. شما باید برای آموزش سیاسی و حزبی هزینه کنید.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران افزود: مثلا در ترکیه‌، حکومت در جهت یادگیری فعالیت حزبی و سیاسی به احزاب از نظر مالی کمک می‌کند. ما به این مسائل اصلاً توجه نمی‌کنیم و فکر کرده‌ایم که کار سیاسی راحت است یا مثلاً فقط اعتراض کار سیاسی است. در حالی که جامعه‌ی مدنی می‌تواند یک حوزه‌ی بسیار فعال و خلاق باشد.
جامعه‌ مدنی در طی سال‌های گذشته تضعیف و بی‌معنا شده است
وی تاکید کرد: وقتی کار به اینجا رسیده، برای این است که جامعه‌ی مدنی در طی سال‌های گذشته عملاً تضعیف و بی‌معنا شده است. نهایتاً آنچه باقی مانده، خشونت عریان و این تخریب‌ است. حالا بیایید جا مشخص کنید، وقتی مقدمات و پایه‌هایش وجود ندارد، چه فایده‌ای دارد؟
او ادامه داد: از یک طرف می‌خواهند مکان برای اعتراض مشخص کنند، از طرف دیگر خانه‌ی اندیشمندان علوم انسانی را می‌بندند. آیا خانه‌ی اندیشمندان علوم انسانی ضرری به جایی رسانده بود؟
احزاب سیاسی برای نظم‌پذیر کردن اعتراض ایجاد شده‌اند
دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در رابطه با امکان نظم‌پذیر کردن اعتراضات تشریح کرد: احزاب سیاسی برای نظم‌پذیر کردن و ایجاد محدودیت برای اعتراض ایجاد شده‌اند. مسئله‌ی قدرت و مسئله‌ی توزیع منابع و فرصت‌ها، یک امر اجتماعی خیلی مهم است. در جامعه، افراد در مسائل مختلف با هم رقابت می‌کنند. هر تصمیمی عده‌ای برنده و عده‌ای بازنده دارد. بنابراین سیاست‌ورزی یک امر جاری و بخشی از زندگی روزمره است. برای اینکه این اختلافات به خشونت و خونریزی منجر نشود، راه حلی که تجربه‌ی بشری پیدا کرده این است که افراد در داخل احزاب سیاسی و با تضمین‌های حقوقی مثل آزادی بیان به رسمیت شناخته شوند. این اتفاق در کشور ما نیفتاده است.
 حزب نداریم، فقط محافل دوستانه داریم
وی اضافه کرد: ما حزب نداریم. این چیزهایی که الان به عنوان حزب فعالیت می‌کنند، بیشتر محافل دوستانه یا به اصطلاح تشکل‌های حامی کارگزار هستند که در زمان انتخابات فعال می‌شوند، در دولت جایگاه‌های مهم را می‌گیرند و طرفداران خودشان را وارد بوروکراسی می‌کنند. به این صورت است که بوروکراسی را نابود می‌کنند، چرا که امکان فعالیت از افراد مستقل و کارشناس را می‌گیرند و گردش نخبگان را از بین می‌برند، در نتیجه بوروکراسی را ناکارآمد می‌کنند. از طرفی دیگر هم نمی‌توانند مطالبات مردم را نمایندگی کنند.
عضو هیات علمی و رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در آخر پیشنهاد کرد: اگر می‌خواهیم این مشکل را اساساً حل کنیم، نه به شکل راه‌حل‌های موقت و مسکن، باید بپذیریم که سیاست‌ورزی در دنیای امروز برای کشوری که ۸۰ درصد آن شهرنشین است و یک طبقه‌ی متوسط آگاه دارد، با این روش‌های موجود جواب نمی‌دهد. از این به بعد، هر مسئله‌ای که اتفاق بیفتد، چه بخواهیم چه نخواهیم، یک سویه‌ی قوی خشن پیدا خواهد کرد، چون آن راه‌حل‌های مدنی تضعیف‌ شده‌اند. این را باید قبول کرد.
بی‌ثباتی با گفتار درمانی مشکل حل نمی‌شود
بی‌ثباتی در جوامع مربوط به سرمایه اجتماعی‌ست؛ سرمایه‌ای که به باور آسیب‌شناسان اجتماعی در جنگ ۱۲ روزه به جمهوری اسلامی داده شد اما وقایع اخیر نشان می‌دهد که پایه‌های آن متزلزل شده. چرایی این مساله و رویکردها رادیکال برای جمع کردن آن به جای حل کردنش موضوع بحث جامعه‌شناس‌هاست.
چگونگی بازگشت ثبات به جامعه پس از وقایع دی ۱۴۰۴ در دستان عوامل کلیدی بی‌ثباتی است؛ ثباتی که نشانه‌هایش پس از جنگ ۱۲ روزه بر نظام حکمرانی تابید و حالا چگونگی برخورد با آن زیر ذره‌بین جامعه‌شناسان قرار گرفته.
به عقیده کوروش محمدی، رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران از جمله عوامل کلیدی بی‌ثباتی اجتماعی در جریانات اخیر ایران دو وجه قالب دارد؛ این مساله شرایط را به سمتی پیش می‌برد که بخشی از جامعه احساس نارضایتی، یاس و ناامیدی می‌کند. کوروش محمدی در مصاحبه با فرارو می‌گوید: «بسیاری از شکاف‌های طبقاتی که الان بین لایه‌های اجتماع هست نتیجه بی‌توجهی و کارکردهای غلط در توزیع منابع و فرصت‌ها در جامعه وجود دارد. ما در اقتصاد، معیشت، ایجاد مسائل رفاهی و دیگر چیزها نتوانستیم اعتماد عمومی جامعه را به دست بیاوریم و در نتیجه حاکمیت در حال حاضر با بحران سرمایه اجتماعی مواجه شده است. در همین راستا او نتوانسته اعتماد عمومی را جذب و سرمایه اجتماعی را حفظ کند.»
رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی می‌گوید: «بعد از جنگ ۱۲ روزه همگی شاهد بودند که انگار خدواند به جمهوری اسلامی یک سرمایه اجتماعی هدیه کرد؛ با این وجود که کارکردهای غلط بود و ناکارآمدی‌ها و مشکلاتی در ساختار عملکردی وجود داشت. مردم با تمام مشکلات در آن روزها پای کشور و نظام ایستادند، اما متاسفانه برای حفظ این سرمایه اجتماعی هیچ گامی برداشته نشد چه بسا برخی گام‌ها در جهت نابودی آن ایجاد شد. این که در حال حاضر تبحری در نابود کردن سرمایه اجتماعی داریم حرف بی‌ربطی نیست.»
او می‌افزاید: «بسیاری از نمایندگان مجلس بلافاصله پس از جنگ ۱۲ روزه به جای اینکه قدر این فرصت را بدانند و بخواهند از زمینه‌های موجود اعتماد اجتماعی ایجاد کنند به سراغ مواردی رفتند که منجر به عصبانیت جامعه شد. حالا با مرور سابقه‌ای که از افراد دخیل و دارای مسئولیت در حاکمیت سراغ داریم، تصور می‌شود سرمایه اجتماعی که در ۲۲ دی پس از این همه اتفاقات جمع شدند را هم از دست بدهد.»
خودمان پاشنه آشیل را به عوامل خارجی نشان دادیم
محمدی می‌گوید: «با تمام این تفاصیل حاکمیت باید صدای معترض را بشنود. درست است که صدایی یکپارچه از مردم در جهت محکومیت اغتشاش و تخریب، 22 دی، شنیده شده اما بخشی از جامعه اعتراض دارد و حرف او باید شنیده شود و پاسخی به آن داده شود. در غیر این صورت همچنان صورت مساله را پاک کردیم که می‌تواند ریشه در ناکرده‌های گذشته ما داشته باشد.»
او می‌افزاید: «عامل دیگری که در بی‌ثباتی حاکم نقش دارد، که البته کم‌اهمیت‌تر است، همان عوامل دشمن خارجی است. این مساله مهم است اما دشمن خارجی زمانی موفق می‌شود که ما در جامعه زمینه را فراهم کرده و پاشنه آشیل خود را نشان داده باشیم؛ درست آن جایی را که در آن ضعف داریم. به بیانی مشکلات باید حل شود نه این که جمع شود. رویکرد اکنون جمع کردن مسائل و مشکلات است. آیا مسائل معیشتی درست شد؟ با گفتار درمانی مشکل حل نمی‌شود. دشمن خارجی هم از نبود سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی و کارکردهای درست و اصولی نهایت بهره برداری را کرده و از همان نقطه ورود می‌کند.»
رویکردهای رادیکال مساله را اداره نمی‌کند بلکه آن را کنترل می‌کند
این جامعه‌شناس می‌گوید: «رویکردهای رادیکال مساله را اداره نمی‌کند بلکه آن را کنترل می‌کند. به طور کل اگر ارتباط و اعتماد عمومی بین حاکمیت و جامعه برقرار باشد و سطح بالایی داشته باشد دیگر حتی نیازی به فیلترینگ نیست. در آن نقطه حتی لازم نیست نگران تریبون‌های خارجی باشیم. مهم این است که اعتبار بین دو بخش جامعه برقرار باشد که یکدیگر بفهمند و حاکمیت بتواند بر مبنای نیازهای درک شده از کف جامعه به مردم سرویس دهد. رفتارها و تصمیم‌گیری‌ها نشان می‌دهد فقری که هم اکنون در جامعه وجود دارد هنوز درک نشده، حاشیه نشینی‌ها، بیکاری، نوجوان سردرگم و دارای بحران هویتی که در کف جامعه است دیده نمی‌شوند و حاکمیت برای برقرای ارتباط او با جامعه راه حلی پیدا نکرده است.»
او می‌افزاید: «وقتی قرار نیست اتفاق جدیدی در رویکردها رقم بخورد همان اتفاقات گذشته می‌افتد؛ به طور میانگین هر چند سال یکبار مسائل این چنینی که با آن رو به رو بودیم دوباره به وجود می‌آید. بحث این است که در میان این وقایع زمینه سو استفاده دشمن خارجی هم ایجاد می‌شود.»
محمدی می‌گوید: «علت اینکه به سمت حل ریشه‌ای این مشکلات نمی‌روند گره خورده با افرادی است که در حل این مسائل مخالف هستند یا موضع گیری سرسختانه و تندی دال بر تکرار رفتارهای گذشته دارند. اینان افرادی هستند که هیچ هنری برای حل مشکلات نخواهند داشت؛ خواه در قاموس مدیر یا نماینده یا رسانه؛ تفاوتی ندارند. آنان هیچ زمانی با بدنه کارشناس جامعه مراوده نمی‌کنند. در این صورت این پرسش که چرا همان رفتارها و تصمیم‌گیری‌های گذشته به شکلی رادیکال‌تر تکرار می‌شود مشخص است. برخی اعتقادی به بدنه کارشناسان ندارند.»
او می‌افزاید: «برای وقایع اخیر از هیچ کارشناسی خواسته نشد که مساله را آسیب‌شناسی کند. فقط منیتی که در برخی از جریانات تندرو حاکمیت وجود دارد و اصرار دارند حرف آنان درست‌ترین حرف است به کرسی نشسته و در نهایت به جامعه ضربه زده و سرمایه اجتماعی را از بین می‌برد. در این جامعه در چندین مرحله این مسائل پیش آمده حتی یک بار نظر کارشناسان را نپرسیدند و این قضیه مدام تکرار شده است.»
در نهایت او می‌گوید: «اگر کسی اصولی مبتنی بر عقلانیت و رفتار دلسوزانه برای این کشور داشته باشد باید به سمت دیده و شنیده شدن صداهای مردم پیش برود و حس تعلق و اعتماد در مردم ایجاد کند. بخش زیادی از جامعه، همان افرادی که کف خیابان بودند، خودشان هم از اینکه قرار است چه اتفاقی برای انان بیافتد سردرگم بودند چون حس تعلق به جامعه ندارند. کسی که احساس تعلق به این جامعه داشته باشد حتی یک سطل آشغال بی‌ارزش را هم آتش نمی‌زند.»
شکاف میان خواسته های نسل جدید و ساختار اجتماعی موجود
استاد دانشگاه گفت: بسیاری از جوانانی که در اعتراضات شرکت می‌کنند، حتی توانایی راه اندازی یک شغل معمولی را ندارند و نیازمند حمایت هستند. جامعه باید آن‌ها را جذب کرده و سرمایه‌گذاران را ترغیب کند که فرصت شغل‌آفرینی را برایشان فراهم کند.
کرامت‌الله راسخ در گفت‌وگو با ایلنا با اشاره به اینکه بخش عمده معترضانی که در خیابان‌ها بودند زیر ۲۲ یا حتی ۲۰ سال سن داشتند، اظهار داشت: ورود فعالانه جوانان در این سنین به حوزه سیاست و مطالبه تغییر در نظام اجتماعی، نیازمند بررسی و تحلیل دقیق جامعه‌شناختی است. میزان و نوع تحولاتی که این جوانان در نظر دارند، موضوعی است که باید با دقت مورد بحث قرار گیرد.
وی ادامه داد: جوانان تصویری از تغییرات اجتماعی در ذهن دارند و احساس می‌کنند نظام اجتماعی موجود با خواسته‌های آن‌ها سازگار نیست؛ هرچند میزان و ماهیت این مخالفت ممکن است متغیر و فاقد تعریفی مشخص باشد.
 اولویت‌های جوانان با اولویت‌های نظام اجتماعی همسو نیست
این جامعه‌شناس با تأکید بر اهمیت موضوع، تصریح کرد: مسئولان باید بررسی کنند که چرا جوانان، حتی در سنین پایین، با نظام اجتماعی موجود احساس عدم سازگاری دارند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم اظهار داشت: به نظر می‌رسد اولویت‌های جوانانی که در خیابان‌ها حضور دارند با اولویت‌های نظام اجتماعی فاصله گرفته است. جوانان مسائلی مانند از بین رفتن امید به آینده را در صدر اولویت‌های خود قرار می‌دهند.
وی افزود: بررسی مسائل از طریق رسانه‌ها اغلب بر موضوعاتی متمرکز است که برای طبقه صاحب قدرت مهم است. اما جوانان به‌دنبال زندگی عادی و قابل پیش‌بینی هستند؛ شغلی مناسب، آینده‌ای روشن و چشم‌اندازی امیدوارکننده. آن‌ها خواستار یک زندگی معمولی و بدون دغدغه هستند و متأسفانه، چشم‌اندازی که در اختیارشان قرار گرفته، اغلب ناامیدکننده است.
این جامعه‌شناس با اشاره به وضعیت جوانان، بر اهمیت بیکاری، فقدان چشم‌انداز و رویکرد سنتی به مسائل تأکید کرد و گفت: جوانان امروز با معضل بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنند و در سنین پایین مجبور به روی آوردن به مشاغلی مانند کارهای اینترنتی می‌شوند. این در حالی است که بسیاری از جوانان تحصیل‌کرده با نگاه به نسل‌های بعدی خود، احساس ناامیدی می‌کنند.
راسخ در ادامه بیان کرد: مشکل دیگری که وجود دارد، رویکرد سنتی به مسائل است. برای مثال، بر اهمیت ازدواج تأکید شده و تسهیلات و وام‌های ویژه‌ای برای آن ارائه می شود، اما شرایط کلی زندگی که امکان ازدواج و تشکیل خانواده را فراهم سازد، مهیا نیست. در دنیای امروز، ازدواج یک انتخاب شخصی است و فراهم‌سازی شرایط لازم برای آن اهمیت دارد.
وعده‌های عمل‌ناشده و عدم تغییر در زندگی جوانان
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم خاطرنشان کرد: من سال‌هاست که از روشن بودن شعله‌های گاز در مناطق مختلف ایران عصبانی هستم. هر سال مقامات مسئول وعده می‌دهند که این شعله‌ها خاموش خواهند شد، اما این وعده‌ها عملی نمی‌شود.
راسخ افزود: وضعیت جوانان نیز مشابه این است. من سال ۱۳۸۲ کتابی در حوزه جامعه‌شناسی جوانان ترجمه کردم و در مقدمه‌اش نوشتم که جوانان امروز از نسل ما بهترند و ما آینده‌ای روشن برایشان ترسیم می‌کنیم. متأسفانه این تصور محقق نشده است. اگر امروز آن کتاب را بازچاپ کنم، نوشته‌های ۲۱ سال پیش همچنان معتبر باقی می‌ماند زیرا تغییری در زندگی این جوانان رخ نداده است.
این جامعه‌شناس با اشاره به مهاجرت تعداد اندکی از جوانان بااستعداد به کشورهای پیشرفته، اظهار داشت: اکثر آن‌ها در ایران باقی می‌مانند، اما هر بار که وضعیتی مشابه پیش می‌آید، مسئولان تنها به صحبت‌های کوتاهی در رسانه‌ها بسنده می‌کنند.
 مشکل ریشه‌ای عدم سرمایه‌گذاری و بی‌توجهی به نیازهای شغلی جوانان
راسخ بر ریشه‌ای بودن مشکل عدم سرمایه‌گذاری و بی‌توجهی به نیازهای شغلی جوانان تأکید کرد و گفت: اساس مشکل، عدم سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف و ناتوانی در ایجاد شغل برای جوانان است. این امر نیازمند حضور سرمایه‌گذاران و خلق فرصت‌های شغلی جدید است.
وی ادامه داد: راه‌حل‌های پیشنهادی مانند سازمان‌های دانش‌بنیان تنها برای تعداد محدودی از جوانان با استعداد و ظرفیت ذهنی بالا قابل اجرا هستند. بسیاری از جوانانی که در اعتراضات شرکت می‌کنند، حتی توانایی راه اندازی یک شغل معمولی را ندارند و نیازمند حمایت و هدایت هستند. جامعه باید آن‌ها را جذب کرده و سرمایه‌گذاران را ترغیب کند که فرصت شغل‌آفرینی را برایشان فراهم سازند.
این استاد دانشگاه با اشاره به فاصله سنی میان مسئولان و جوانان، بیان داشت: متأسفانه در بسیاری از موارد،مسئولان کشور درک دقیقی از نیازها و مشکلات جوانان ندارند. حضور نمایشی جوانان در مراکز تصمیم‌گیری تأثیر چندانی در حل مشکلات واقعی ندارد. تصمیم‌گیران اغلب برای حفظ امنیت شغلی خود، ترجیح می‌دهند از افراد مسن و صاحب‌نفوذ حمایت کنند.
 اصلاحات ساختاری کلید تغییر وضعیت جوانان است
این جامعه‌شناس با تأکید بر ضرورت اصلاحات ساختاری، اهمیت تغییر در سیاست خارجی و ساختار اقتصاد داخلی کشور را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: به نظر من، بقای جامعه منوط به اصلاحات ساختاری بنیادی است که عمدتاً در دو حوزه سیاست خارجی و ساختار اقتصاد داخلی متمرکز است.
راسخ افزود: اگر سیاستمداران کشور در این دو حوزه تغییر ایجاد کنند، این تحولات به‌تدریج به حوزه‌های دیگر، از جمله وضعیت جوانان، سرریز خواهد شد. با ایجاد شغل، سرمایه‌گذاری و فرصت‌های جدید، جوانان نیز می‌توانند در توسعه کشور سهیم شوند.
وی با ابراز نگرانی از تداوم وضعیت موجود، گفت: متأسفانه با شرایط کنونی به نظر می‌رسد به‌جای حل مشکلات اساسی، شاهد تکرار همان مسائل و بازگشت مجدد این نارضایتی‌ها در سال‌های آینده خواهیم بود که موجب فرسایش بیشتر جامعه می‌شود.
راسخ با اشاره به پایداری اعتراضات و تأثیر آن بر افکار جوانان، بر اهمیت یافتن راهکارهای ماندگار تأکید کرد.
وی گفت: اگر اعتراضات برای مدت طولانی ادامه یابد، جوانان به‌دلیل نداشتن فعالیت‌های دیگر، دچار سردرگمی فکری شده و از تفکر درباره راه‌حل‌های پایدار بازمی‌مانند. تمرکز صرف بر این موارد می‌تواند به یک سرگرمی تبدیل شود و مانع رشد فکری و کشف راهکارها شود.
راسخ افزود: حتی پرداخت مبلغی به‌عنوان کمک به این افراد، تغییر اساسی در وضعیت شان ایجاد نمی‌کند. آن‌ها همچنان بدون شغل باقی مانده و ذهنیت شان نیز به‌دلیل عدم فعالیت، دچار رکود می‌شود.

 بدون اصلاحات ساختاری، توسعه و انسجام اجتماعی در خطر است
 کارشناسان هشدار می‌دهند که ایران همچنان در چرخه‌ای از وابستگی تاریخی گرفتار است و همزمان با دوگانگی عمیق سیاسی و شکاف‌های فکری درون حاکمیت و جامعه مواجهه است. بدون اصلاحات ساختاری و تغییر جدی سیاست‌ها، توسعه ملی و تداوم همبستگی اجتماعی کشور در معرض تهدید قرار دارد.
نشست تخصصی «واکاوی ناآرامی‌های اجتماعی در ایران؛ پیوستگی عوامل بیرونی و زمینه‌های درونی» با موضوع ارائه راهبردها و راهکارها با رویکرد اقتصادی با حضور «محمدصادق کوشکی» عضو هیات علمی دانشگاه تهران و «جمشیدی» کارشناس اجتماعی-فرهنگی برگزار شد.
 علیرضا بلیغ بیان کرد که مسئله ارز در ایران، واقع‌بینانه‌تر، موضوعی است که تقریباً تمام ابعاد زندگی کشور را تحت تأثیر قرار داده است. بررسی این مسئله نیازمند بازگشت به تاریخ و تحلیل ریشه‌های آن است. تأثیر لایه‌های سیاسی و اقتصادی بر این موضوع کاملاً محسوس است.
وی گفت برای فهم تاریخچه ارز و تجارت در ایران، باید نگاهی به نقطه‌ای داشت که اساساً نظم فعلی جهانی شکل گرفت؛ حتی پیش از آنکه دلار به جایگاه ارز جهانی دست یابد، بریتانیا چنین موقعیتی را در اختیار داشت. این جایگاه کاملاً با شکل مدیریت امپراتوری بریتانیا و وقایع تاریخی مرتبط بوده است.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران بیان کرد که دو رویداد مهم در انگلستان، مسیر قدرت جهانی را تغییر داد: انقلاب صنعتی که شکل تولید جهانی را دگرگون کرد و ظهور قدرت دریایی و تجارت نظامی که مسیرهای تجاری دنیا را به سمت دریا سوق داد. این جابجایی باعث شد مسیرهای تجارت زمینی تضعیف شود و در نتیجه قدرت اقتصادی و سیاسی به مرور از بریتانیا به آمریکا منتقل شود. این تحولات موجب شد ایران، با موقعیت خاص جغرافیایی خود، در میانه رقابت دو قدرت بزرگ قرار گیرد و با وجود اینکه مستعمره کامل نشد، اما آسیب‌هایی کمتر از مستعمره شدن تجربه کرد.
بلیغ بیان کرد که انقلاب صنعتی و تغییر مسیرهای تجارت دریایی، زمینه وابستگی کشورهای جهان، از جمله ایران، به تجارت دریایی را فراهم کرد. کشف منابع انرژی عظیم در منطقه خلیج فارس، وابستگی کشورها به انرژی را افزایش داد و امکان توسعه مستقل کشورها را محدود ساخت. در دو قرن گذشته، ایران همواره درگیر این چالش بوده است؛ پس از تجزیه امپراتوری عثمانی، تقسیم‌بندی کشورها و کنترل منابع انرژی توسط قدرت‌های خارجی، ایران به رغم موقعیت ژئوپولیتیک استراتژیک، نتوانست توسعه ملی کامل داشته باشد.
وی عنوان داشت که برپایی دولت ملی و تلاش برای ایجاد صنایع داخلی با چالش‌های تاریخی مواجه شده است. اقتصاد ایران در لوپ صادرات نفتی و واردات غیرنفتی قرار گرفته بود، به‌طوری که عمده واردات کالاهای مصرفی و حتی مواد اولیه برای تولید، مصرف می‌شد. این وابستگی تاریخی، زمینه بسیاری از مشکلات بعدی اقتصادی و اجتماعی ایران را فراهم کرده است. انقلاب‌ها تلاش کرده‌اند با ورود نیروهای سیاسی تازه، این چرخه را تغییر دهند، اما ساختار اقتصادی-سیاسی کشور همچنان وابسته به درآمدهای نفتی باقی مانده است.
در ادامه، عضو هیات علمی دانشگاه تهران بیان کرد که پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا با ایجاد سازمان ملل، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی، نظم جهانی را از طریق سازوکارهای بین‌المللی مدیریت کرد. این سیستم، همراه با اجماع واشنگتن، باعث شد کشورها بر اساس مزیت نسبی خود در نظام جهانی عمل کنند. ایران با منابع نفتی و مواد خام، تحت فشار این نظم جهانی نتوانست توسعه صنعتی درون‌زا ایجاد کند و سیاست‌های اقتصادی و سیاسی همچنان در تضاد با منطق مستقل ملی باقی مانده‌اند.
بلیغ بیان کرد که این وضعیت باعث شده ایران مجبور باشد به صادرات مواد خام و کالاهای اولیه ادامه دهد، بدون آنکه زنجیره‌های تولید و ارزش داخلی شکل بگیرد. افزایش نرخ ارز، قیمت تمامی کالاها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و یارانه‌ها نمی‌توانند اثر آن را به‌طور کامل خنثی کنند. بدون ایجاد زیرساخت‌های تولید و توسعه صنعتی، کشور در چرخه‌ای از وابستگی باقی خواهد ماند و این مشکل ریشه‌ای و تاریخی است. عضو هیات علمی دانشگاه تهران گفت: موقعیت ژئوپولیتیک ایران به عنوان کشوری در میان شمال، جنوب و شرق، همیشه زمینه تعرض قدرت‌ها به کشور را فراهم کرده و ایجاد یک دولت ملی مستقل اقتصادی، بدون تغییر ساختار منطقه‌ای و اقتصادی ممکن نبوده است.
وی تصریح کرد که ساختار اقتصاد سیاسی ایران هنوز هم بر وابستگی به درآمدهای خام استوار است و این باعث شده سیاست‌ها و واقعیت اقتصادی کشور با هم ناسازگار باشند. این وضعیت منجر به لوپ «اقتصاد اوپن‌لوپ» شده، جایی که صادرات نفتی و غیرنفتی بدون ایجاد زنجیره‌های ارزش و تولید داخلی، صرفاً برای واردات کالاهای مصرفی استفاده می‌شود. این تنش‌ها و فشارهای اقتصادی از همان منطق تاریخی اقتصاد سیاسی ناشی می‌شوند و بدون تغییر بنیادین، ادامه خواهند داشت.
در پایان، بلیغ تصریح کرد که برای فهم سیاست‌های کنونی و مشکلات اقتصادی ایران، باید تاریخ تحولات اقتصادی و ژئوپولیتیک کشور را از گذشته تا امروز بررسی کرد. موقعیت ایران، منابع طبیعی و موقعیت ژئوپولیتیک آن همواره زمینه‌ای برای مداخله خارجی و محدودیت توسعه ملی فراهم کرده است و بدون تغییر ساختارهای اقتصادی و سیاسی، امکان توسعه درون‌زا و صنعتی پایدار، دشوار خواهد بود.
 جمشیدی در ابتدای سخنان خود تصریح کرد که از او خواسته شده است درباره «عنصر سیاست» سخن بگوید اما او در حوزه فرهنگ تخصص دارد و ادامه داد: مسئله‌ای که سال‌هاست ذهن او را درگیر کرده، مواجهه با دو جریان متفاوت در جامعه ایران است؛ دو جریانی که به گفته او، حتی در صورت‌بندی و روایت مسئله نیز هیچ‌گونه قرابتی با یکدیگر ندارند، مسائل را متفاوت می‌خوانند و بر اساس این خوانش‌های متفاوت، نسخه‌ها و تجویزهای متفاوتی ارائه می‌کنند.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه