صفحه اول
مریم عینی- دیپلماسی پایان جنگ است و پایان دیپلماسی، آغاز جنگ! بر اساس مجموعه عوامل داخلی آمریکا، شرایط بینالمللی، واکنش بازارهای جهانی و ملاحظات منطقهای، احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران بالا ارزیابی میشود. با این حال، متغیر تعیینکننده نه اصل اقدام، بلکه شیوه، زمان و نتیجه آن است. اینکه دولت آمریکا از حملۀ نظامی به ایران در برهه کنونی صرفنظر کرد، به معنای گشوده شدن یک افق جدید و روشن شدن یک چشمانداز برای حل و فصل دیپلماتیک اختلافات بین تهران و واشنگتن نیست. اقدام دونالد ترامپ در لحظۀ آخر درباره عدم حمله به ایران، نه به مسائل مذاکراتی بین دو کشور، بلکه به ملاحظات خود ایالات متحده درخصوص کارکرد و هدف این حمله، به سود و زیان ناشی از این حمله و همچنین به سنجش میزان آمادگی نظامی خود آمریکا باز میگردد. آنطور که از خبرهای منتشر شده استنباط میشود، در روزهای اخیر درخصوص موضوع حمله به ایران در داخل دولت آمریکا، اختلاف نظرهای جدی وجود داشته است و در نهایت معدل این دیدگاهها آن شد که ترامپ، دستکم در برهه کنونی، از تقابل نظامی با ایران خودداری کند. برای دولت ترامپ، جنگ گسترده و طولانیمدت در اولویت نیست، اما این به معنای بیتفاوتی نسبت به ایران هم نیست. هدف اصلی، خلع سلاح و تسلیم ایران از طریق کمهزینهترین ابزار ممکن، یعنی دیپلماسی است؛ ابزاری که در صورت ناکامی، جای خود را به استفاده حسابشده از قدرت سخت میدهد. تجربههایی مانند ونزوئلا نشان میدهد که الگوی مطلوب ترامپ، اقدامهای سریع، محدود و نتیجهمحور است؛ الگویی که با پرهیز از جنگهای فرسایشی عراق و افغانستان تفاوتی بنیادین دارد. از این رو، هرگونه اقدام نظامی احتمالی علیه ایران، در چارچوب محاسبات دقیق سیاسی، اقتصادی و امنیتی طراحی خواهد شد؛ محاسباتی که حساسیت آنها در قبال ایران بهمراتب بیشتر از سایر پروندههاست. سطح مناسبات ایران با آمریکا بسیار پیچیده است. شاید بتوان گفت تنها چالش استراتژیک جهان، چالش تهران و واشنگتن است. مابقی چالشهای جهان در حوزه حوزه تاکتیکی قابل ارزیابی و بررسی است. حتی رابطه آمریکا با چین و روسیه. جمعبندی دیدگاه کارشناسان نشان میدهد که سیاست خارجی ایران در مقطع کنونی در وضعیتی پرابهام و پرریسک قرار دارد؛ از یکسو بخش قابل توجهی از تحلیلگران بر این باورند که ادامه تنش و تقابل، چه در قالب فشار سیاسی و چه در شکل اقدام نظامی محدود یا گسترده، همچنان یکی از گزینههای روی میز واشنگتن است و ایران نیز توان و ظرفیت حل بحرانها از مسیر درگیری را ندارد، و از سوی دیگر، اختلافنظر جدی میان کارشناسان درباره امکانپذیری و فایدهمندی مذاکره با آمریکا وجود دارد. برخی بر ضرورت ورود فوری و مستقیم به مذاکرات، بهبود رابطه با آژانس و استفاده از دیپلماسی فعال بهعنوان تنها راه برونرفت از بنبست اقتصادی و سیاسی تأکید دارند، در حالی که گروهی دیگر با بدبینانه دانستن چشمانداز دیپلماسی، معتقدند نه اراده داخلی لازم برای مذاکره وجود دارد و نه امکان دستیابی به توافقی متوازن با آمریکا، و در نتیجه باید خود را برای دورهای از تداوم فشار، تقابل و پیچیدهتر شدن معادلات آماده کرد. حال باید دید در شرایطی که هزینههای تقابل برای ایران رو به افزایش است و چشمانداز دیپلماسی نیز مبهم به نظر میرسد، راهبرد واقعبینانه سیاست خارجی ایران برای کاهش ریسکهای پیشرو چه میتواند باشد؟