گزارش
هدایت کازرونی- برای عدالت تعریفهای مختلفی وجود دارد. اهالی اندیشه در حوزههای مختلف، تلاش زیادی درباره مفهوم عدالت داشته اند. آنها از زوایای گوناگون به این موضوع پرداخته و از نظر تعریف واژگانی و هم ازلحاظ تعریف مفهومی و تعیین مصادیق، راهکارها و روشهای تحقق آن تحقیقات گستردهای داشته اند. در واقع یکی از دعواهای جدی مصلحان جامعه بحث دستیابی به عدالت بوده است. فارغ از این مطالعات و تحقیقات با موضوع عدالت، در شرایط فعلی یک تعریف کاربردی که بتوان در حوزه آموزش و پرورش ارائه داد، تعادل و توازن فرصتهای یادگیری است. هر دانش آموز متناسب با ظرفیتی که دارد باید فرصت یادگیری داشته باشد و تا جایی که فرصت و استعداد او اقتضا میکند، باید رشد کند. اگر چنین شرایطی را برای جامعه به وجود بیاوریم درواقع به رعایت اصل عدالت وفادار بوده ایم و آن را تعمیم داده ایم. شرط لازم برای دسترسی به جامعهای متعالی، پویا و توسعهیافته، تأمین و بروز مقوله عدالت است. هرقدر پدیده عدالت بیشتر تعمیم یابد و برای گسترش و بسط آن هماندیشی شود، قطعاً به جامعهای پایدار و توسعهیافتهتر منجر میشود. از پیامدهای نبود عدالت، افزایش شکاف طبقاتی، نارضایتی و نابهنجاری در ابعاد گوناگون است که نتیجهای جز تحول و تغییر نظام نداشته است. تعریفهای واژگانی و مفهومی، تعیین مصداقها، راهکارها و روشهای تحقق عدالت، از مباحث جدی ادیان الهی، مکاتب و اندیشهورزان تاریخ بشر بوده است. مصلحان اجتماعی با هرگرایش، زمان و مکانی اتفاق نظر داشتهاند که رسیدن به عدالت و ثبات اجتماعی مطلوب، تنها با عبور از شاهراه عدالت آموزشی میسر است. توجه به کودکان بهعنوان یادگیرندگان موفق مادامالعمر و شهروندان مؤثر، راهی مطمئن برای تحقق عدالت اجتماعی از طریق درهمشکستن چرخه فقر نسلی است. بدین لحاظ، موضوع عدالت آموزشمحور مستدام، از بحثهای راهبردی همه نظامها بوده است. یکی از مهمترین و البته استراتژیکترین بحثهای نظام، بحث عدالت آموزشی است. بحث مهمی که در سند تحول نیز یکی از راهبردهای اصلی را به خود اختصاص داده و درباره راهکارهای رسیدن به آن شرح و بسط فراوانی رفته است. مقدمهای که در اسناد بالادستی و طرحهای کلان این عرصه به آن اشاره شده اینطور میگوید که در واقع یکی از شرایط لازم برای یک جامعه متعالی، پویا و توسعه یافته دستیابی به عدالت، هم به معنای عام آن و هم به معنای خاص آن است. در واقع متصدیان امر بر این باورند که این عدالت آموزشی است که زمینه را برای دستیابی به عدالت اجتماعی فراهم میکند. پس عدالت آموزشی نخستین و مهمترین اولویت در میان مسائل نظام است. اگر نظام نتواند آن را تعمیم دهد، قطعا شکاف طبقاتی و فاصله طبقاتی زیاد خواهد شد و نارضایتی و نابهنجاری در سیستم به وجود خواهد آمد؛ بنابراین هرچه این پدیده بیشتر تعمیم پیدا کند و برای گسترش و بسط آن هم اندیشی شود، قطعا به پایداری اجتماع کمک خواهد شد و جامعه پیشرفت و توسعه پیدا خواهد کرد. نظام آموزشوپرورش جمهوری اسلامی ایران تحولی بنیادین را مبتنی بر آرمانهای نظام اسلامی، در چارچوب یک سند راهبردی1 در دست اجرا دارد. در «سند تحول بنیادین آموزشوپرورش» که کلمه عدالت بارها در آن آمده است، بسط و گسترش عدالت آموزشی از راهبردهای اصلی است و توسعه آموزشوپرورش باکیفیت برای تمامی گروههای هدف تبیین شده است. رویکرد محوری این سند راهبردی، عدالت تربیتی است. در سند تحول، واژه تربیت با تعریف «فرایند تعاملی زمینهساز تکوین و تعالی پیوسته هویت متربیان، بهصورتی یکپارچه و مبتنی بر نظام معیار اسلامی، بهمنظور هدایت ایشان در مسیر آمادهشدن جهت تحقق آگاهانه و اختیاری مراتب حیات طیبه در همه ابعاد» معنا شده است. یعنی مجموعهای از فعالیتهای آموزشی و پرورشی رایج که به تقویت مهارتها و توانمندیهای فرد و شایستگیهای او در تمام ساحتهای وجودی وی کمک میکند. بنابراین، عدالت تربیتی یعنی عدالتی که به تربیت در همه ساحتهای ششگانه زیستی ـ بدنی، علمی ـ فناوری، زیباییشناختی ـ هنری، اجتماعی ـ سیاسی، اعتقادی ـ اخلاقی و اقتصادی وجودی انسان بپردازد؛ مبتنی بر فلسفه تعلیموتربیت اسلامی و با هدف تحقق شجره طیبه. برای تحقق عدالت باید به همه ابعاد وجودی انسان در کنار هم توجه شود؛ به نحوی که از طریق رشد متعادل و متوازن، هیچ بُعدی به دلیل حاکمیت ابعاد دیگر فراموش نشده باشد. عدالت تربیتی زمانی محقق میشود که عدالت آموزشی و فرصت یادگیری برای رشد همهجانبه مخاطب فراهم باشد. اگر نظام آموزشوپرورش بتواند این فرصت یادگیری را ایجاد کند و یک انسان چندبعدی تربیت کند، میتوان گفت عادلانه برخورد کردهاست. اما اگر در هر بُعدی کم بگذارد، به انسان بیعدالتی شده، زیرا اجازه رشد همهجانبه از او گرفته شده است.