روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1401 يکشنبه 20 آذر - شماره 4268

اقتدار خوب

 مهیار اکبری- اقتدار ملی از مهم ترین و اساسی‌ترین اهداف هر نظام سیاسی است که زمینه ساز حفظ عزت ملی در عرصه های مختلف داخلی و بین المللی است. اقتدار ملی اصطلاحی نوپدید و مربوط به دوره معاصر است، اما موضوع آن در اندیشه سیاسی اسلام به ویژه قرآن کریم از جایگاهی ویژه برخوردار است و آیات به موضوعاتی اشاره می کند که بیانگر مفهوم اقتدار ملی است؛ همچنان که به عنوان یک اصل حیاتی که در هر عصر و زمان باید مورد توجه باشد، مسلمانان را موظف می کند که هر قوه و نیرویی که برای مقابله با تهدیدات و هجوم های احتمالی لازم است فراهم سازید تا دشمنان و تهدیدکنندگان از شما بترسند؛
کسب اقتدار ریشه در فطرت انسانی دارد. انسان ها به صورت طبیعی تمایل به قدرت و نیرومندی دارند. به اعتقاد امام همه انسان ها عاشق قدرت مطلق اند اما در مصادیق قدرت دچار اشتباه می شوند. اسلام نیز که قوانین فطرت است، نسبت به اقتدار فرد و جامعه کاملًا خوشبین است و انسان ها و جوامع انسانی را دعوت به عزت و نیرومندی کرده است. در اندیشه اسلامی مؤمن عزیز است و عزیزانه زیست می کند و جامعه اسلامی جامعه ای عزت مند است. اصل استعلاء مؤمنین بدکفار بدون شک به عنوان شاخص مهم جامعه دینی مورد قبول تمام طوایف اسلامی است. بر این مبنا امام معتقد است برای تحقق اصل عزت ایمانی باید حکومت را فرا چنگ آورد. در سایه حکومت طاغوت به سختی می توان دم از ایمان و لوازم آن زد. از این رو، اجرای مقررات اسلامی و احکام؟ وابستگی کاملی به تشکیل حکومت و قدرت سیاسی پیدا می کند. در اندیشه امام شأن قدرت سیاسی، مقام و منزله علت تحقق احکام شرعی قلمداد شده است.
سه عامل اساسی اقتدار ملّی «اقتصاد قوی و مقاوم»، «علم پیشرفته و روزافزون» و «حفظ روحیّه‌ انقلابیگری در همه بخصوص در جوان ها» است.
در آثار استاد مطهری به طور مشخص تعریفی درباره قدرت نمی توان یافت اما از تفاوتی که میان قدرت و قوت قائلند می توان دریافت که قوه یا استعداد امری است درونی اما قدرت بیشتر مواقع و نه به طور کلی بر امر بیرونی نظیر تکنولوژی، سازمان های اجتماعی و نظامی و نظم و انتظام قابل تطبیق است. به اعتقاد استاد اقتدار از اصول ثابت جامعه اسلامی است و جامعه مسلمانان ضعیف را نمی توان جامعه ای اسلامی نامید. بر مسلمین واجب است که اقتدار کسب کنند و برای یافتن اقتدار مقدمات اقتدار نیز بر آنان واجب می گردد. بر این مبنا در اندیشه مطهری تمام علومی که مورد نیاز جامعه اسلامی است علوم اسلامی خوانده شده است و بر مسلمانان واجب است درعلوم متخصص شوند و حال آنکه در میان متفکرین دینی افرادی که شاخص جامعه اسلامی را «اخلاق» با «احکام» می دانند، بیشترند. استاد مطهری نه تنها اخلاق را از ارکان جامعه اسلامی می دانند، که برای اقتدار نیز به همان اندازه اهمیت قائلند.
قدرت در اندیشه مرحوم مطهری محدود به قدرت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی و به طور کلی مادی نیست. قدرت معنوی در اندیشه ایشان جایگاهی رفیع دارد. به نظر وی قدرت بیرونی بدون اراده و اقتدار درونی ارزش ندارد و قابل دوام نیست. ایشان با عارفان مسلمان هم عقیده اند و سخت به سخن اقبال لاهوری اعتقاد دارند که قبل از به دست آوردن آهن باید شخصیتی محکم مانند آهن داشت و با متصوفه در این رأی مخالفند که فقط بایداکتفا به اقتدار درونی کرد بلکه معتقدند که باید قدرتهای مادی را کسب کرد. قدرت باطنی و ظاهری لازم ملزوم یکدیگرند. اسلام اجازه نمی دهد به بهانه قدرت باطنی، از قدرت ظاهری دست برداریم و یا به قدرت ظاهری اکتفا کنیم. همان طور که نمی توان به بهانه جهاد اکبر، جهاد اصغر را ترک گفت.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه