کائنات از برگزاری اولین کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی گزارش می دهد
آمادگی برای فریب بزرگ
یادگار خسروی- صبح دیروز اولین کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی با حضور و سخنرانی سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه، کمال خرازی رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، علی اکبر صالحی وزیر خارجه اسبق ایران و همچنین برخی از دیپلماتها و اساتید دانشگاهی در مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه برگزار شد.
در ابتدای این کنگره، اسماعیل خطیب زاده رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه گفت: صنعت، دانشگاه و دستگاه اجرایی سیاست خارجی ارتباطاتی داشتهاند اما جشن جمعی نداشتهایم. این کنگره توانست که با دانشگاههای مختلف در کشور ارتباط برقرار کند.
رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه با اشاره به برگزاری اولین کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی ، از اهداف جایزه سال سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران توسط وزیر امور خارجه خبر داد. سعید خطیب زاده در افتتاحیه اولین کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی اظهار کرد: امروز روز جشن دانشگاه و صنعت سیاست خارجی است. همواره میگوییم صنعت و دانشگاه باید با هم در ارتباط باشند.
وی ادامه داد: خوشحالم که این کنگره توانست با دانشگاههای مختلف تهران و خارج تهران ارتباط برقرار کند و نشست ها و پیش نشست ها و جلسات را برگزار کند. خرسندیم امروز نتایج المپیاد دانشجویی را اعلام کنیم. جایزه سال سیاست خارجی ایران نیز توسط وزیر امور خارجه اهدا میشود.
پنل اول کنگره
در پنل اول این کنگره، عراقچی، خرازی و صالحی حضور پیدا کرده و سخنانی را بیان کردند.
صالحی: قانون انقلاب اسلامی جزوی از پیشروترین قوانین است
علیاکبر صالحی، وزیر امور خارجه پیشین کشورمان در پاسخ به این پرسش که مهمترین چالش پیشروی سیاست خارجی ایران چیست، گفت: به نظر من پاسخ روشن است: تعیین تکلیف روابط بینالملل. احساس من این است که در طول ۴۷ سال گذشته، بخشی که تکلیف آن هیچگاه بهطور کامل روشن نشد و همواره با فراز و نشیب همراه بود، حوزه روابط بینالملل است.
علیاکبر صالحی، وزیر امور خارجه پیشین کشورمان در خصوص مهمترین چالشها و فرصتهای پیشروی سیاست خارجی ایران گفت: اگر سؤال این باشد که بزرگترین چالش کشور در حوزه حکمرانی چیست، به نظر من پاسخ روشن است: تعیین تکلیف روابط بینالملل. احساس من این است که در طول ۴۷ سال گذشته ــ البته اگر بخواهیم وارد جزئیات شویم، بحث بسیار گسترده است ــ بخشی که تکلیف آن هیچگاه بهطور کامل روشن نشد و همواره با فراز و نشیب همراه بود، حوزه روابط بینالملل است؛ حوزهای که نوعی آشفتگی مزمن در آن وجود داشته و انعکاس آن را در مسائل داخلی نیز دیدهایم. به این معنا که مسائل داخلی ما از مسائل خارجی تأثیر میپذیرد و مسائل خارجی نیز از مسائل داخلی اثر میگیرد.
وی ادامه داد: به نظر من، بین آرمانهایی که در انقلاب اسلامی ترسیم کردیم و دستاوردها یا میوههای رسیدن به آن آرمانها، فاصلهای وجود داشته است. برای اینکه این موضوع بهتر در ذهن متبادر شود، اگر آرمانها را به مثابه قله دماوند فرض کنیم، ما نگفتیم چگونه باید به قله دماوند رسید. همه به سمت قله حرکت کردند، اما بدون آمادگی لازم؛ و از همان ده متر، بیست متر یا صد متر اول با مشکل مواجه شدیم.
وزیر خارجه پیشین گفت: یکی از مشکلات ما همین است: آرمانهای ما بسیار عالی است. انقلاب اسلامی و قانون اساسی ما واقعاً از پیشروترین قوانین اساسی به شمار میآید؛ هرچند ممکن است به برخی اصول آن ایراد وارد باشد و نباید بگوییم حق مطلق با ماست یا همهچیز کاملاً آرمانی است. با این حال، علیرغم این واقعیت که قانون اساسی ما قانونی پیشرو است، اما در پیادهسازی آن، به نظر من نتوانستهایم آنگونه که شایسته بوده عمل کنیم.
صالحی افزود: چالش دیگر این است که اگر در کشور ما حزب به معنای واقعی وجود داشت ــ که اکنون وجود ندارد ــ یا اگر صدای معارضی وجود داشت که واقعاً معارض بود و حتی رسانهای مانند یک تلویزیون برای بیان دیدگاههای خود داشت، البته در چارچوب اصول اصلی نظام، این وضعیت میتوانست شبیه یک دیگ زودپز باشد که سوپاپ اطمینان دارد. اگر آن سوپاپ وجود نداشته باشد، در نهایت دیگ منفجر میشود. ما در این زمینهها بهدرستی عمل نکردیم، در حالی که این موارد در قانون اساسی ما پیشبینی شده است.
رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی گفت: در قانون اساسی ما برقراری حکومت نظامی صراحتاً ممنوع شده و میبینید که در طول این ۴۷ سال، در هیچیک از بحرانها حکومت نظامی اعلام نشده است. اما اصول دیگری هم وجود دارد که مستقیماً به حکمرانی مربوط میشود و در قانون اساسی تصریح شده، ولی ما آنها را عملیاتی نکردهایم.
وی افزود: در قانون اساسی، اصولی مانند اصل ۱۱ و اصل ۱۵۴ وجود دارد که از منظر نقد علمی ــ نه خدایناکرده نقد مغرضانه ــ قابل تأمل است. کشورها عضو سازمان ملل هستند و اصولاً روابط بینالملل از طریق دولتها برقرار میشود. اما در قانون اساسی ما در برخی موارد، تصریحاً «ملتها» مورد خطاب قرار میگیرند. این توجه به ملتها بهعنوان یک آرمان درست است و ایرادی ندارد که در سطح آرمانی مطرح شود، اما وقتی وارد متن قانون اساسی میشود، این برداشت را ایجاد میکند که ما اجازه داریم مستقیماً با ملتها رابطه برقرار کنیم. این موارد باید واقعاً مورد توجه قرار گیرد تا دچار این آشفتگی در روابط بینالملل نشویم. ما وقتی با برخی کشورها گفتوگو میکنیم، این ایرادها را به ما میگیرند؛ دستکم به خود من این نکات را گفتهاند.
خرازی: اولویت اول ما باید همسایگان باشد
در ادامه خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی درباره اولویت بندی موضوعات سیاست خارجی گفت: در بحث تئوری، بزرگترین چالشی که ما داشتیم، تئوریزه کردن آرمانهایی است که انقلاب بر اساس آنان به وجود آمد. چالش تئوریزه کردن آن آرمانها و روشهای رسیدن به آن هنوز هم وجود دارد. به دلیل اینکه نتوانستیم نوع حکمرانی خودمان را تئوریزه کنیم، خودش موجب مشکلاتی برای کشور شده است، هم در صحنه بینالمللی و هم در صحنه داخلی دچار مشکل شده است.
وی افزود: ما نیاز به نظریههایی داشتیم که روابط خارجی و انقلاب را توضیح دهد و بعد عمل کنیم، ما بدون چنین نظریههایی وارد عمل و تجربه شدیم و این چالش هنوز برقرار است. باید در این زمینه فکر جدی کرد، بخصوص در زمانی که ناکارآمدی نظریههای تدوین شده در غرب دارد اثبات میشود. خود غربیها میگویند نظریه لیبرال دموکراسی دیگر نمیتواند حکمرانی کند.
خرازی افزود: اولویت اول ما باید همسایگان باشد و اکنون این دارد در کشور اجرا میشود، شاید در گذشته اینگونه نبود. صدور انقلاب چیزی نبود که بخواهد با روشهای نادرست انجام بگیرد، انقلاب باید در دل دیگران جا پیدا میکرد. در عراق این اتفاق افتاد و مردم عراق از انقلاب اسلامی دفاع میکنند، آنان ارزش انقلاب را به خوبی دارند درک میکنند.
رئیس شورای راهبردی روابط خارجی در ادامه گفت: همچنین حفظ استقلال کشور باید دنبال شود. بعد از انقلاب برای حفظ استقلال در برابر زورگوییهای تحمیلی ایستادیم. پس در صحنه روابط خارجی، مقاومت در برابر زورگوییها و توسعه روابط با همسایگان میتواند اولویت داشته باشد.
رئیس شورای راهبردی روابط خارجی در ادامه با بیان اینکه مقاومت ما باید در صحنههای مختلف انجام بگیرد، اظهار داشت: در صحنه سیاست خارجی و رسانه بایستی مقاومت کنیم. این هم صرفا وظیفه دستگاههای رسمی نیست. وظیفه هر فرد ایرانی است که برای دفاع از کشورش ایستادگی کند، ما در این زمینه ضعیف هستیم. خرازی در پاسخ به سئوالی درباره علت دشمنی ایران با آمریکا گفت: ما از اول دشمنی نداشتیم و میخواستیم با همه رابطه داشته باشیم، اما وقتی طرف مقابل دشمنی میکند شما باید پاسخ دهید. اگر صدام وارد خاک ایران نمیشد دلیلی بر حمله ما نبود، در برابر تجاوزات صدام ایستادگی کردیم. عراق زمینه را برای حمله دید و وارد حمله شد، اما محاسبه او اشتباه بود و ما ایستادگی کردیم. وی افزود: آمریکا هم همینگونه است، از ابتدا با ما دشمنی کرد. در برابر دشمنان باید شدید بود، با همسایگان باید از در رحمت صحبت کرد و رفتار کرد، اما با دشمنانی که دنبال ضربه هستند باید با شدت برخورد کرد، باید مقاومت کرد.
عراقچی: بلند شدن صداهای متعارض از داخل به نفع سیاست خارجی نیست
وزیر خارجه با تاکید بر اینکه قوی شدن برای ما یک اجبار است و یکی از رموز قوی شدن نیز قدرت مقاومت است؛ گفت: اینکه بتوان در برابر فشارها ایستادگی کرد. اگر آنها ناوگان خود را اطراف شما مستقر کردند و شما بلافاصله گفتید بسیار خوب، چه میخواهید تا بدهم، یعنی کار تمام است و بعد هم معلوم نیست این عقبنشینی تا کجا ادامه پیدا کند.
سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه ، در پاسخ به این پرسش که چه چشماندازی را در این درگیری نظام بینالملل برای کشورمان میبینید و تصور میکنید با چه اقدامی باید از این بزنگاه عبور کنیم؟ گفت: ما با یک پدیده جدید مواجه شدهایم که همه اصول و قواعد بینالملل و حقوق بینالملل را دگرگون کرده است. آن پدیده چیست؟ همان نظریهای است که رئیسجمهور آمریکا در بدو شروع به کار خود مطرح کرد؛ اینکه من بر اساس نظریه «صلح از طریق زور» عمل خواهم کرد.
آمریکا به دنبال اجرای «صلح از طریق زور» است اما نه صلحی عادلانه
وی با اشاره به اینکه این نظریه جدیدی نیست و پیش از این نیز در روابط بینالملل وجود داشته است اما مدتها کنار گذاشته شده بود، گفت: نزدیک به هشتاد سال است که کشورها تلاش میکنند نظم بینالملل را مبتنی بر قانون بنا کنند؛ نهادهای بینالمللی، سازمانهای بینالمللی، حقوق بینالملل و هنجارهای بینالمللی در همین راستا شکل گرفتهاند. اما اکنون با قدرتی مواجه شدهایم که میگوید همه چیز بر اساس زور است؛ صلح از طریق زور. حال، چه صلحی؟ صلحی که من میخواهم، نه صلحی که عادلانه باشد برای دیگر کشورها. وقتی میگوید صلح از طریق زور، یعنی آنچه را که میخواهم، از طریق زور به آن میرسم. رئیس دستگاه دیپلماسی ادامه داد: این رویکرد را نیز بهصورت عریان اجرا میکند؛ هرجا که بخواهد حمله میکند، هر رئیسجمهور کشوری را که بخواهد میرباید، به او میگوید باید این کار را بکنی، به دیگری میگوید باید آن جزیره را به من بدهی، به دیگری میگوید باید نام آن منطقه را عوض کنی. البته سیاست آمریکا همواره همین بوده است؛ رسیدن به مقاصد خود از طریق زور. اما تا پیش از این، همواره تلاش میشد پوششی از حقوق بینالملل و قوانین بینالمللی برای آن فراهم شود و بهنوعی توجیهی برای اقدامات خود پیدا کنند. عراقچی خاطرنشان کرد: سابق بر این، آمریکا هرجا میخواست حمله کند، ابتدا به شورای امنیت میرفت و قطعنامهای، کم یا زیاد، اخذ میکرد که بهنحوی مجوزی برای اقدامش باشد، یا ائتلافی بینالمللی تشکیل میداد تا به اقدام خود مشروعیت بدهد؛ مانند حمله به عراق که ائتلافی متشکل از حدود چهلوشش یا چهلوهفت کشور تشکیل داد تا نشان دهد اقدامش یک اقدام مشروع بینالمللی است. اما رئیسجمهور جدید آمریکا همه اینها را کنار گذاشته و حتی آنها را به تمسخر میگیرد و میگوید این بازیها دیگر وجود ندارد؛ ما قوی هستیم، زور داریم و آنچه میخواهیم باید محقق شود.
چارهای جز قوی شدن وجود ندارد؛ اگر ضعیف باشید، پایمال خواهید شد
وزیر خارجه با اشاره به اینکه این وضعیت یعنی در حقیقت بازگشت به قانون جنگل؛ که هرکس قویتر است، اراده خود را بر دیگران تحمیل میکند، خاطرنشان کرد: در قانون جنگل طبیعی است که ضعیفها پایمال میشوند و قویها باقی میمانند. بنابراین، چارهای جز قوی شدن وجود ندارد؛ اگر ضعیف باشید، پایمال خواهید شد. این اصل اول قانون جنگل و همان اصل «صلح از طریق زور» است؛ اگر زور نداشته باشید، صلح مورد نظر خود را به شما تحمیل میکنند. عراقچی افزود: از این رو، قوی شدن برای ما یک اجبار است و یکی از رموز قوی شدن نیز قدرت مقاومت است؛ اینکه بتوان در برابر فشارها ایستادگی کرد. اگر ناوگان خود را اطراف شما مستقر کردند و شما بلافاصله گفتید بسیار خوب، چه میخواهید تا بدهم، یعنی کار تمام است و بعد هم معلوم نیست این عقبنشینی تا کجا ادامه پیدا کند.
ترسیدن در این شرایط، سمی مهلک است
وی ادامه داد: این همان بازگشت به سیاستهای استعماری قدیم است. اما اگر بتوانید بایستید، از مواضع خود کوتاه نیایید و نترسید ـ و منظور از نترسیدن انجام کارهای غیرخردمندانه نیست ـ حتماً تدبیر لازم است، حتماً خرد لازم است و دیپلماسی نیز قطعاً لازم است؛ دیپلماسی هوشمندانه در این شرایط ضرورت دارد و ما انشاءالله از همه اینها استفاده خواهیم کرد. اما ترسیدن در این شرایط، به نظر من، سمی مهلک است. اگر بترسید و کوتاه بیایید، آنگونه که برخی تنازل را توصیه میکنند، این تنازل پایانی نخواهد داشت.
اگر یک قدم عقبنشینی کنید،
دیگر معلوم نیست این عقبنشینی تا کجا ادامه خواهد یافت
عراقچی در پایان گفت: لذا اگر از من بپرسید بزرگترین چالش امروز ما چیست، پاسخ من چالش «ایستادگی» است. این ایستادگی هم بر عهده نیروهای مسلح است، هم بر عهده دولت و توانمندی آن دسته از نهادها و مجموعههایی که مسئول تأمین توان اقتصادی کشور و معیشت مردم هستند، و هم بر عهده دیپلماسی است؛ دیپلماسی که بتواند پرچم جمهوری اسلامی را در سراسر جهان برافراشته نگه دارد، از مواضع کشور دفاع کند و بر حقوق مردم ایران بایستد. اگر یک قدم عقبنشینی صورت گیرد، دیگر معلوم نیست این عقبنشینی تا کجا ادامه خواهد یافت. این، به نظر من، بزرگترین چالش پیش روی ماست و معتقدم با هدایت بسیار مدبرانه مقام معظم رهبری، با تلاش دولت و جناب آقای پزشکیان که شخصاً به این رویکرد معتقد است و بر آن ایستادگی دارد، و با انجام وظایف خود در وزارت امور خارجه، بسیار امیدوار و مطمئن هستم که این دوران را نیز با قدرت پشت سر خواهیم گذاشت.
در موضوع هستهای، در عرصه دیپلماسی
چه کاری باید انجام میدادیم که انجام ندادیم؟
وزیر امور خارجه در پاسخ به این پرسش که علت دشمنی افراطی ایران با غرب و آمریکا چیست گفت: سؤال درست و اصلی این است که علت دشمنی افراطی آمریکا با ما چیست. این پرسش، پرسشی اساسی است و باید به آن پاسخ داده شود. شما مثال موضوع هستهای را مطرح کردید؛ در موضوع هستهای، ما در عرصه دیپلماسی چه کاری باید انجام میدادیم که انجام ندادیم؟ مگر مذاکره مستقیم نکردیم؟ دو سال و نیم مذاکرات مستقیم با آنها انجام دادیم؛ شب و روز مذاکره داشتیم. در دو سه مورد، مذاکرات مستقیم با خود آمریکاییها تا صبح طول کشید. اینهمه گفتوگو، اینهمه تلاش صورت گرفت و در نهایت به توافقی به نام برجام رسیدیم. تمام دنیا جشن گرفت و ما اجرای توافق را آغاز کردیم، اما آمریکا از آن خارج شد. آیا این تقصیر ما بود؟
طرف مقابل در میانه مذاکرات به ما حمله کرد
وی ادامه داد: امسال نیز، علیرغم همه مسائلی که پیش آمد، وارد مذاکره شدیم. در میانه مذاکرات به ما حمله کردند. آیا این تقصیر ما بود؟ آیا تقصیر مذاکره غیرمستقیم بود و باید مذاکره مستقیم انجام میدادیم؟ علت دشمنی افراطی آمریکا چیست؟ پاسخ همان است که در صحبتهایم توضیح دادم: آمریکا نمیتواند تحمل کند کشوری در برابر او بایستد و از حق خود دفاع کند. میخواهند هر کاری که میخواهند انجام دهند و هر فشاری که میخواهند وارد کنند تا آن کشور از موضع خود عقبنشینی کند.
مشخص نیست مذاکرات به کجا خواهد انجامید
رئیس دستگاه دیپلماسی با طرح این سوال که در طول یک سال گذشته، چه اقدامی علیه ما انجام ندادند؟ افزود: سیاست فشار حداکثری، تحریمهای متعدد و پیدرپی، جنگهای مختلف، و اخیراً نیز بحث عملیاتهای شبهکودتایی که بهطور کامل از بیرون هدایت میشد. به نظر من، باید این واقعیتها را دقیق دید. با وجود همه این اقدامات، به نتیجه نرسیدند و در همه آنها شکست خوردند. در نهایت مجبور شدند دوباره به میز مذاکره بازگردند؛ البته اینکه این مذاکرات به کجا خواهد انجامید، هنوز روشن نیست.
احتمال فریبکاری دوباره واشنگتن وجود دارد
عراقچی با اشاره به اینکه ما به آنها اعتماد نداریم و احتمال فریب و فریبکاری را حتماً میدهیم، گفت: در همه جلسات نیز تأکید کردهام که ممکن است فریب در کار باشد و کسی نباید فریب بخورد. هر دستگاهی باید کار خود را انجام دهد؛ چه نیروهای مسلح، چه دولت و چه سایر بخشها، باید وظایف خود را مستقل از این مذاکرات پیش ببرند. ما کار خود را انجام میدهیم؛ یا به نتیجه میرسد یا نمیرسد. کشور باید بدون اتکا به مذاکرات و توافقات اداره شود که اداره میشود.
بلند شدن صداهای متعارض از داخل به نفع سیاست خارجی نیست
وزیر خارجه خاطرنشان کرد: سیاست خارجی موفق، نیازمند اجماع در داخل کشور است. یکی از وظایف وزارت امور خارجه این است که در کنار پیشبرد دیپلماسی در عرصه خارجی، از داخل کشور نیز غفلت نکند. باید توجیهگری مستمر وجود داشته باشد. مجلس یکی از ارکان کشور است و باید در جریان قرار گیرد. رسانهها، جناحها و جریانهای مختلف سیاسی نیز ارکان مهمی هستند. اگر بتوانیم در داخل کشور صدای واحدی ایجاد کنیم، سیاست خارجی با قدرت و موفقیت بیشتری پیش خواهد رفت؛ اما اگر از داخل کشور صداهای متعددی و متعارض تولید شود، طبیعتاً سیاست خارجی موفق نخواهد بود.
سیاست خارجی موفق نیازمند صدای واحد ملی است
عراقچی ادامه داد: در ایجاد صدای واحد ملی، بخشی از مسئولیت بر عهده ماست؛ اینکه توضیح دهیم، دلایل را بیان کنیم و پاسخ دغدغهها را بدهیم. افرادی هستند که دغدغه دارند و دغدغههایشان نیز ملی و درست است؛ باید به این دغدغهها پاسخ داده شود و نگرانیهایشان برطرف گردد. در عین حال، افرادی هم هستند که اغراض سیاسی دارند. درباره این گروه، یا باید تلاش کرد توجیه شوند، یا باید آنها را تحمل کرد، یا دستکم با آنها گفتوگو کرد.
رئیس دستگاه دیپلماسی در پایان گفت: سیاست خارجی موفق نیازمند صدای واحد ملی است. ما در وزارت امور خارجه، در این مدت، تمام تلاش خود را به کار گرفتهایم تا با گفتوگو، توضیح و تبیین، در داخل کشور اجماع ایجاد کنیم. کسانی که با صداقت و دغدغه ملی وارد شدند، تا امروز با ما همراه شدهاند. کسانی هم که انگیزههای صرفاً سیاسی دارند، کاری از دست ما در قبال آنها برنمیآید و ناچار باید با صبر و تحمل با این وضعیت مواجه شد.
مذاکره زمانی به نتیجه می رسد که به حق مردم ایران احترام گذاشته شود
وزیر امور خارجه درآیین افتتاحیه نخستین کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی که صبح امروز برگزار شد با اشاره به اینکه اگر هر سؤال یا هر ابهامی نسبت به اهداف برنامه صلحآمیز هستهای ایران وجود دارد، ما پاسخ میدهیم و ابهامزدایی میکنیم، گفت: راه آن هم فقط از مسیر دیپلماسی است. انتخاب راههای دیگر به نتیجه نرسیده است.
سید عباس عراقچی در این مراسم با اشاره به اینکه شعار اصلی مردم در جریان انقلاب، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود، افزود: بحث آزادی و درخواست برای جمهوری اسلامی طبیعی است، اما چرا شعار مردم درخواست استقلال بود؟ به این دلیل که یک تجربه بسیار تلخ در دو سه سده قبل از انقلاب برای مردم وجود داشت و نظام خود را دارای استقلال واقعی نمیدانستند و چنین استقلالی را مشاهده نمیکردند.
وی ادامه داد: بسیار خوشحالم که امروز این کنگره به همت مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی برگزار شده و توفیق دارم که چند دقیقهای در خدمت شما صحبت کنم. خدمت آقای دکتر ممتاز عرض سلام دارم و خوشحالم که امروز این افتخار را داریم که بهعنوان چهره ماندگار سیاست خارجی و حقوق بینالملل در ایران از ایشان تقدیر کنیم. آقای دکتر ممتاز، بهگمان من، برای همه کسانی که در این جلسه حضور دارند، شأن و جایگاه استادی دارند. خود بنده نیز افتخار شاگردی ایشان را داشتهام و به این شاگردی افتخار میکنم. انشاءالله که عمرشان طولانی باشد و خدمات واقعاً برجستهای که به این کشور ارائه کردهاند، همچنان ادامهدار و مستمر بماند. میدانم که هیچگاه و در هیچ زمانی نبوده است که از ایشان درخواست کمک در موضوعی یا اظهار نظر درباره سندی داشته باشیم و ایشان با طیب خاطر این کار را انجام نداده باشند.
مردم پیش از انقلاب
نظام خود را دارای استقلال واقعی نمیدانستند
وزیر امور خارجه در ادامه این سخنرانی در کنگره ملی سیاست خارجی گفت: تبریک عرض میکنم چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را. در ایران، ما در ایام دهه فجر هستیم و جا دارد که یادی کنیم از امام راحل و شهدای انقلاب اسلامی؛ همانهایی که با نثار خون خود این انقلاب را به پیروزی رساندند و اراده مردم ایران را حاکم کردند. در ایام سالگرد انقلاب، مناسب است علاوه بر جشنهایی که برگزار میشود و برنامههایی که وجود دارد، مقداری هم تأمل شود در اینکه چرا انقلاب اسلامی در ایران رخ داد و آرمانها چه بودند و مردم به دنبال چه اهدافی بودند و سپس درسهای آن برای ما چه هست و در سیاست خارجی بهخصوص چگونه باید رفتار کنیم. این، به نظر من، این روزها بسیار اهمیت دارد.
وی ادامه داد: شعار اصلی مردم در جریان انقلاب، برای همه دوستانی که در آن زمان حضور داشتند یا مانند من نوجوان و جوان بودند، یا کموبیش از آن دوران آگاهی دارند، یا در کتابهای تاریخی مطالبی خواندهاند، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود. بحث آزادی و درخواست برای جمهوری اسلامی طبیعی است، اما چرا مردم میگفتند استقلال و چرا این یک بخش اصلی و حتی کلمه اول شعار اصلی انقلاب بود؟
وزیر خارجه با اشاره به اینکه ایران هیچگاه در طول تاریخ خود مستعمره هیچ کشوری نبوده و همواره استقلال داشته است، خاطرنشان کرد: ما به این افتخار میکنیم که در طول تاریخ چند هزار ساله خود همواره مستقل بودهایم و هیچگاه زیر استعمار هیچ طرفی نبودهایم. اما چرا شعار مردم درخواست استقلال بود؟ به این دلیل که یک تجربه بسیار تلخ در دو سه سده قبل از انقلاب برای مردم وجود داشت و نظام خود را دارای استقلال واقعی نمیدانستند و چنین استقلالی را مشاهده نمیکردند. واقعاً وقتی به تاریخ، مثلاً دوران قاجار، مراجعه میکنیم، این تاریخ سرشار است از احساس حقارت در مقابل خارجی؛ هم زمینهایی که از دست رفت، اراضی که از دست رفت، و هم نفوذ و حضوری که آنان پیدا کردند و دخالتی که اجنبی در کار ایران انجام میداد. دوران قاجار پر است از این موارد. سیدعباس عراقچی در ادامه گفت: یک عبارت معروفی از ناصرالدینشاه وجود دارد که حتماً در یادداشتهای او ملاحظه فرمودهاید و در کتاب تاریخ سیاسی معاصر ایران اثر آقای مدنی نیز آمده است. او میگوید: «میخواهم به شمال کشور بروم، انگلیس ناراحت میشود؛ میخواهم به جنوب کشور بروم، روس ناراحت میشود. ای مردهشور این سلطنت را ببرد که شاه نمیتواند به شمال و جنوب مملکت خودش برود.» این عبارت، بهاختصار، عصاره سیاست خارجی دوران قاجار است و همان حسی را به مردم منتقل میکند؛ حسِ عدم استقلال واقعی، تا جایی که حتی شاه، رئیس کشور، نمیتواند به هر نقطهای در داخل کشور خود سفر کند.
وی افزود: از این دست روایتها بسیار است. من نمیخواهم وارد بحث نحوه آمدن رضاخان، کودتایی که صورت گرفت، یا نهایتاً نحوه رفتن رضاخان شوم. همچنین قصد ورود به بحث کودتای ۲۸ مرداد و نقش ژاندارمی ایران برای منافع آمریکا در منطقه را ندارم؛ همه اینها مطالبی است که شما به آن مسلط هستید و نیازی به تکرار نیست. یا بحث کاپیتولاسیون و قانونی که در این زمینه تصویب شد و آن سخنرانی معروف حضرت امام در سال ۱۳۴۳ که بسیار گویاست. میدانیم که پس از تصویب و اصلاح آن قانون، حضرت امام آن سخنرانی را ایراد میکنند؛ سخنرانیای که بسیار طوفانی آغاز میشود و ایشان آن را با آیه استرجاع شروع میکنند: «إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ».
امام راحل کاپیتولاسیون را ننگ کشور میدانستند
رئیس دستگاه دیپلماسی در ادامه افزود: امام راحل در دوره تصویب کاپیتولاسیون گفتند که من امروز قلبم درد میکند، خوابم کم شده است و روزشماری میکنم که مرگ فرا برسد. اینها تعبیراتی است که بهخاطر این قانونی مطرح میشود که در مجلس تصویب شده و به مستشاران نظامی آمریکا مصونیت میدهد؛ بهگونهای که هر کاری بخواهند در کشور ما انجام دهند و هیچ مجازاتی نشوند. سپس مثالی که ایشان میزنند را شنیدهاید؛ همه شما شنیدهاید و من فقط تکرار میکنم تا این حس را همگی داشته باشیم که ماجرا چه بوده و چرا انقلاب به دنبال استقلال بود. میفرمایند اگر یک خدمه آمریکایی مرجع تقلید شما را ترور کند یا شاه شما را با ماشین زیر بگیرد، کسی نمیتواند به او حرفی بزند و باید او را به کشور خودش ببرند تا محاکمه شود؛ اما اگر شاه شما یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، مجازات میشود. اینگونه تعابیر را بیان میکنند. وبعد، همه اینها برای چیست؟ برای اینکه میخواهند ۲۰۰ میلیون دلار وام از آمریکا بگیرند. اینگونه ابراز خفت میکنند تا ۲۰۰ میلیون دلار وام بگیرند که ۳۰۰ میلیون دلار بازپرداخت کنند. اینها نکاتی است که در سخنان حضرت امام مطرح شده است.
محور اصلی قانون اساسی ایران، استقلال است
وزیر امور خارجه افزود: این تعابیر را واقعاً خواستم عرض کنم تا بگویم چه حسی باعث شد که استقلالطلبی، یعنی در حقیقت استقلال واقعی و حقیقی، به خواست مردم ایران در جریان انقلاب تبدیل شود. پشت این خواست، تاریخی تلخ قرار دارد؛ شاید دویست تا سیصد سال مداخله اجنبی ـ به تعبیر آن زمان ـ در کشور ما؛ زمانی انگلیسیها، زمانی روسها و زمانی آمریکاییها. همین تجربه تاریخی بود که این ضرورت را ایجاد کرد که کشور ما به استقلال واقعی برسد.
وی ادامه داد: از همین رو، وقتی انقلاب پیروز میشود، اگر به قانون اساسی ما دقت کنید، میبینید که محور اصلی آن بر استقلال است و بر عدم اجازه به نفوذ خارجی به هر شکل آن. اصل اول قانون اساسی میگوید نظام ما جمهوری اسلامی است. اصل دوم میگوید جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان، و سپس شش بند را برمیشمارد که آخرین آن این است که جمهوری اسلامی نه ستمگر است، نه ستمکش؛ نه سلطهگر است و نه سلطهپذیر. این عدم سلطهپذیری و نفی سلطه، از اصول اولیه جمهوری اسلامی است که این نظام بر پایه آن بنا شده است. عراقچی خاطرنشان کرد: اگر این اصول را درک نکنیم، درک سیاست خارجی ما در طول ۴۷ سال گذشته و حتی در زمان حاضر با مشکل مواجه خواهد شد. در اصل سوم قانون اساسی نیز آمده است که دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است پانزده یا شانزده وظیفه را بر عهده بگیرد که یکی از آنها طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب است. همان اصل سوم تصریح میکند که وظیفه دولت، جلوگیری از نفوذ بیگانگان است.
وی افزود: در ادامه، اصل دوم بر کرامت تأکید میکند و میگوید جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان به کرامت انسان؛ و این کرامت از طریق همین عدم سلطهپذیری محقق میشود. بهطور خلاصه میخواهم عرض کنم که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بدون درک این اصل استقلالطلبی، کرامتمحوری و عزتخواهی قابل فهم نیست. ما باید این واقعیت را کاملاً درک کنیم که این خواست و آرمان مردم ایران بود که به انقلاب انجامید و پس از انقلاب نیز، در طول سالهای جمهوری اسلامی، حرکت نظام بر همین منش استوار بوده است. هر آنچه در این سالها داشتهایم، پیش از هر تحلیل دیگری باید در کنار این اصل قرار گیرد و سپس مورد بررسی و تحلیل واقع شود
جمهوری اسلامی ایران از کسی دستور نمیگیرد
سیدعباس عراقچی در ادامه گفت: میخواهم مثال برنامه هستهای ایران را مطرح کنم. جمهوری اسلامی ایران برای داشتن برنامه هستهای صلحآمیز و برخورداری از غنیسازی، هزینه بسیار زیادی پرداخت کرده و این هزینه، متناسب با نیاز کشور بوده است. غنیسازی و برنامه هستهای از نیازهای کشور بهشمار میرود و نیازهای کشور را در حوزههای متعدد، از جمله کشاورزی، بهداشت و دیگر حوزهها، تأمین میکند. حتی خود غنیسازی، برای نیازهای آینده ما به سوخت هستهای و داشتن نیروگاه هستهای ضروری است. همه این مطالب بارها بیان شده است. وی ادامه داد: من میخواهم از زاویه استقلالطلبی و عزتطلبی نیز به این موضوع نگاه کنم. چرا ما این مقدار بر غنیسازی اصرار کردیم و میکنیم و حاضر نیستیم از آن بگذریم، حتی اگر جنگ به ما تحمیل شود؟ زیرا کسی حق ندارد به ما بگوید چه باید داشته باشیم و چه نباید داشته باشیم. این موضوع بر اساس اصل نفی سلطه است. این حق من است که غنیسازی انجام دهم و طبق قانون، به خودم مربوط است که این حق را اجرا بکنم یا نکنم. اینکه در طول سالها به ما گفته شده و گفته میشود که شما حق ندارید غنیسازی بکنید و باید غنیسازی صفر باشد، به این دلیل عنوان میشود که میگویند ما نگران هستیم. اگر نگران هستید، ما آمادهایم نگرانیها را برطرف کنیم؛ سؤال وجود دارد، پاسخ میدهیم؛ اعتماد وجود ندارد، اعتماد ایجاد میکنیم. اما کسی حق ندارد به ما بگوید که تو نباید داشته باشی، صرفاً چون من میخواهم. این، رمز حرکت ما در طول این سالها بوده است؛ اینکه وقتی بر حق خود اصرار میکردیم، غنیسازی مهم بود، اما در کنار آن، مهمتر این بود که جمهوری اسلامی ایران ثابت کند که از هیچکسی دستور نمیگیرد و سلطه هیچکسی را نمیپذیرد.
راه اطمینان از برنامه صلحآمیز هستهای ایران فقط از مسیر دیپلماسی میگذرد
رئیس دستگاه دیپلماسی با اشاره به اینکه اگر هر سؤال یا هر ابهامی نسبت به اهداف برنامه صلحآمیز هستهای ایران وجود دارد، ما پاسخ میدهیم، ابهامزدایی میکنیم، گفت: راه آن هم فقط از مسیر دیپلماسی است. انتخاب راههای دیگر به نتیجه نرسیده است. تأسیسات ما را بمباران کردند، اما نتیجهای که میخواستند حاصل نشد. دانش را که نمیشود با بمباران از بین برد؛ تکنولوژی را که نمیشود نابود کرد. تکنولوژی هست و دانش وجود دارد و چارهای جز مذاکره نیست. این حرفی است که من همین چند روز قبل به تیم آمریکایی گفتم و اتفاقاً حضور آنها پای میز مذاکره نیز دقیقاً به همین دلیل است؛ چون راههای دیگر را امتحان کردند.
وی ادامه داد: مذاکره زمانی به نتیجه خواهد رسید که به حق مردم ایران اذعان شود، به آن احترام گذاشته شود و ما بتوانیم حق خودمان را اعمال کنیم. ما نمیخواهیم کسی حق ما را به رسمیت بشناسد؛ حق ما رسمی است، حق ما وجود دارد. ما میخواهیم به حق ما احترام گذاشته شود.
از بمب اتمی ما میترسند؛ در حالی که ما دنبال بمب اتمی نیستیم
وزیر خارجه با تاکید بر اینکه من اعتقاد دارم رمز قدرت جمهوری اسلامی ایران دقیقاً در همین توان ایستادگی در برابر زورگوییها، سلطهطلبیها و فشارهای دیگران است، گفت: از بمب اتمی ما میترسند؛ در حالی که ما دنبال بمب اتمی نیستیم. بمب اتمی ما، قدرت «نه گفتن» به قدرتهای بزرگ است. رمز قدرت جمهوری اسلامی در همین قدرت نه گفتن به قدرتهاست. این همان چیزی است که در قانون اساسی ما آمده، همان چیزی است که ما در انقلاب خواستار آن بودیم و همان چیزی است که مردم ایران چند سده از فقدان آن رنج بردهاند؛ تا جایی که شاه مجبور میشود کشور را ترک کند، زیرا دیگران او را مجبور میکنند کاری را انجام دهد که آنها میخواهند، حتی در داخل کشور خودش، به جایی برود که آنها میخواهند.
تسلیم ایران در جنگ دوازده روزه
به ننگی در تاریخ ایران تبدیل میشد
عراقچی با اشاره به اینکه ما این حق یا این قدرت ایستادگی را با هزینهای سنگین به دست آوردیم، خاطرنشان کرد: اما اگر از این حق خودمان بگذریم، هزینهاش برای کشور بیشتر خواهد بود. ما در جنگ دوازدهروزه، اگر مقاومت نمیکردیم و اگر به خواستههای آنها تسلیم میشدیم، نقطه ننگی را در تاریخ ایران ثبت کرده بودیم که برای همیشه باقی میماند؛ اینکه ایران را اگر چیزی از آن خواستند و نداد، با دو موشک و چند حمله تسلیم میشود. وی ادامه داد: تسلیمناپذیری مردم ایران باید اثبات میشد و در جنگ دوازدهروزه این موضوع اثبات شد. آن کسانی که بارها این را گفتهام، همانهایی که در روز سوم جنگ در دو کلمه توییت زدند «تسلیم بدون قید و شرط»، حتماً دیدید که در روز دوازدهم جنگ پیام دادند «آتشبس بدون قید و شرط». چرا؟ چون ما از جنگ نترسیدیم و ایستادگی کردیم.
از آرایش نظامی طرف مقابل در منطقه نمیترسیم
رئیس دستگاه دیپلماسی با اشاره به اینکه امروز هم آرایش نظامی آنها در منطقه ما را نمیترساند، گفت: ما اهل دیپلماسی هستیم، اهل جنگ هم هستیم؛ اهل جنگ هستیم نه به این معنا که دنبال جنگ باشیم، اتفاقاً اهل جنگیم و آماده جنگیم تا کسی جرأت نکند با ما بجنگد. ذاهل دیپلماسی هستیم چون اهل منطق هستیم، چون حرف داریم و منطق داریم. اگر راه دیپلماسی را انتخاب کنند، ما هم همان مسیر را خواهیم رفت. اگر با مردم ایران با زبان تکریم صحبت کنند، با زبان تکریم پاسخ خواهیم داد و اگر با زبان زور صحبت کنند، با زبان زور پاسخ خواهیم داد. این چیزی است که ما از امام راحلمان یاد گرفتیم و پس از ایشان، از مقام معظم رهبری که در همه این سالها با همین منش کشور را هدایت کردهاند. اصل اول سیاست خارجی ما در حال حاضر عزت است؛ عزت، حکمت و مصلحت. عزت یعنی همان حفظ استقلال، نفی سلطه و حفظ حیثیت و کرامت کشور.