دولت مدافع امنیت ملی
کسری حاجتی- «امنیت», بنیادی ترین نیاز هر جامعه و مهم ترین عامل برای دوام زندگی اجتماعی به شمار می رود و از این رو از گذشته های دور, مورد توجه صاحب نظران و نظریه پردازان بوده است. ماندگاری جوامع در گرو امنیت است و در نبود آن, هرج و مرج و آنارشی, واقعیت صحنه خواهد بود.
حفظ استقلال و تمامیت ارضی، تحقق رفاه مردم و ثبات سیاسی كشور، حفظ و اشاعه ارزشهای ملی و اقتصادی، فراهم كردن امكان فراغت خاطر نسبت به تهدیدهای احتمالی و... از مهمترین اهداف امنیت ملی است. در یك نظام سیاسی دموكراتیك، وظیفه دولت، تامین امنیت ملی است. در واقع، برآیند تمامی وظایف و كاركردهای دولت در یك نظام دموكراتیك، تامین امنیت ملیبه مفهوم امنیت تمامی افراد جامعه است. بنابراین میتوان گفت كه دولت، كارخانهایاست كه محصول آن، امنیت است و همه ابزارها، اختیارات و قدرتی كه در اختیار نهاددولت قرار دارد، برای حصول این هدف اصلی است. دولتهای مختلف برای تامینامنیت ملی براساس برداشت و تعریفی كه از آن دارند، سیاستها و راهبردهای خاصیرا تدوین میكنند. بنابراین، اتخاذ یك سیاست امنیتی، مبتنی بر پیشفرضها و انتظاراتیاست كه نخبگان سیاسی یك كشور در مورد امنیت ملی و موضوع و مصداق آن دارند. این جاست كه اهمیت نوع نظام سیاسی در تعیین موضوع و مصداق امنیت ملی مشخصمیشود. به طور كلی، ساخت نظام سیاسی حاكم، مهمترین نقش را در تعیین سیاست امنیتی و تعریف امنیت و تفسیر تهدیدها ایفا میكند.
امنیت در اندیشه اسلامی نیز جایگاه ویژه ای دارد و به عنوان مثال, در حدیث نبوی آمده است که: «الامن و العافیه, نعمتان مغبون فیها کثیراً من الناس» (امنیت و تندرستی دو نعمتی هستند که بسیاری مردمان در آن ها مغبون اند). «امنیت ملی» مفهومی کم و بیش تازه است که «امنیت» را در چارچوب مرزهای ملی و متمایز با دیگر کشورهای جهان تعریف می کند و با پیدایش «دولت-ملت ها» یا «دولت های ملی» پدیدار شده است؛ مفهومی چندلایه که مباحث مربوط به آن در گذر زمان و در پاسخ به دگرگونی های جهانی, بسیار پیچیده شده است. از این رو, تلاش های زیادی جهت تعریف امنیت و به معنای دقیق تر, شناخت مفهوم و نهاد امنیت ملی صورت گرفته است. برخی معتقدند که, زمانی در جامعه امنیت حاکم است که هیچ گونه تهدیدی نباشد؛ بنابراین, ناامنی را مبنای تحقیق قرار داده و چگونگی کنترل آن از طریق افزایش قدرت نظامی را مدنظر قرار داده اند. برخی دیگر امنیت ملی را مترادف با وضعیت صلح تعریف کرده اند و معتقدند که امنیت جنبه تأمینی دارد و فقدان تهدید نسبت به منافع ملی یک کشور, مساوی با امنیت است. علاوه بر اینها, برخی از اندیشمندان مفهوم «امنیت اطمینان بخش» را مطرح کرده اند و امنیت را مترادف با ریشه کنی خشونت از جوامع انسانی دانسته اند. بنابراین, هر نظام سیاسی مهم ترین وظیفه خویش را ایجاد و حفظ امنیت ملی دانسته و با هرگونه تهدید که امنیت آن را به خطر اندازد, به مقابله می پردازد؛ در واقع, دفع کردن خطرات توسط هر حکومتی, یک امر معقول, الزامی و شایسته می باشد.
چنانچه امنیت ملی را توانانی یک ملت برای حفاظت از ارزش های داخلی در مقابل تهدیدات خارجی بدانیم, یا به عبارت دیگر, امنیت ملی را عبارت از این بدانیم که کشورها چگونه سیاست ها و تصمیمات لازم برای حمایت از ارزش های داخلی در مقابل تهدیدات خارجی اتخاذ می کنند؛ از آنجا که قانون اساسی مرجع همه سیاست گذاری ها و برنامه های ملی است و در واقع, طرح و برنامه حقوق اساسی هر جامعه است, لذا با مطالعه آن می توان رویکرد و دیدگاه آن نظام را در مورد مسائل گوناگون, از جمله امنیت ملی, متوجه شد.
امنیت ملی به عنوان یکی از مولفه مهم منافع ملی به دو نوع امنیت اطلاق میشود که از آن جمله میتوان از«امنیت اشخاص و افراد» و «امنیت مرزها» نام برد. امنیت انسانی یعنی آنکه پذیرفتیم مکاتبات، دیدگاهها و بیان افراد از امنیت برخوردار بوده و مورد تفتیش و پیگرد قرار نمیگیرد. همچنین داشتن حق کار کردن برای افراد، دستیابی به محیط زیست سالم، حقوق بشر و... ازجمله امنیت افراد محسوب میشود و در این باره نیازمند آنیم که قوه قضائیه استقلال داشته باشد.