صفحه اول
1-مشارکت شهروندان در حکمرانی هوشمند یکی از اصول کلیدی است که به افزایش شفافیت، پاسخگویی و بهبود تصمیم گیری های دولتی کمک می کند. حکمرانی هوشمند به واسطه استفاده از فناوری های دیجیتال، شهروندان را به طور فعال در فرایندهای سیاسی و اجتماعی دخالت می دهد. به طور کلی، مشارکت شهروندان در حکمرانی هوشمند از طریق ابزارها و مکانیسم های دیجیتالی، به شهروندان قدرت و توانایی های جدیدی می دهد. در ادامه برخی از مهم ترین روش های مشارکت شهروندان در حکمرانی هوشمند و اختیارات آن ها بررسی می شود: 2- حکمرانی مشارکتی به رویکردی اطلاق می شود که در آن، علاوه بر دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی نیز به طور فعال در تصمیم گیری، اجرا و ارزیابی سیاست ها نقش ایفا می کنند. این نوع حکمرانی، بر مبنای تعامل و همکاری میان ذی نفعان مختلف شکل می گیرد و با توجه به پیچیدگی های فرایندی و ضرورت تحقق توافق و اجماع، طراحی سازوکارهای موثر در فرایند مشارکت، اهمیت فراوانی دارد. 3-حکمرانی پاسخگو یکی از مفاهیم بنیادین در علم سیاست و مدیریت عمومی است که در دهه های اخیر، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفته است. این مفهوم بر آن است که حکومت، به ویژه در سطح محلی، نه تنها باید کارآمد و توانمند در ارائه خدمات باشد؛ بلکه نسبت به عملکرد خود در برابر مردم پاسخگو و شفاف بوده و دسترسی برابر به خدمات عمومی را برای تمامی اقشار جامعه تضمین کند. هنگامی که ساختار حکمرانی توانایی تضمین توزیع منصفانه خدمات و منابع را داشته باشد، عدالت اجتماعی تحقق می یابد و اعتماد عمومی نسبت به حکومت تقویت می شود. 4-شفافیت به معنای دسترسی عمومی به اطلاعات مربوط به عملکرد، تصمیم گیری و منابع مالی است. در سند کارناتاکا، یکی از ابزارهای کلیدی برای شفافیت، استفاده از سامانه های دیجیتال مانند «باپوچی سوا کندرا» بود که امکان دسترسی مردم به وضعیت درخواست ها و پرداخت هایشان را فراهم می کرد. در ایران نیز، ایجاد سامانه های شفاف در سطح دهیاری ها و شوراها می تواند فساد را کاهش دهد و اعتماد عمومی را افزایش دهد. 5-پاسخگویی یعنی مسئولیت پذیری نهادها و کارکنان در قبال تصمیم ها و عملکردشان. تجربه کارناتاکا نشان داد که پاسخگویی بدون تعریف دقیق شرح وظایف شغلی امکان پذیر نیست. از همین رو در این مطالعه تاکید شد که بازنگری در شرح وظایف کارکنان گراما پانچایت ها ضروری است تا هر فرد بداند دقیقا چه مسئولیتی دارد. این تجربه برای ایران بسیار آموزنده است، چرا که بسیاری از دهیاران و شوراهای محلی وظایفشان به روشنی تعریف نشده و همین مسئله باعث موازی کاری یا بی توجهی به برخی حوزه ها می شود. 6-دسترسی برابر به خدمات عمومی یکی از شاخص های عدالت اجتماعی است و در گرو آن است که همه اقشار، صرف نظر از موقعیت جغرافیایی یا اقتصادی، بتوانند خدمات اساسی را دریافت کنند. در کارناتاکا، استفاده از پلتفرم های دیجیتال و ارتقای شایستگی کارکنان موجب شد فاصله میان روستاها و شهرها در دریافت خدمات کاهش یابد. در ایران نیز، اگر دهیاری ها به ابزارهای مشابه مجهز شوند و کارکنان محلی مهارت های لازم را کسب کنند، می توان بخشی از نابرابری موجود در دسترسی به خدماتی چون آب، برق، آموزش و اینترنت را کاهش داد.