روزنامه کائنات
1

صفحه اول

1404 دوشنبه 15 دي - شماره 4988

تشدید جنگ ترکیبی علیه ایران

 عرفان  طهماسبی- حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا و تحولات اخیر در این کشور همراه با ربایش رییس جمهور قانونی آن توسط نظامیان آمریکایی  و هم‌زمانی این رخداد با تهدیدهای صریح دونالد ترامپ علیه ایران، بار دیگر نگاه‌ها را به الگوی رفتاری رئیس‌جمهور آمریکا در مواجهه با بحران‌های بین‌المللی معطوف کرده است. تجربه نشان می‌دهد که ترامپ بیش از آنکه یک استراتژیست کلاسیک نظامی باشد، سیاستمداری است که از «شوک»، «تهدید» و «ابهام» به‌عنوان ابزار اصلی پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کند. در چنین چارچوبی، باید پرسید آیا ایران می‌تواند هدف بعدی حمله‌ای مشابه ونزوئلا باشد یا خیر.
جامعه ایران امروز در وضعیتی متناقض است: از یک سو تجربه جنگ، تحریم و تهدید خارجی را در حافظه دارد و نسبت به بی‌ثباتی حساس است؛ از سوی دیگر، گرفتار مشکلات اقتصادی، فساد و ناکامی از ترسیم یک چشم‌انداز روشن برای آینده است. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد جامعه ایران در زمان حمله خارجی، متحد دشمن نخواهد شد و در کنار نظام ایستاده است.
با این حال ترکیب فشار بیرونی و فرسایش درونی، ابزار‌های پیشین نظام برای مدیریت بحران و اطمینان‌بخشی اجتماعی را نیز از کار انداخته است. در چنین شرایطی تحلیل گران پیشنهاد تغییرات بنیادین مبتنی بر مبارزه با فساد را به انحای مختلف طرح کرده‌اند. مردم باید ببینند که نتیجه تغییرات بنیادین چه در سطح معیشت و چه در سطوح اجتماعی عواید ملموسی برای آنها به ارمغان آورده است؛ همان طور که رهبری اعتراض بازاریان را به رسمیت شناخت، همه قوا باید ضمن به رسمیت شناختن اعتراضات، دست به تغییرات جدی بزنند.
در حالی که مقامات ایران اعتراضات را حق مردم دانسته و برای رفع آن اعلام آمادگی کرده‌اند، مقامات آمریکایی و صهیونیست در تلاش هستند تا از این اعتراضات که توسط برخی گروه‌ها به اغتشاش هم کشیده شده در راستای منافع خود استفاده کنند.
سخنان ترامپ و نتانیاهو نشان دهنده تمرکز آنها بر تغییر نظام از طریق ایجاد ناآرامی در داخل کشور است. اگرچه معترضان صف خود را از اغتشاشگران و حامیان خارجی آنها در جدا کرده‌اند، اما گروه‌هایی تحت تاثیر جریان‌های خارجی به دنبال تشدید ناآرامی و ایجاد بی ثباتی و حرکت در مسیر منویات خارجی هستند.
تفاوت ماهوی ایران و ونزوئلا در معادلات امنیتی است. ونزوئلا کشوری است که با وجود منابع عظیم انرژی، فاقد بازدارندگی مؤثر منطقه‌ای و توان پاسخ‌دهی متقارن یا نامتقارن به آمریکا است. در مقابل، ایران نه‌تنها از ظرفیت‌های نظامی قابل توجه برخوردار است، بلکه شبکه‌ای از متحدان و عمق راهبردی در منطقه دارد که هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه آن را به یک بحران چندوجهی و غیرقابل‌کنترل تبدیل می‌کند. از این منظر، ونزوئلا برای ترامپ یک «هدف کم‌هزینه» و ایران یک «سناریوی پرریسک» محسوب می‌شود.
باید به ماهیت تهدیدهای اخیر ترامپ علیه ایران توجه کرد. تمرکز او بر نحوه برخورد تهران با اعتراضات، بیش از آنکه نشانه‌ای از تصمیم برای اقدام نظامی باشد، تلاشی برای ساخت یک روایت سیاسی و رسانه‌ای است. این روایت، با برجسته‌سازی مسائل باصطلاح حقوق بشری و انسانی، زمینه‌سازی لازم را برای تشدید فشارهای دیپلماتیک، تحریمی و روانی فراهم می‌کند. چنین الگویی پیش‌تر نیز در مواجهه آمریکا با دولت‌های ناهمسو مشاهده شده است؛ الگویی که الزاماً به جنگ منجر نمی‌شود، اما هزینه‌های سیاسی و اقتصادی سنگینی تحمیل می‌کند.
با این حال، سناریوی حمله نظامی مستقیم به ایران همچنان با موانع جدی روبه‌روست. هرگونه اقدام نظامی می‌تواند منطقه را وارد چرخه‌ای از بی‌ثباتی کند که پیامدهای آن محدود به ایران نخواهد بود. بازار جهانی انرژی، امنیت متحدان آمریکا در منطقه و حتی جایگاه واشنگتن در نظام بین‌الملل، همگی تحت تأثیر چنین تصمیمی قرار خواهند گرفت. این هزینه‌ها، به‌ویژه در فضای رقابت‌های سیاسی داخلی آمریکا، عاملی بازدارنده برای ورود به یک جنگ تمام‌عیار است.
می‌توان گفت ایران اگرچه در فهرست اهداف فشار حداکثری ترامپ قرار دارد، اما هدف بعدی یک حمله نظامی مستقیم به سبک ونزوئلا نیست. آنچه محتمل‌تر به نظر می‌رسد، تداوم و حتی تشدید جنگ ترکیبی علیه ایران است؛ جنگی که از رسانه و اقتصاد تا دیپلماسی و تهدید نظامی را در بر می‌گیرد. در این چارچوب، تهدیدها بیش از آنکه مقدمه حمله باشند، بخشی از نبرد روایت‌ها و محاسبات هستند؛ نبردی که میدان اصلی آن نه در آسمان، بلکه در ذهن‌ها و تصمیم‌گیری‌ها شکل می‌گیرد.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه