روزنامه کائنات
8

صفحه آخر

1404 دوشنبه 10 آذر - شماره 4964

مهدی هاشمی:

ما تربیت نشدیم!

  کارگاه «بازیگری و انتقال تجربه» با رویکرد تحلیل جایگاه بازیگر و بازیگری و روایت تجربیات با حضور مهدی هاشمی برگزار شد.
به گزارش ستاد خبری جشنواره جهانی فیلم فجر، کارگاه «بازیگری و انتقال تجربه» با رویکرد تحلیل جایگاه بازیگر و بازیگری و روایت تجربیات شامگاه شنبه ۸ آذر با حضور مهدی هاشمی بازیگر در جریان جشنواره جهانی فیلم فجر برگزار شد.
این بازیگر در ابتدای نشست بیان کرد: کسی که بازیگر می‌شود می‌گویند خاک صحنه خورده است. شخصی دکترای بازیگری گرفته بود پیش آل پاچینو می‌رود و می‌گوید من این همه درس خواندم اما بازیگر نشدم او گفت برو بازی کن. کسی که می‌خواهد بوکس یاد بگیرد باید روی رینگ بیاید، یک مشت بزند و دو تا بخورد. پس باید در صحنه بازیگر شوید تنها گذراندن کلاس بازیگری کافی نیست.
هاشمی اظهار کرد: در کلاس بازیگری می‌توانید یاد بگیرید که بدن باید نرم باشد تا وقتی روبه‌روی کارگردان قرار می‌گیرد با تمام استواری و نرمی تن کار انجام بدهید. با این حال در صحنه می‌فهمید چه باید کنید فیلمسازی هم همین گونه است تا چند فیلم کوتاه نسازید نمی‌فهمید باید در فیلم بلند چه کنید.
* بعضی کلاس‌های بازیگری کاسبی است
این بازیگر درباره بهترین فیلمی که دیده است، گفت: من «رود سرخ» را خیلی دوست داشتم. «پدرخوانده»، «دونده ماراتن» و… هم فیلم‌های خوبی هستند.
وی گفت: آمریکا قبله بازیگری جهان است در آنجا ابتدا بازیگران مهم هستند بعد فیلمسازان. آنقدر همه آنها خوب هستند که نمی‌توانم بگویم کدامشان خوب هستند یا کدام نه. حتی سیاهی لشکر آنها هم خوب هستند.
هاشمی اظهار کرد: بازیگری یعنی شوق. بازیگر باید وجودش لبریز از شوق باشد. بعضی کلاس‌ها کاسبی هستند. اکثر کلاس‌ها نه آن دانش را دارند نه وقت می‌گذارند. شوق بسیاری از هنرجویان با این کلاس‌ها هدر می‌رود.
وی درباره فیلم‌های کودکان عنوان کرد: من دوست دارم باز هم فیلم کودک بازی کنم.‌ اصلا فیلم کودک مهمترین حرکت فیلم‌سازی است. ایران زمانی جشنواره کودکان را در اصفهان به خوبی برگزار می‌کرد، به طوری که بزرگترین جشنواره کودک در جهان بود، ولی پایدار نماند.
هاشمی توضیح داد: بازیگری کودک و بزرگسال می‌تواند تفاوتی نداشته باشد این موضوع بستگی به فیلمنامه و نظر کارگردان دارد. مثلا فیلم «ای‌تی» فقط برای کودکان نیست، اما می‌تواند یکی از بهترین فیلم‌های کودکان برای تاریخ سینما باشد.
این بازیگر درباره بازیگران مولف بیان کرد: مولف بیشتر درباره کارگردانان به کار می‌رود که یک سلیقه و طرز تفکر را دنبال می‌کنند ولی بازیگری چون وابسته به فضای کارگردانان مختلف است باید در خدمت آنها باشد اما بازیگرانی داریم که چنان شخصیت خاصی دارند که در راستای همان کار می‌کنند مثل آلن دلون در حالی که او نقش‌های متفاوتی بازی نکرده است. شخصیت آن بازیگر باعث می‌شود نقش‌هایی بازی کند که دیگران بگویند بازیگر مولفی است.
وی درباره سبک‌های بازیگری گفت: ۲ سبک بازیگری داریم که آن هم مربوط به حال و هوای کارگردان است مثلا براندو نمی‌تواند در کارهای هیچکاک بازی کند چون آثار او دلهره‌آور است.
هاشمی درباره کار با بهرام بیضایی و کیانوش عیاری مطرح کرد: این ۲ خیلی تفاوت اساسی دارند آقای بیضایی از تئاتر آمده و تاثیر بازیگری تئاتری در فیلم‌های سینمایی دیده می‌شود، یعنی درشت، قطعی و… . آقای کیانوش عیاری به مستند نزدیک است که درست نقطه مقابل تئاتر است. او باید ابتدا ارتباطات واقعی دنیای واقعی را دربیاورد بعد دوربین بگذارد.
* ما تربیت نشدیم!
وی گفت: هنرمندی درباره بازیگری گفته بود بازیگر آنقدر باید غرق در حس و حال خودش باشد که به حالت غش دربیاید اما حواسش باشد که دارد نقش بازی می‌کند و از حال نرود. یعنی با تمام حس بازی کند. در تاریخ بازیگری سینمای ایران این فرصت نیست که بازیگر خیلی تمرین کند. تئاتر اما چنین است‌. در خارج از ایران کارگاه‌هایی وجود دارد برای تربیت بازیگر در تصویر آنجا میان بازیگری تئاتر و سینما تفاوت قائل هستند اما در ایران کلاس‌ها بسیار سطح پایین برگزار می‌شود. هاشمی درباره اینکه دوست دارد با کدام کارگردان خارجی کار کند، عنوان کرد: کارگردانان خارجی من را نمی‌پذیرند. در تربیت بازیگری من، من از سختی‌ها عبور داده نشدم که مثلاً با داستین هافمن کار کنم در حالی که او کارگردان مورد علاقه من است. آنها تمرینات بسیار سفت و سختی دارند. ما تربیت نشدیم.
وی گفت: به نظرم بازیگر باید ورزش کند تا بدنش نفس بکشد. خودتان را چنان آماده کنید که بتوانید بازی کنید. ولی به هر حال در بازیگری این اتفاق کمتر رخ می‌دهد. اکثرا بازیگران آماده نیستند. ضمن اینکه کلاس بازیگری، دیدن فیلم‌ها و… هم کمی به بازیگر شدن کمک می‌کند.
این بازیگر توضیح داد: من کارگردانان سطح پایینی را می‌شناسم که بازیگر را تحقیر می‌کند و بازیگر روحیه خود را می‌بازد. کارگردانان بزرگ کاری می‌کنند که حتی یک نابازیگر در فیلم زندگی کند و بازی خوبی ارایه دهد.
هاشمی عنوان کرد: تئاتر قدیم مثل امروز نبود باید بلند صحبت می‌کردی تا صدایت برسد اما حالا حتی آرام هم صحبت کنی صدایت می‌رسد.
وی اظهار کرد: سینما به طور کلی با تئاتر متفاوت است. در تئاتر بعد از چند ماه تمرین سر صحنه می‌روید و بازی می‌کنید در حالی که سینما تقطیع دارد. بازیگر می‌داند که باید چه کند. سینما سختی‌های خودش را دارد.
هاشمی توضیح داد: چند وقت پیش کسی من را در کوچه دید و گفت من کلاس رفتم ولی بازیگر نشدم. من به او گفتم فقط به من نگاه کن، اما نمی‌توانست این کار را کند. مدام داشت حرکات دیگر می‌کرد. بازیگری این نیست که دوز و کلک سوار کنیم. اگر اینچنین باشد کلاهبرداران بهترین بازیگران هستند. شفافیت و صداقت با خودتان بهترین روش است تا بازیگر شوید.
وی مطرح کرد: برخی در درون خود جوهره بازیگری دارند. مهم است که بازیگر نقشی را بازی کند که به شخصیت خودش نزدیک باشد که البته در سینما چنین اتفاقی زیاد رخ می‌دهد. ولی در تئاتر نقش اداره می‌شود. من وقتی دکتر قریب را بازی می‌کردم گاهی فکر می‌کردم من او هستم یا او من‌! گاهی فکر می‌کردم خودم دکتر قریب هستم. در سینما کارگردانان سعی می‌کنند بازیگرانی انتخاب کنند که شبیه نقش باشند. هاشمی عنوان کرد: گاهی موضوعات به شکل ناگزیر در کار بازیگری رخ می‌دهد. برخی می‌گویند تئاتر چیست که هر شب یک بازی را تکرار می‌کنید در حالی که چنین نیست چون هر شب ممکن است یک اتفاق جدید رخ دهد.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه