سیاست
صندوق اصلاح یارانه انرژی (ESRF) با همکاری بیش از ۳۰۰ متخصص برجسته حوزه انرژی، در فاصله سالهای ۲۰۱۴ الی ۲۰۲۴ در بیش از ۷۵ کشور در اصلاح یارانهها مشارکت داشته و گزارشی از سوی بانک جهانی در ۲۰۲۴ درسآموختههای سیاستی این تجربه را مستند کرده است. اعداد و ارقام مختلفی درباره میزان یارانههایی که در حوزههای مختلف در کشور توزیع میشود انتشار مییابد؛ یارانههایی که متاسفانه اقشار فرودست و نیز متوسط کمترین بهره را از آن میبرند و به خاطر وضعیت مصرف، بخش عمده آن به سمت طبقات بهرهمند سرازیر میشود. از همین رو، اصلاح وضعیت توزیع یارانهها و به طور اخص یارانههای کلانِ پنهان مورد توجه مسئولان اجرایی کشور قرار گرفته است. مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران مهرماه امسال با اعلام اینکه سالانه ۵۵ میلیارد دلار سوخت در کشور توزیع میشود که عددی بسیار بزرگ و فراتر از تصورات است، گفت: تحول دیجیتال و استقرار نظام حکمرانی دادهمحور نقش مهمی در پیشگیری از هدررفت منابع عظیم سوخت کشور دارد. این مساله تنها مختص ایران نیست و به همین دلیل نهادها و اندیشکدههای بینالمللی طی سالهای گذشته توجهی ویژه به مقوله اصلاح روندهای توزیع انواع یارانهها داشتهاند. «اصلاح یارانه انرژی از ایده تا عمل: دیدگاههای کاربردی در مورد اصلاحات یارانه انرژی» عنوان مقالهای است که بانک جهانی در اکتبر ۲۰۲۴ منتشر ساخته و «محمدرضا دادگستر» پژوهشگر سیاستگذاری عمومی خلاصهای از آن را ارائه داده است.بخشهایی نسبتا مفصلتر از این تلخیص را در ادامه میخوانید: تجربه صندوق اصلاح یارانه انرژی اصلاح یارانه انرژی به منظور کاهش فشار مالی سنگین بر دولت، جلوگیری از اتلاف منابع ، کاهش نابرابری اجتماعی و آسیب زیست محیطی گامی گریزناپذیر در مسیر توسعه است. برنامهریزی و اجرای دقیق این سیاست، احتمال موفقیت آن را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. تحلیل جامع، آمادگی، هماهنگی، ارتباط مؤثر و هدایت منابع مالی دولت به سمت نیازهای فوری اقتصادی و اجتماعی، میتواند منافع وعدهدادهشده این اصلاحات را برای جوامع به همراه داشته باشد. نمونههایی از این اصلاحات در یک دهه گذشته در برخی کشورها تجربه شده است. صندوق اصلاح یارانه انرژی (ESRF) با همکاری بیش از ۳۰۰ متخصص برجسته حوزه انرژی، در فاصله سالهای ۲۰۱۴ الی ۲۰۲۴ در بیش از ۷۵ کشور در اصلاح یارانهها مشارکت داشت. گزارشی از سوی بانک جهانی در ۲۰۲۴ درسآموختههای سیاستی این تجربه را مستند کرده است. دسترسی به دادههای قابل اتکا و تحلیل دقیق نخستین شرط موفقیت در اصلاح یارانه انرژی نخستین گام در مسیر اصلاح یارانه انرژی، داشتن اطلاعات درست و جامع و شناختی دقیق از وضعیت موجود است؛ اینکه چرا یارانهها وضع شدهاند، چه میزان هزینه بر دوش دولت میگذارند، چه کسانی از آنها بهرهمند میشوند و چه پیامدهایی بر مصرف، محیط زیست، کارایی اقتصادی و وضعیت مالی بخش انرژی دارند. این فهم اولیه، پایه طراحی هرگونه مسیر اصلاح است. در ادامه، ضروری است که آثار احتمالی اصلاحات بر اقتصاد، بخشهای مصرفکننده انرژی، خانوارها و بنگاهها با دقت و بر مبنای داده بررسی شود. در کشورهایی که چندین بار اصلاح یارانه انرژی انجام دادند، روند مشخصی دیده میشود: ابتدا انتقالهای نقدی جبرانی بهعنوان برنامههای جدید معرفی شدند. سپس در طول زمان، برنامههای موجود با اصلاح معیارهای شایستگی، ساختار مزایا و میزان پوشش بهبود یافتند و توسعه پیدا کردند تحلیلهای توزیعی و کلان نشان دادهاند که یارانههای انرژی اغلب به نفع دهکهای بالای درآمدی هستند و حذف یا اصلاح آنها میتواند با ابزارهای حمایتی مناسب، اثر محدودی بر فقرا داشته باشد. بررسی دقیق اثر بر بنگاهها نیز نشان میدهد که افزایش قیمت انرژی لزوماً برای همه زیانبار نیست و بسیاری از بنگاهها امکان سازگاری و افزایش بهرهوری را دارند. در کنار ابعاد فنی، اقتصاد سیاسی نقشی تعیینکننده دارد. اصلاح یارانه انرژی با ذینفعان قدرتمند، انتظارهای تثبیتشده در میان مصرفکنندگان و هزینه سیاسی بالقوه مواجه است. شناخت حساسیتهای سیاسی و اجتماعی، تحلیل رفتار گروههای ذینفع و ارزیابی ظرفیت پذیرش جامعه، باید بخشی جداییناپذیر از فرایند برنامهریزی باشد. سیاستهای جبرانی برای حمایت از اقشار آسیبپذیر از مهمترین درسهای ده سال گذشته این است که اصلاح قیمت بدون اقدامات جبرانی ملموس، محکوم به شکست است. موفقترین تجربیات جهانی نشان میدهد که انتقالهای نقدی هدفمند، کارآمدترین ابزار برای حمایت از خانوارهای آسیبپذیر هستند. در طول دهههای گذشته، دولتها بهطور فزایندهای از انتقالهای نقدی برای حمایت از اصلاح یارانههای انرژی استفاده کردهاند. با توجه به آثار احتمالی افزایش قیمت انرژی بر خانوارهای کمدرآمد، برخی دولتها رویکردی تدریجی برای افزایش قیمتها برگزیدهاند و آن را با سازوکارهای جبرانی -چه بهصورت موقت و چه بلندمدت- همراه کردهاند. در بیشتر کشورها، انتقالهای نقدی بهعنوان برنامههای جدید با سیستمهای اداری و مالی مستقل معرفی شدند. در برخی موارد، دولتها برنامههای موجود را گسترش دادند تا خانوارهای فقیر و آسیبپذیر را بهتر پوشش دهند یا انتقالها را به سطحی نزدیک به فراگیر شدن برسانند. در کشورهایی که چندین بار اصلاح یارانه انرژی انجام دادند، روند مشخصی دیده میشود: ابتدا انتقالهای نقدی جبرانی بهعنوان برنامههای جدید معرفی شدند. سپس در طول زمان، برنامههای موجود با اصلاح معیارهای شایستگی، ساختار مزایا و میزان پوشش بهبود یافتند و توسعه پیدا کردند. صرف درآمدهای حاصل از اصلاح یارانهها در جهت منافع عمومی اصلاح یارانههای انرژی باعث صرفهجویی مالی میشود و این منابع آزادشده میتوانند برای اقدامات جبرانی و اولویتهای سیاستی استفاده شوند. تجربه نشان داده است که حتی با پرداخت نقدی به خانوارها، اصلاحات باز هم صرفهجویی مالی خالص ایجاد کردهاند. یکی دیگر از توصیههای کلیدی این است که صرفهجویی مالی ناشی از حذف یارانه باید بهصورت شفاف و قابلپیگیری در جهت منافع عمومی هزینه شود. تخصیص منابع آزادشده به حمایت اجتماعی، انرژی پاک، زیرساخت، خدمات شهری یا توسعه روستایی، نهتنها فشارهای اجتماعی اصلاح را کاهش میدهد بلکه مشروعیت آن را نیز بالا میبرد. صرفهجویی مالی ناشی از حذف یارانه باید بهصورت شفاف و قابلپیگیری در جهت منافع عمومی هزینه شود. تخصیص منابع آزادشده به حمایت اجتماعی، انرژی پاک، زیرساخت، خدمات شهری یا توسعه روستایی، نهتنها فشارهای اجتماعی اصلاح را کاهش میدهد بلکه مشروعیت آن را نیز بالا میبرد بنابراین منابع آزادشده میتوانند صرف رشد اقتصادی و کاهش فقر، حمایت از اشتغال و توسعه بخش خصوصی، و افزایش تابآوری (مثل کاهش مالیات نیروی کار، آموزش کارکنان، حمایت از نوآوری و بهرهوری انرژی) شوند. ترکیب این اقدامات باعث رفع نگرانی ذینفعان و افزایش حمایت عمومی از اصلاحات میشود.ارائه منافع واقعی همزمان با اصلاح، مانند بهبود کیفیت برق، حملونقل، خدمات عمومی، یا زیرساختهای محلی، میتواند پذیرش عمومی را تقویت کند و اعتماد به دولت را افزایش دهد. لزوم اجرای تدریجی و هماهنگی نهادهای اجرایی در زمینه اجرا، زمانبندی و ترتیب اقدامات اهمیت ویژهای دارد. تجربه نشان میدهد که افزایشهای ناگهانی و بدون پیشزمینه معمولاً شکست میخورند. اجرای تدریجی، استفاده از فرمولهای تعدیل خودکار و اجرای برخی اقدامات حمایتی پیش از آغاز اصلاحات، احتمال موفقیت را به شکل چشمگیری افزایش میدهد. اصلاحات پایدار همچنین نیازمند رهبری قوی و هماهنگی مؤثر بین نهادهای دولتی است. زمانی که یک دستگاه یا شخصیت مشخص، نقش پیشبرنده را بر عهده دارد و هماهنگی میان وزارتخانههای اقتصاد، انرژی، رفاه و دستگاههای ارتباطی برقرار است، موفقیت اصلاحات افزایش خواهد یافت. در این میان، ارتباطات شفاف، مستمر و صادقانه با مردم بهعنوان یکی از مهمترین عوامل موفقیت شناسایی شده است. جامعه باید بداند که یارانهها چگونه توزیع میشوند، چه هزینههایی دارند و حذف آنها چه منافع ملموسی به همراه خواهد داشت. پیامهایی که توسط چهرههای معتبر و مورد اعتماد ارائه شوند، اثرگذاری بسیار بیشتری دارند. نکته مهم دیگر این است که بسیاری از اصلاحات موفق در زمان بحرانها و شوکها انجام شدهاند؛ زمانی که مردم و دولت هر دو به این نتیجه رسیدهاند که ادامه وضع موجود ممکن نیست. آمادگی فنی و نهادی برای استفاده از فرصتهای بحران، یکی از درسهای کلیدی این دهه است.