سیاست
روزنامه گاردین در گزارشی تحلیلی نوشت: اروپا در هفتهای که طرح تازه دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا برای آینده جنگ اوکراین بدون مشورت با آنها روی میز گذاشته شد، بیش از هر زمان دیگری با خطر تنهایی در برابر روسیه، سست شدن اتحاد فراآتلانتیک و تردید نسبت به اتکای راهبردی بر ایالات متحده روبهرو شده است. گاردین در این گزارش ، با مرور سلسله رویدادهای دیپلماتیک و رسانهای پیرامون «طرح ۲۸ بندی» ترامپ برای پایان جنگ اوکراین، این هفته را نقطه عطفی توصیف کرده که در آن، رهبران اروپایی برای اولینبار بهطور عریان با این واقعیت روبهرو شدهاند که واشنگتن بدون هماهنگی جدی با بروکسل و پایتختهای اروپایی حاضر است بر سر معماری امنیتی قاره اروپا با مسکو وارد معامله شود. در این گزارش، از قول دیپلماتهای ارشد اروپایی نقل شده است که «اروپا در برابر روسیه تنها مانده» و دیگر نمیتواند مانند گذشته روی چتر امنیتی آمریکا بهعنوان یک تضمین بدیهی و مسلم حساب کند. گزارش گاردین توضیح میدهد که چگونه افشای نقش یک تاجر و فرستاده نزدیک به ترامپ در دیدار با مقامات سابق و فعلی روسیه برای تنظیم این طرح، به همراه انتشار جزئیات نسخه اولیه سند، شوک شدیدی به پایتختهای اروپایی وارد کرده است. برخی رسانههای غربی پیشتر گزارش داده بودند که این طرح در جلساتی در میامی با حضور چهرههای نزدیک به ترامپ و طرفهای مرتبط با کرملین روی میز قرار گرفته است و در عمل، بسیاری از خواستههای حداکثری مسکو را بازتاب میدهد. بر اساس همین روایتها، نسخه اولیه طرح ۲۸ بندی شامل پذیرش عملی کنترل روسیه بر بخشهای وسیعی از شرق اوکراین، از جمله بخشهایی از دونباس، کاهش قابلتوجه اندازه ارتش اوکراین، محدود شدن دسترسی این کشور به برخی انواع تسلیحات دوربرد و کنار گذاشتن چشمانداز عضویت در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) برای همیشه عنوان شده است. در برخی تحلیلهای منتشرشده در گاردین و دیگر رسانهها، از این طرح بهعنوان سند آتشبس بر مبنای خطوط فعلی نبرد و امتیازگیری ارضی یاد شده که بدون حضور اروپا، برای اوکراین یک «انتخاب ناممکن» خلق میکند. گاردین مینویسد: برای بسیاری از پایتختهای اروپایی، مشکل فقط محتوای طرح ترامپ نیست، بلکه شیوه شکلگیری آن و پیام سیاسی پشت ماجراست. مقامهای اروپایی به این نتیجه رسیدهاند که آمریکا آماده است حتی درباره سرنوشت مرزهای اروپا و آرایش امنیتی قاره، صرفاً با مسکو و کییف وارد معامله شود و نقش اتحادیه اروپا را به یک ناظر حاشیهای تقلیل دهد. همین احساس حاشیهای شدن اروپا، بهویژه پس از آن تشدید شد که گزارشهایی از نقل قول برخی مقامات آمریکایی در نشستهای ناتو منتشر شد که از احتمال تحت فشار گذاشتن ولادیمیر زلنسکی رئیس جمهوری اوکراین برای پذیرفتن توافق در روزها یا هفتههای پیشرو سخن گفتهاند؛ آن هم با این تهدید که در صورت نپذیرفتن، اوکراین بعدها با «توافق بدتری» روبهرو خواهد شد. در بخش دیگری از گزارش گاردین، به فضای افکار عمومی و نخبگان اروپا بعد از انتشار این طرح اشاره شده و نقلقولهایی از مسئولان سیاسی فعلی و سابق آورده میشود. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، و برخی وزیران خارجه کشورهای اروپایی در روزهای اخیر بارها هشدار دادهاند که روسیه از نگاه آنها همچنان یک تهدید امپریالیستی برای امنیت قاره است و طبق ارزیابیهای نظامی، احتمال درگیری مستقیم مسکو با ناتو در افق ۲۰۲۹ جدی است. همزمان، برخی اندیشکدههای اروپایی از جمله چتمهاوس در یادداشتهایی تأکید کردهاند که رهبران اروپایی در حمایت از کییف بیش از حد کند و محتاط بودهاند و اکنون اگر نتوانند موضع مستقلی در برابر واشنگتن شکل دهند، ممکن است برای سالها زیر سایه توافقی قرار گیرند که در جای دیگری نوشته شده است. همزمان با این تحولات، اوکراین و برخی پایتختهای اروپایی تلاش کردند نسخهای اصلاحشده از طرح را روی میز بگذارند تا بهگفته آنها، برخی از امتیازهای اعطایی به مسکو تعدیل شود، اما گزارشهای رسانهای نشان میدهد این تلاش با استقبال کرملین روبهرو نشده و مسکو طرح اروپایی را بهعنوان سندی یکطرفه رد کرده است. مجموعه این رویدادها از نگاه تحلیلگران اروپایی، تصویری از شکاف عمیق بین نگاه آمریکا و اروپا به مفهوم صلح در اوکراین ترسیم کرده که در آن، واشنگتن بیشتر به دنبال بستن پرونده جنگ در چارچوب ملاحظات داخلی خود است. این در حالی است که برای اروپا، مدل پایان جنگ به صورت مستقیم به معماری امنیتی چند دهه آینده قاره گره خورده است. در کنار بُعد امنیتی، بُعد اقتصادی این شکاف نیز در گزارشهای تحلیلی منعکس شده است. برخی تحلیلها هشدار میدهند که هرگونه توافقی که بر اساس آن اوکراین بخشهایی از ظرفیت صنعتی و معدنی مهم خود را در شرق کشور از دست بدهد، میتواند این کشور را برای سالها به یک حفره اقتصادی تبدیل کند و عمده هزینههای بازسازی و کمکهای مالی آن بر دوش اتحادیه اروپا خواهد بود. در سناریوی به اصطلاح صلح ناقص نه سرمایهگذاری خارجی بهراحتی به اوکراین بازمیگردد، نه مرزها به شکل کامل تثبیت میشود و نه تنش با روسیه پایان مییابد، اما اروپا مجبور است هزینه امنیت، بازسازی و کمکهای مالی را در شرایطی تحمل کند که اقتصاد خود قاره با چالشهای عمیق رشد ضعیف، کسری بودجه و فشار اجتماعی روبهرو است. این احساس تنهایی اروپا فقط در حوزه نظامی و امنیتی خلاصه نمیشود و به عرصههای مالی و حقوقی نیز سرایت کرده است. نمونه بارز آن، جدال درون اتحادیه اروپا بر سر نحوه استفاده از داراییهای منجمد روسیه است. در حالیکه واشنگتن و برخی پایتختهای اروپایی بر استفاده از سود این داراییها بهعنوان پشتوانه وام جدید برای اوکراین اصرار دارند، برخی کشورهای عضو نسبت به تبعات حقوقی و مالی این تصمیم هشدار میدهند و آن را اقدامی میدانند که میتواند جذابیت یورو و سیستم مالی اروپا را در بلندمدت تضعیف کند. این موضوع، بهویژه وقتی با فشارهای آمریکا برای پیشبرد سریع توافق کنار هم قرار میگیرد، برای بسیاری از ناظران در قاره پیر نشانهای دیگر از این واقعیت است که اروپا درحالی باید هزینههای یک جنگ و صلح پرابهام در همسایگی خود را بپردازد، که کنترل محدودی بر قواعد بازی دارد. گاردین در بخش دیگری از گزارش خود، به موضع کشورهای خط مقدم در شرق اروپا از جمله لهستان، کشورهای بالتیک و اسکاندیناوی اشاره میکند که از مدتها پیش نسبت به کاهش تعهدات آمریکا در قالب ناتو هشدار داده بودند. در روایت این کشورها، رویدادهای هفتههای اخیر فقط تأیید همان نگرانی قدیمی است که در تحلیلهای مختلف با عبارتهایی مانند پایان قرن آمریکایی و «شرطی و قابل فسخ شدن تضمینهای امنیتی واشنگتن» توصیف شده است. در نقلقولی که در برخی گزارشها تکرار شده، یکی از دیپلماتهای اروپایی تأکید میکند: «آنچه در دیدارهای اخیر فهمیدیم این است که اروپا ناگزیر است برای امنیت خود، روی پای خودش بایستد؛ حتی اگر هنوز ابزارهای لازم را برای این کار ندارد.» با این حال، خود اروپا نیز در برابر این چالش متحد و یکصدا نیست. از یک سو، کشورهای شمال و شرق قاره با لحنی تندتر نسبت به هرگونه امتیاز ارضی به روسیه مخالفت میکنند و حتی از لزوم افزایش بودجههای دفاعی و استقرار نیروهای بیشتر در مرزهای ناتو سخن میگویند. از سوی دیگر، بخشهایی از جامعه و نظامهای سیاسی در اروپای غربی و جنوبی نگران این هستند که پیگیری یک استراتژی رویارویی بلندمدت با مسکو، هزینههای اقتصادی و اجتماعی غیرقابلتحملی بر دوش شهروندان بگذارد. یادداشت چتمهاوس و سایر تحلیلهای مشابه نیز در همین چارچوب تأکید میکند که اگر اروپا نتواند در برابر وسوسه صلح سریع اما ناپایدار مقاومت کند، ممکن است در سالهای آینده با هزینههای بزرگتری در حوزه دفاع، بازدارندگی و ترمیم شکافهای داخلی خود مواجه شود. در لندن، پاریس، برلین و بروکسل بحث دیگری نیز در جریان است، اینکه اروپا آیا میتواند بهطور واقعی راهبرد استقلال راهبردی را عملی کند یا نه. طرحهایی همچون ایده تشکیل ائتلاف مشتاقان برای استقرار یک نیروی چندملیتی به شکل عمده اروپایی در اوکراین پس از هر توافق احتمالی، تلاش برای همافزایی بودجههای دفاعی در قالب سازوکارهای مشترک بودجهای دفاعی اروپا و بحث بر سر ایجاد ظرفیت صنعتی مشترک در حوزه تسلیحات، همگی نشانههایی است از اینکه قاره پیر به دنبال کاهش وابستگی یکجانبه به واشنگتن است، اما در عین حال، گزارشهای کارشناسی و ارزیابیهای رسمی یادآور میشود که بدون حدی از حمایت لجستیکی و سیاسی آمریکا، تبدیل این ایدهها به واقعیت کار سادهای نخواهد بود. در کل گزارش گاردین این هفته را هفتهای که اروپا فهمید در برابر روسیه تنهاست توصیف میکند، نه از این جهت که واشنگتن ناگهان بهطور کامل از میدان خارج شده، بلکه از این منظر که رهبران اروپایی بهصورت عینی با محدودیتهای اتکای صرف به چتر امنیتی آمریکا روبهرو شدهاند. در چنین فضایی، بحث بر سر آینده اتحاد فراآتلانتیک وارد مرحله تازهای شده است که در آن، اروپا از یکسو نمیخواهد در معادله قدرت جهانی از آمریکا فاصله کامل بگیرد و از سوی دیگر، بهخوبی میداند هر رکبی که در پرونده اوکراین بخورد، میتواند دههها سیاست امنیتی و توازن قوا در این قاره را تحتتأثیر قرار دهد.